Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59661S3

Date of Document: 2003-01-16

يك جنگ واقعي نگاهي به سريال خاك سرخ ساخته ابراهيم حاتمي كيا مطالعه اجتماعي يك جامعه بي شك بايد بدون هيچ داوري و قضاوتي و دور از هر بغض و كينه و با علاقه و دلبستگي مفرط صورت گيرد. اين استقلال يعني ديدن جامعه، بدون دخالت و حضور ذهنيت هاي الحاقي بدان، خواننده و يا بيننده اثر را وا مي دارد تا جامعه را همان گونه كه بوده و يا هست شناسايي كند. اين كه چقدر يك مورخ و يا يك نقاد جامعه مي تواند صداقت در گفتار و نوشتار را رعايت كند، امري است كه صحت يا سقم آن را مرور زمان و يا نقد تحليلي آن اثر نشان خواهد داد. اين كه از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران بيش از 22 سال مي گذرد و اين كه نسل جوان جز براساس مطالعه و يا شنيدن خاطرات ديگران، شناختي به اوضاع و احوال زمان جنگ و شرايط موجود در آن زمان نمي توانند داشته باشند، گوينده و نويسنده را بر آن مي دارد تا درست ببيند، درست بنويسد و تفسير به راي نكند. خرمشهر، شهر مظلومي است كه مزيد بر تمام تظلم هاي وارد شده از طرف نيروهاي عراقي و قبول ويراني و در بدري اهاليش، بعضا مورد بي لطفي دوستدارانش نيز واقع مي شود. خرمشهر شهري است كه براي شناختنش يا بايد خرمشهري بود يا صميمانه به ميان مردم آن ديار رفته، با آن ها نشست و برخاست نمود. سريال تلويزيوني خاك سرخ بر آن است تا با طرح داستان سفر يك جوينده، نگاهي به خلق و خوي مردم خرمشهر، رابطه آن ها با يكديگر، كنش و واكنش آن ها نسبت به حادثه اي غيرمنتظره به نام هجوم نيروهاي عراقي از زمين و هوا به شهر داشته و از آن طريق مخاطب جوان جنگ نديده را با اوضاع اجتماعي آن شهر در سال 1359 آشنا كند. اين كه آقاي حاتمي كيا به درستي به داوري نشسته و مردم اين ديار را همان گونه كه بوده اند، ترسيم نموده است، مطلبي است كه بدان مي پردازيم، البته اگر ورود به نقد عمل حاتمي كيا، گناه محسوب نشده و خرده اي بر اين عمل نباشد. - 1 ليلي مسافري است كه بعد از فقدان همسر و به دنبال يافتن پدر و مادر پاي به كوچه هاي خرمشهر مي گذارد. در وهله اول زن بودن او (اين مسئله در عشاير خرمشهر از اهميت بالايي برخوردار است ) آشفته، بودن وضع بودنش، و از طرفي غريبه و مسافر بودن، حس هيچ يك از اهالي شهر را چه درگير با وضع اضطراري به وجود آمده، چه در حاشيه مسائل بر نمي انگيزد و همدلي و همراهي احدي را بر نمي تابد. اين يعني بي تفاوتي در اهالي و در رفتار غالب آن ها و يا لااقل كلاه خود را چسبيدن است كه بادش نبرد. - 2 ليلي گرسنه جهت سد جوع وارد مغازه اي شده ناخواسته اقدام به تصاحب و تناول ناني مي كند، متعاقب آن سررسيدن مغازه دار، پرخاشگري و اتهام به غارت شهر، كمترين سهم ليلي از اين فرآيند است. - 3 ليلي خسته و درمانده در صندلي هاميني بوس آرميده كه با برخورد به غايت تند راننده استقبال شده، متهم به مادري مي شود كه قصد رها كردن نوزادش را دارد. - 4 لعيا خانم معلمي است كه هنگام مراجعه به مدرسه اش با خيل رزمندگاني مواجه مي شود كه فرمانده آن ها گويي كمتر سراغ احترام و مهرباني رفته باشد، با بيگانگي كامل وي را طرد و حواله به فرماندهان مي دهد. كوتاه سخن: اين نامهرباني ها و بي تفاوتي ها ديگر در جاي جاي اين سريال به چشم مي خورد، به طوري كه اگر نگوييم نگاه نامهربان لااقل مي توانيم ادعا كنيم كه دور از دايره رفتارشناسي و انصاف من است به عنوان يك خوزستاني كه حدود نيم قرن در ميان مردم نجيب و مهربان اين استان زندگي كرده ام، مدعي هستم كه شما مردم را فداكاري و ميهمان نوازي آن ها را فداي قصه سرايي خود نموده ايد، فضاي پر از عطر گذشت را فداي لوكيشن خود نموده ايد. مردم خرمشهر كجا و مردم قصه شما كجا! اهالي اين ديار كه به گفته امام راحل دين خود را نسبت به انقلاب ادا نموده اند. در شرايط بدتر يا بدتر از اين نيز مهرباني خودشان را هيچگاه فراموش آن ها نكرده اند هرگز گرسنه را غارتگر و خسته را لاابالي نمي خوانند. شما كافي است به عنوان غريبه اي به خرمشهر رفته تا خود شاهد باشيد كه چگونه آن ها، شما را به مراد و منظورتان مي رسانند. زيبايي بصري سريال خاك سرخ و همچنان صداقت آقاي حاتمي كيا در سينماي جنگ، نبايد دليلي بر آن شود كه ما لغزش ها و كاستي ها را در اين منظر جامعه شناسانه نبينيم. آقاي حاتمي كيا در هيچ كدام از فيلم هايش چنين فرصتي را به دست نياورده تا با دوربين به ميان مردم شهرهاي جنگ زده رفته، از اين قهرمانان واقعي جنگ فيلم تهيه كند. او هميشه جلوي جبهه را تصوير نموده و اكنون اين مهلت به او داده شده تا پشت جبهه يا جبهه دوم جنگ را به نمايش بكشاند. او نبايد اين فرصت طلايي را براي لايه شناسي مردم و عشق جوشيده آن ها به اين سرزمين از دست بدهد.