Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811025-59657S1

Date of Document: 2003-01-15

زاينده رود فوتبال پرسه اي در پس كوچه هاي فوتبال اصفهان آرش راهبر عكس: محمدرضا شاهرخي نژاد زاينده رود اصفهان را به دو نيم تقسيم مي كند نيمه جنوبي كه جديدتر است و نيمه شمالي كه هنوز بافت سنتي دارد نيمه اي كه خاستگاه اصلي علاقه مندان فوتبال به شمار مي رود روي صندلي نشسته بوديم و هواپيما در حال شتاب گرفتن براي اوج گيري بود. با اينكه خلبان لحظاتي قبل به ما خوش آمد گفته و برايمان آرزوي سلامتي در طول سفر داشت، باز هم با نگراني آشكاري از روي باند فرودگاه مهرآباد كنده شديم. مقصد ما اصفهان بود و هواپيماي توپولف نزديك به نيمي از مسافت 400 كيلومتري را در حال اوج گيري گذراند. هنوز بيش از يك هفته از سقوط هواپيماي اوكرايني در نزديكي هاي اصفهان نگذشته بود و در صورت بيشتر مسافران علائم تشويش و اضطراب وجود داشت. در طول راه به اين مسئله فكر كردم كه براي بازيكنان فوتبال كه معمولا هفته اي دو نوبت پرواز دارند چنين واهمه اي وجود دارد يا نه. با نزديك شدن به فرودگاه اصفهان رفته رفته آرامش بيشتري حكمفرما شد و با نشستن بر روي باند فرودگاه اصفهان ديگر واهمه اي از سقوط وجود نداشت. اما مي شود حدس زد كه براي تيم فوتبالي كه به ديدار تيم هاي اصفهاني مي آيد، نگراني جديدي از اين به بعد ايجاد مي شود. آن هم ترس از رويارويي با دو تيم تازه اوج گرفته اصفهاني است، يعني سپاهان و ذوب آهن. فوتبال بيدار شده است از همان ساعات اوليه صبح و پس از طلوع آفتاب، اصفهان در جنب و جوش فرو مي رود. مردم اصفهان كه مدت هاست به حضور توريست هاي خارجي عادت كرده اند، به آرامي از خيابان چهارباغ مي گذرند تا به محل كارشان مراجعه كنند. آن روز با آنكه پنج شنبه بود و قاعدتا مي بايست ازدحام كمتري در شهر ديده مي شد، اما تحركات و سروصداي جوانان نشان از اتفاق بزرگي بود كه در حومه شهر در حال متولد شدن بود. آن روز قرار بود سپاهان ميزبان تيم محبوب سراسر كشور يعني پرسپوليس تهران باشد. در خيابان چهارباغ عباسي، روبه روي ورزشگاه پيرتختي يك تابلوي بزرگ نظر هر رهگذري را به خود جلب مي كرد سپاهان _ پرسپوليس ساعت 2 بعد از ظهر نقش جهان. اين تابلو درست در معرض ديد كساني بود كه به پاتوق هميشگي طرفداران سپاهان سر مي زدند. اين تابلو گوشه اي از بسيج عمومي طرفداران سپاهان براي بازي بزرگ بود. از حدود ساعت 10 صبح به بعد تعداد زيادي از تاكسي ها و اتوبوس هاي شهر به سوي شمال اصفهان به راه افتادند. لابه لاي اين خودروها، بودند هواداراني كه با پرچم هاي زرد حواس شهروندان را به خود جلب گويي مي كردند همه اصفهان بايد در جريان اين اتفاق قرار مي گرفتند. مسير حركت تماشاگران فوتبال از بافت قديمي شهر شروع مي شد و به ابتداي جاده تهران، خروجي سه راه ملك شهر خاتمه مي يافت. برخلاف ورزشگاه آزادي تهران كه از كيلومترها دورتر مشاهده مي شود، هيچ اثري از ورزشگاه اصفهان ديده نمي شود. تماشاگران و هواداران مثل نهرهاي كوچكي به هم متصل و در نهايت چون رودخانه اي