Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59661S2

Date of Document: 2003-01-16

سياهي يك سوال است گفت وگو با مهرداد افسري عكاس، آرش حنايي مهرداد افسري متولد 1356 و فارغ التحصيل رشته عكاسي در سال 1379 در مقطع كارشناسي از دانشگاه آزاد اسلامي است. او يكي دو سال قبل از ورود به دانشگاه، عكاسي را آغاز كرده و تاكنون در 11 نمايشگاه گروه عكاسي شركت داشته. زمينه مطالعاتي او فلسفه است و يك جمله عكاسي را نوعي مكاشفه تصويري جهان مي داند. متن زير حاصل گفت وگويي است كه همزمان با برگزاري نمايشگاه انفرادي او در گالري اثر انجام شده است. * * * * به نظر مي آيد اين نمايشگاه نتيجه تركيب دو مجموعه است. بله دو مجموعه است. يكي مناظر جاده اي كه سال 79 موضوع كار عملي پايان نامه ام بوده و بقيه عكس ها از مجموعه ديگري است كه نامش را مجموعه نمدي و گذاشته ام نمد را به عنوان يك نشانه در نقاط مختلف طبيعت عكاسي كرده ام. * فكر نمي كنيد همنشيني دو مجموعه متفاوت روي كارهايتان تاثير گذاشته. به خصوص روي مجموعه؟ نمدها مي خواهيد بگوييد اگر يك مجموعه باشد بهتر؟ است * بله. نه. من هيچ منافاتي در همنشيني اين دو مجموعه نمي بينم، چون معتقدم اگر يك مولف، يك عكاس، يك امضا داشته باشد يعني خط فكر ذهني و مطالعاتي اش مشخص باشد طبيعتا محصول كار برخاسته از دريافت ها و ذهنياتش خواهد بود. و مي شود اين دو مجموعه را به هم ربط داد به خصوص كه در بعضي از مسائل مثل زمان، وضعيت هوا و نوع چاپ، كه در رسيدن به يك نوع ساختار بصري موثر است، مشابه اند. * در اين مجموعه جديد يك عنصر تازه به طبيعت اضافه كرديد كه در كارهاي گذشته تان ديده نمي شد. يك نمد و تصوير روي آن (يك اسب جهنده ) چه پيامي براي مخاطب؟ دارد درواقع شكل گيري اين مجموعه از زمان همان مجموعه جاده هاست. لحظه اي كه تصميم گرفتم اين نمد را به كادر اضافه كنم يك اتفاق بود. در سفري با يكي از دوستان، از اين نمد براي زيرانداز استفاده مي كرديم و من ناگهان فهميدم چه ارتباط عجيبي با طبيعت پيدا كرده است. اسب روي نمد آغاز يك گفت وگوي سوررئال را بين خود و محيط ايجاد مي كرد. شكل گيري چنين بار مغناطيسي از تصوير و ابهام چنين وصلتي كاملا تعمدي بود. همين باعث پرداخت اين مجموعه شده است. به نظر من يكي از اهداف آثار بصري تلنگر زدن به ذهن مخاطب مثل است يك اثر انتزاعي كه در اكثر مواقع صرفا به طرح يك سوال منجر مي شود. * فرم و محتوا و ارجحيت احتمالي يكي بر ديگري را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد در مجموعه جاده ها هر دو در يك سطح قرار دارند ولي در مجموعه نمدها محتوا چيره مي شود. حتي بعضي از عكس ها از نظر فرميك هيچ چيز خاصي ندارند و صرفا از زمينه اي با يك بافت و چند سنگ و يك نمد شكل گرفته اند و اينجا در واقع اين محتوا است كه به فرم كمك مي كند. * معمولا در مجموعه هايتان گرايش به سمت طبيعت ديده مي شود. چگونه به اين نحوه بياني عكس هايتان نزديك؟ شديد هر عكاس دغدغه هاي خاص خود را دارد كه به نوعي مايل است آن را بيان كند. براي من عكاسي كردن ارضاي دغدغه هايم است. چيزهايي مرا آزار مي دهند و در نهايت احساس مي كنم كه اين دغدغه ها در طبيعت تخليه مي شوند و از اينكه با چنين واسطه اي (دوربين عكاسي ) مي توانم مثل يك نوازنده كه از اجراي يك قطعه به كمك ساز خود ارضا مي شود لذت ببرم احساس خوبي دارم. من سعي مي كنم، با عكس هايم ارتباط كلامي و گفتاري داشته باشم و تقريبا براي هر قطعه از عكس هاي مناظر جاده اي شعري نوشته ام. * يعني معتقديد كه كلام و تصوير به گونه اي؟ مرتبطند بله. * خب آيا اين كلامي كه به آن اشاره مي كنيد از تصوير آمده يا... بله، كاملا از تصاوير گاهي برآمده اند اوقات احساس مي كنم، چيزهايي كه در تصوير جست وجو مي كنم براي مخاطب خيلي... خيلي راحت تر.. يا مملوس تر است وقتي كه با كلام كامل مي شوند كمكي است براي دريافت معنا. * در مطالعات خود چه زمينه هايي از فلسفه را دنبال؟ مي كنيد بيشتر نشانه شناسي و زبان شناسي. البته اين روند فكري ام را مديون عكاس مرحوم، عباس مرادي جورابي هستم، در مدت زمان كوتاهي كه با ايشان در دانشگاه كلاس داشتم، خط ذهني و فكري ام مشخص شد و از آنجا بود كه فهميدم به دنبال چه هستم. * مطالعات شما در زمينه زبان شناسي چقدر روي عكس هايتان تاثير گذاشته؟ است خيلي زياد. خيلي زياد. من فكر مي كنم همان طور كه روح نيازمند به شعر، تصوير، احساس، طبيعت و.. است ذهن هم نيازمند اطلاعات است و با مطالعه مي توان بر مسائل مختلفي اشراف داشت و در ميان راه هاي مختلف مسير مناسب را انتخاب كرد. از سايت تهران آوينيو