Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59661S1

Date of Document: 2003-01-16

مگر آن كه چشم ها را ببنديم گفت وگو با كامبيز روشن روان، آهنگساز آرش نصيري * يك چيزي هميشه برايم سوال است و آن هم در مورد آهنگسازي است. البته در مورد موسيقي سنتي و يا كلاسيك كمتر اين اتفاق مي افتد و بيشتر در مورد موسيقي پاپ است و آن هم مسئله آهنگساز است. يك نفر كه يك ملودي را زمزمه مي كند، خود را آهنگساز مي داند. آهنگسازي با ملودي سازي چه فرقي؟ مي كند اين هم يكي از مواردي است كه هنوز در كشور ما تعريف نشده است. هر كسي كه با سوت زدن يك ملودي را زمزمه كند در كشور ما مي شود آهنگساز. بنابراين هر كس به خودش اجازه مي دهد كه بگويد من آهنگساز هستم و اين عنوان را يدك مي كشد. بنابراين طبيعي است آنهايي كه حداقل پانزده سال زحمت كشيدند و در اين رشته تخصصي عنوان آهنگساز را پيدا كردند، اين كار را ببوسند و بگذارند كنار. خيلي طبيعي است. ضمن اينكه هيچ فرقي هم بين آن كسي كه با سوت يك ملودي را مي زند و اصلا بويي از موسيقي و هنر و اين مسائل آهنگسازي نبرده، بيش از يك آهنگساز در جامعه ارج و قرب پيدا مي كند. او كارش در جامعه عرضه مي شود ولي يك آهنگساز با آن تبحر و مهارتش، كارش راه به هيچ جايي نمي برد. به هر حال همين است ديگر، الان ما چون تعريف نداريم از آهنگساز، تعريف نداريم از كسي كه فقط يك ملودي مي سازد، تعريف نداريم از كسي كه تنظيم مي كند، و تعريف از هيچ مورد خاصي در موسيقي نداريم، بنابراين همه مان همه كاره ايم و عملا هم هيچ كاره ايم. * شما آهنگساز را تعريف كنيد. آهنگساز از نظر من كسي است كه مي تواند يك اثر موسيقي را از ابتدا تا انتها، يعني ساخت ملودي هايش، تنظيم آنها، اركستراسيونش، هارمونيزه كردنش و تمام جزيياتي كه مربوط است به ساخت يك اثر، به تنهايي انجام بدهد، يك چنين موجودي از نظر من آهنگساز است. * تنظيم كننده؟ چه تنظيم كننده ديگر به آهنگساز كاري ندارد. يعني آهنگساز كسي است كه خودش تنظيم را هم انجام مي دهد. تنظيم كننده زماني معنا پيدا مي كند كه آهنگساز، همان كسي است كه فقط ملودي مي سازد و حالا نياز دارد كه يك كسي اين كار را برايش تنظيم كند و هارمونيزه و اركستراسيون بكند. آنجا تازه تنظيم كننده معني پيدا مي كند. وگرنه آهنگساز نيازي به تنظيم كننده ندارد. * يعني شما به يك مثلث اعتقاد داريد. يكي آهنگسازي مي كند، يك نفر مي خواند و يك نفر شعر مي گويد... بله آهنگساز يك چنين آدمي است از نظر من. * خيلي ها هستند كه شايد اصلا سواد موسيقايي هم ندارند و بعضي وقت ها ملودي هاي پيچيده اي مي سازند كه واقعا عجيب است و جالب. براي آنها چه عنواني مي توان؟ گذاشت خيلي از آهنگ هاي موسيقي مقامي كه شما هم در كارهايتان از آنها استفاده كرديد توسط كساني ساخته شده است كه اصلا تنظيم و اركستراسيون بلد نبودند و اصلا اسمش را هم نشنيدند. اين درواقع يك جور ملودي سازي است كه اگر در همان منطقه اي كه سازنده اش زندگي مي كند اين در زبان و حافظه مردمش جا بگيرد و تكرار شود در آينده تبديل مي شود به يكي از ملودي هاي خوب آن منطقه. ولي در حال حاضر شخصي يك ملودي ساخته بنابراين آنچه كه ساخته، يك ملودي موسيقي است، يك آهنگ موسيقي است. يك آهنگ يا يك ملودي بگوييم. * پس مي توانيم بگوييم او يك آهنگساز؟ است به تعبيري كه الان در مملكت ما وجود دارد بله. * آنچه شما اعتقاد داريد... به اعتقاد من او يك ملودي ساز است. شايد بتوانيم بگوييم نغمه پرداز. * در مورد شعر و ترانه. در موسيقي اي كه موسيقي فاخر هست، موسيقي اي كه همه چيزش درست است و به اصطلاح همه چيز سرجاي خودش هست - نه مشخصا پاپ - در يك چنين موسيقي آيا لزوما شعر هم بايد فاخر باشد يا اينكه مي تواند عاميانه هم؟ باشد معمولا شعر براساس محتواي موسيقي تعيين مي شود يعني گاهي اوقات است كه شعر بر اساس ملودي ساخته شده اي تصنيف مي شود و گاهي اوقات هم برعكس آهنگساز است شعري را انتخاب مي كند و براساس آن موسيقي مي سازد. بنابراين با توجه به اينكه قرار است چه نوع موسيقي ساخته شود، يا چه موسيقي با چه وزني ساخته شده، شعري كه برايش تعيين مي شود، شعري است كه با اين مجموعه كاري بايد درست دربيايد و متناسب با همديگر باشند. نمي توانيم يك موسيقي بسيار فاخر و سنگين فرهنگي رابا يك شعر خيلي دم دستي يا پيش پا افتاده همراه بكنيم. اين كار درستي نيست. * شعرهاي عاميانه هم كارهاي قوي دارند. البته شما به موسيقي پاپ چندان اعتقاد نداريد مثلا شبيه كارهايي كه پينك فلويد مي خوانند. شعرهايشان چه از لحاظ مفاهيم اجتماعي و چه انساني داراي سطح بالايي است. حالا اگر به زبان فارسي يك نفر چنين شعرهايي را به زبان عاميانه بگويد و مسائل عميق اجتماعي را مدنظر قرار دهد... خيلي خوب است، مي شود روي آنها كارهاي خيلي خوبي انجام داد. اشكالي ندارد. اگر شعر، شعر خوبي باشد مهم نيست وزن داشته باشد، قافيه داشته باشد، شعر سپيد باشد و شعر نيمايي باشد. هر طوري كه باشد مي شود روي آن كار كرد. همين كه شعر، شعر خوب و وزين و درستي است مي شود رويش موسيقي خوب هم بنا كرد. * بگذريم و برسيم به مسئوليتي كه شما در ارشاد داشتيد و يا شايد هم هنوز داريد، يك مسئوليت اجرايي... الان ديگر نيست... * آن موقع كه بوديد. مي شود در اين مورد صحبت كنيد كه راهگشا باشد براي كساني كه مي خواهند اين كار را انجام بدهند. با چه موانع و مشكلاتي دست به گريبان بوديد و چرا اصلا آن را رها؟ كرديد به هر حال هدف اين بود كه در وهله اول بتوانيم راهي باز بكنيم براي اينكه سد محكمي كه جلوي توليد و عرضه آثار موسيقي است برداشته شود. كه خب در اين زمينه هم خيلي موفق از آب درآمديم و وقتي كه توليدات به شدت بالا رفت و صدور مجوزها ساده شد و آثار موسيقي توانستند به راحتي با كمترين مميزي ممكن عرضه شوند، تصور من اين بود كه درواقع آن رسالتي را كه براي خودم تعيين كرده بودم در آن مرحله انجام شد ولي خب متاسفانه به دليل آنكه ما كمبود شديد نيروي متخصص را در همه زمينه ها داريم، روز به روز نه تنها به كيفيت آثار اضافه نشد بلكه روز به روز از كيفيت آثار هم كاسته شد و رسيد به جايي كه احساس كرديم ديگر مميزي معناي خودش را از دست داده است، يعني كار رسيده به جايي كه اگر قرار باشد سختگيري به عمل بيايد يك عدد از اين آثار نمي تواند مجوز بگيرد، مگر آنكه چشم ها را ببنديم و بگوييم كه هر چه مي خواهد توليد بشود و هر چه كه مي خواهد عرضه شود با مسئوليت صاحبان آثار. كه خب الان در واقع موسيقي ما در چنين نقطه اي قرار دارد كه به اعتقاد من درست هم همين است كه مسئوليت كيفيت و توليد آثار را به دست خود صاحبان آثار بسپاريم. آنها خودشان با مسئوليتي كه دارند جوابگوي توليداتشان هم باشند. به اين ترتيب نيازي نيست كه عده اي بنشينند، وقت صرف بكنند و آثاري را كه فاقد ارزش هاي هنري است بررسي بكنند، چون ديگر عملا مي شود گفت كه كيفيتي وجود ندارد كه بخواهيم آن را بهتر بكنيم يا احيانا به سمت ارتقاي آن حركت بكنيم. كمبود نيروي متخصص در اين سال ها در كشور ما چنان خودش را نشان داده كه هر چه توليدات موسيقي بالا مي رود، به همان نسبت هم سطح كيفي پايين مي