خروشان به سوي ورزشگاه نقش جهان جاري شدند. در بين راه پرچم هاي آبي و قرمز روي بساط دستفروشان چيده شده بود و عده اي هم مشغول انتخاب پرچم مورد علاقه شان بودند. اما چند نفر هم با غرور خاصي پارچه هاي زرد رنگ را به عنوان پرچم سپاهان عرضه مي كردند تا نشان دهند روز سختي پيش روي تيم تهراني است. هنوز صد متري با ورزشگاه فاصله داريم، اما هيچ اثري از ورزشگاه ديده نمي شود. تا اينكه با بالا رفتن از چند پله چشممان به جمال استاديوم نقش جهان روشن مي شود. ورزشگاهي كه قرار است آبروي اصفهان و فوتبالش مكاني باشد كه حدود هشت سال از به زمين خوردن كلنگ افتتاحش مي گذرد، اما همچنان در چنبره مشكلاتي كه بزرگ ترين آن كمبودهاي مالي است گير افتاده است. عكس: پيمان هوشمندزاده بازي سپاهان و پرسپوليس به پايان مي رسد و پس از آرام شدن ورزشگاه پس از دردسرهايي كه هواداران قرمز ايجاد كردند، دو نفر از هواداران اصفهاني مشغول جروبحث با يكديگر هستند. يكي طرفدار سپاهان است و ديگري هوادار قرمز. برجسته ترين نقطه اين مباحثه اعتماد به نفس بود كه هوادار اصفهاني از خود نشان اعتماد مي داد به نفسي كه نتيجه فاصله عجيب سپاهان با تيم هاي ديگر جدول ليگ برتر بود. ردپاي اميد در خارج از شهر يك ساعتي از پايان بازي گذشته بود و درست در دل ورزشگاه آرام گرفته نقش جهان، بحث و جدل مديران پروژه ورزشگاه بالا گرفت. آنها بابت انجام بازي هاي سپاهان تا آن روز _ 5 بازي در اصفهان _ حدود پانصد ميليون تومان هزينه كرده بودند كه فراتر از بودجه استانداري بوده و عموما از اعتبار شخصي تيم مهندسي ورزشگاه به دست آمده بود. مهندس طغياني در حالي كه هديه ويژه تربيت بدني اصفهان روي ميز كارش خودنمايي مي كند مي گويد: بودجه اين ورزشگاه از محل حوزه عمراني استانداري اصفهان تامين مي شود و با وجود كمك هاي گاه و بي گاه تربيت بدني و ذوب آهن همچنان كسري بودجه فراواني داريم. اميدواريم اين ورزشگاه هم به عنوان پروژه قلمداد شود و از سوي سازمان برنامه و بودجه رديف مالي خاصي پيدا كند. ورزشگاه نقش جهان شرايط عجيبي دارد، شايد باور اين مطلب كمي سخت باشد كه هنوز در گستره هكتاري 1300 اين مجموعه عده اي از مالكان و حتي كشاورزان سكونت دارند. ما چاره اي نداشتيم جز اينكه درهاي ورزشگاه را به روي مردم باز كنيم. اينجا به سرعت تبديل به پايگاهي براي مردم خواهد شد و از اين به بعد مراجعه به اين ورزشگاه بيشتر هم مي شود. ما مجبوريم حداقل از اين محل براي تامين هزينه هاي جاري استفاده كنيم. در حال حاضر ماهانه 20 تا 30 ميليون تومان به ما كمك مي شود كه كفاف هزينه هاي ماهانه اينجا را نمي دهد. ما در كنار زمين چمن بسيار خوب ورزشگاه ايستاده ايم و از داخل زمين دو تپه بزرگ خاكي كه از خاك برداري محل ورزشگاه درست شده را مي بينيم. در شهر آفتاب افق شهر اصفهان را سرخ فام كرده و ما هنوز در ترافيك شهر گرفتاريم. اين طور كه پيداست بعضي از خودروها مسيرشان را به سمت چهارباغ تغيير داده اند تا به محفل شادماني بقيه هواداران برسند. با گذر از مسجد سيد و رسيدن به چهارراه تختي به پايتخت