آيد و در چنين شرايطي من درست نمي دانم كه راه چاره چيست. تصور من اين است كه بهترين راه شايد اين است كه مسئوليت توليد آثار موسيقي به دست صاحبانش سپرده شود. آثار را هر چه دلشان مي خواهد بسازند و عرضه كنند به جامعه. جامعه هم بهترين قاضي است. جامعه خودش انتخاب بكند كه چه كسي بر حق است و چه كسي نيست. چه كسي كارش مورد تاييد است و چه كسي نيست. * البته فكر مي كنم بهترين راه حل اين باشد ولي نگراني هايي هم وجود مثلا دارد اينكه مردم ذائقه مشخصي ندارند و حداقل در مورد موسيقي نشان داده اند كه نمي شود به ذائقه شان اعتماد كرد... خب به هر حال اين مميزي ها هم راه به جايي نبرده است. درست است كه مقداري به عنوان مانع در مقابل سقوط كامل ايستاده. ولي اين مسئله را تا جايي مي شود ادامه داد و بيشتر از آن ديگر امكانپذير نيست. * در مذمت اين روش يكي ديگر آنكه سرمايه سالاري يعني مي شود مثلا يك نفر حالا دري به تخته اي خورده و يك پولي به دست آورده است. مگر هزينه توليد يك نوار چقدر؟ مي شود مثلا فوقش ده ميليون تومان. اين مقدار پول براي خيلي ها شايد اصلا پولي نباشد. مي آيد يك نوار را توليد مي كند و يك تبليغات گسترده هم روي آن انجام مي دهد و مردم هم كه ذائقه شان چندان هنري نيست و شناخت از موسيقي ندارند و اينكار باعث مي شود به نازل تر شدن همان ذائقه اي كه شما و ما حرفش را مي زنيم... الان درواقع تهيه كننده هاي موسيقي و شركت هاي توليد آثار موسيقي خط دهندگان اصلي موسيقي كشور هستند. اينها هستند كه ذائقه جامعه را دارند تغيير مي دهند به هر سمتي كه دلشان مي خواهد. * در اين جامعه چه كار مي شود؟ كرد اينكه خيلي نگران كننده است. نمي شود كه دست ها را بالا بگيريم و بگوييم سقوط؟ كامل نه اصلا همينطور هم شده ديگر. شوخي هم ندارد. * فكر مي كنم يك راه كه مي تواند كمك كند آن است كه سياست دهندگان عمده فعاليت هاي فرهنگي انجام بدهند. تلويزيون، به عنوان يكي از مديوم هايي كه مردم با آن خيلي سرو كار دارند شايد بتواند ذائقه فوق الذكر را كمي اصلاح كند... بله به هر حال اينطور كارها حتما نياز به حمايت و يارانه دولتي يعني دارد اگر قرار است كه ما در اين مملكت همچنان موسيقي فاخر ارزشمند، با كيفيت هاي بالاي هنري داشته باشيم، راهي نيست جز اينكه دولت وارد ماجرا شود و سوبسيد كافي پرداخت بكند و به اندازه كافي هم حمايت بكند براي توليد اين آثار. اين تنها راهش است. چرا كه بخش خصوصي دارد به راه خودش مي رود و آن به دنبال كسب سود بيشتر است و آن چيزي را توليد مي كند كه سريعتر بتواند به پول نزديكش بنابر كند اين موسيقي هاي هنري، موسيقي هاي فاخر همانطوري كه در همه جاي دنيا تحت حمايت دولت ها قرار دارند در اينجا هم بايد همين وضع را پيدا كنند تا بتوانند نجات پيدا كنند. * در مورد آموزش موسيقي چه نظري؟ داريد آموزش موسيقي نيز مثل بقيه بخش هاي آن دچار كمبود واقعا نگران كننده متخصص است. در تمام زمينه هايش، در تمام سازهايش و در تمام بخش هاي نظري و عملي اش. آموزش دچار معضل جدي است و تا وضعيت آموزش موسيقي در كشور سروسامان درستي پيدا نكند، نمي شود اميدوار بود كه آينده خوبي براي موسيقي كشور به وجود بيايد. در حال حاضر حتي هنرستان هاي موسيقي ما كه تعدادشان هم بسيار اندك است با كمبود بسيار شديد نيروي متخصص مواجه هستند و خب وقتي معلم خوب، استاد خوب وجود نداشته باشد طبيعي است شاگرد خوبي هم تربيت نخواهد شد. وقتي امكانات آموزشي و كمك آموزشي به اندازه كافي در دسترس نباشد طبيعي است كه آموزش هم به لحاظ كيفي سقوط خواهد كرد، و اين معضلي است كه سال ها موسيقي ما با آن دست به گريبان است. شما * جزو كساني هستيد كه در زمينه موسيقي كودكان خيلي كار كرديد. فكر مي كنيد در اين زمينه چه كارهايي مي شود؟ كرد در همه زمينه ها اين مشكل را ما داريم مشكل مان فقط در يك مورد نيست. در تمام بخش ها اين مشكل وجود دارد از جمله موسيقي كودك. موسيقي كودك امروزه در دنيا چنان متحول شده است، چنان دستخوش تغييرات سريع شده كه ما حتي كيلومترها هم بدويم نمي توانيم به گرد اين تحولات برسيم. سيستم هايي امروز در آموزش موسيقي كودكان وجود دارد كه درواقع نوابغ را تا قبل از ده سالگي تربيت مي كنند. يعني قبل از آنكه اين كودك به ده سالگي برسد عملا يك نابغه تمام عيار موسيقي است. سيستم ها اين چنين تغيير كرده و ما كاملا بي خبر از اين مسائل هستيم و همچنان به روش هاي قديمي كه ديگر امروزه هم جوابگو نيست مي خواهيم موسيقيدان خوب تربيت كنيم كه طبيعتا جوابگو نخواهد بود. * اين مسائل را آيا به صورت پيشنهاد به هنرستان هاي موسيقي و جاهاي ديگر ارائه؟ نمي كنيد هنرستان هاي موسيقي خودشان مي دانند مشكل در كجاست. ما براي آموزش موسيقي در سيستم قديممان هم معلم به اندازه كافي نداريم. چه برسد به اينكه بگرديم دنبال متخصصيني كه اين روش هاي جديد را بدانند و بخواهيم آموزش را متحول كنيم. كمبود نيروي متخصص به حدي است كه نمي شود به يك قدم جلوتر فكر كرد. اگر ما بتوانيم در همين نقطه اي كه هستيم خودمان را حفظ بكنيم و آموزش مان را لااقل در همين نقطه بهتر ارائه بكنيم خيلي هنر كرديم. الان در همين هم مشكل داريم. چه برسد به اينكه بخواهيم وارد سيستم هاي جديد شويم كه هيچ چيزي از آن نمي دانيم و متخصص آن را هم نداريم. * چرا دانشگاه هاي موسيقي فكري در اين مورد؟ نمي كنند چرا هنرستان ها بيشتر فعال ؟ نمي شوند اينها كمبودهاي بودجه اي شديدي دارند، هنرستان هاي موسيقي در كل كشور چهار تا بيشتر نيست، دو تا در تهران، يكي اصفهان و يكي ديگر در شيراز. در يك مملكت هفتاد ميليوني هركدام از اين هنرستان ها در سال بيشتر از 25 شاگرد هم نمي توانند بگيرند. كه تازه اين بيست و پنج هنرجوي موسيقي همين طور به مرور ريزش دارد تا جايي كه به ديپلم مي رسند، به چهار يا پنج نفر مي رسد و اين به هيچ وجه جوابگوي نيازهاي روزافزون مملكت نيست. بودجه هنرستان ها بسيار اندك است و اصلا براي يك مركز آموزشي هنري مي شود گفت تقريبا در حد صفر است. و اصلا جوابگو نيست و به خاطر همين هم نمي توانند نيروي متخصص جذب بكنند و كارشان را گسترش بدهند. ضمن آنكه اصلا نظام گزينش دانشجوي موسيقي هم كاملا غلط است. با هيچ معيار و منطق عقلاني نمي خواند. كساني كه اين سيستم را طراحي كردند نمي دانم چه جور آدم هايي بودند كه اگر يك آدم كه عقل سليمي داشته باشد و بنشيند فكر بكند چه تصور خواهد كرد كه كسي وارد رشته موسيقي در دانشگاه مي شود چه مقدار مطلب بايد بلد باشد. آيا فارغ التحصيل هنرستان موسيقي كه هفت سال موسيقي خوانده بايد برود موسيقي بخواند يا كسي كه الفباي موسيقي را هنوز بلد نيست و وارد رشته موسيقي مي شود كه متاسفانه سيستمي امروز پياده شده است كه ورودي هاي رشته موسيقي كساني باشند كه هيچ از موسيقي نمي دانند. بنابراين بعد از چهار سال كه در دانشگاه هستند فقط يك اطلاعات سطحي و بسيار مختصر موسيقي به دست مي آورند، كه به هيچ وجه هم در جامعه موسيقي كاربرد ندارد. براي همين هم همه شان بيكار مي گردند و نمي توانند جذب بازار كار شوند. اين نظام غلطي است كه پياده شده و چه سياستي پشت سر اين قضيه است من زياد سردرنمي آورم.