جشن و سرور اصفهان مي رسيم. در ميان چند ده نفري كه سرتاپايشان زرد رنگ است، يك چهره آشنا _ البته براي اصفهاني ها _ به چشم مي خورد. مهدي ميرسعيدي مشهور به مهدي عرب مثل هميشه كه در ورزشگاه ها به عنوان ليدر هواداران سپاهان مامور هدايت هيجان هاي اصفهاني ها بوده، اينجا هم با حرارتي وصف ناپذير در بوق مي دمد. او سال هاست كه با سپاهان زندگي كرده و به آن عشق مي ورزد، حتي سال هايي كه از سپاهان فقط نامي در ذهن ورزش دوستان اصفهاني بود. نقطه آغاز و نقاط عطف فوتبال در اصفهان در حال بيدار شدن است. بازي هاي خوب سپاهان و ذوب آهن در يكي دو سال اخير شرايط خوبي را براي بالا رفتن تب فوتبال در نصف جهان ايجاد كرده. سابقه فوتبال اصفهان به حدود 50 سال قبل بازمي گردد. پس از چند سال كه از افتتاح فدراسيون فوتبال در تهران گذشت، اصفهاني ها نيز داراي تشكيلات و امكاناتي در فوتبال شدند. حضور گاه و بي گاه تيم هاي مردمي در بازي هاي غيررسمي تا حدود سال 35 ادامه داشت. اما نقطه آغاز فوتبال باشگاهي اصفهان از حدود چهل و پنج سال قبل به وجود آمد، زماني كه سپاهان به عنوان يك تيم مردمي پا به عرصه وجود گذاشت. پس از حدود 10 سال نيز مترادف با اوج گيري فعاليت هاي اقتصادي كارخانجات ذوب آهن اصفهان تيم ذوب آهن نيز پا به عرصه وجود گذاشت. سپاهان به اتكاي كمك هاي مردمي زنده بود و ذوب آهن نيز همچنان كه از نامش برمي آمد، متكي به سرمايه گذاري غول صنعتي اصفهان بود. رويارويي اين دو باشگاه در طول بيش از سه دهه باعث شد تا عده زيادي از مردم اصفهان به فوتبال علاقه مند شوند. در واقع دربي اصفهاني ها دو سال قبل از دربي تهران پا به عرصه وجود گذاشت و به دليل پايگاه هاي خاص اجتماعي دو تيم اصفهاني رونق فراواني پيدا كرد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي سپاهان كاملا به صورت مردمي اداره مي شد و با كمك هر چند اندك اما مستقيم اقشار مختلف شهر اصفهان هزينه هايش را جبران مي كرد. شايد ريشه اصلي محبوبيت اين تيم نسبت به ذوب آهن نيز همين مسئله باشد، ضمن آنكه نبايد از سابقه طولاني تر سپاهان نيز غافل بود. از سوي ديگر شهرها و شهرك هاي اطراف مجتمع ذوب آهن يعني زرين شهر، فريدون شهر و فلاورجان و به طور كلي جلگه لنجان خاستگاه هواداران ذوبآهن به حساب مي آيد. البته اهالي شهر مباركه اصفهان كه در قلب آن مجتمع فولاد مباركه _ اسپانسر اصلي سپاهان _ قرار دارد در حال حاضر گرايش فراواني به سپاهان پيدا اين كرده اند جمعيت نه چندان زياد به طرفداران فراوان سپاهان در شمال شهر اصفهان اضافه مي شود و تقريبا به عدد چهل هزار نفر مي رسد. شمال شهر اصفهان در واقع بافت قديمي اين شهر را تشكيل مي دهد و عموما اقشار متوسط و مستضعف اصفهان در اين قسمت شهر سكونت دارند. عكس: محمدرضا شاهرخي نژاد هر دو باشگاه اصفهاني تلاش فراواني براي سروسامان دادن به هواداران خود به خرج داده اند و هر دو انجمن ويژه اي براي طرفداران ايجاد كرده اند. منصور مستاجران يكي از مسئولان اصلي انجمن هواداران سپاهان است كه عموما در تمام مسابقات، تيم را همراهي مي كند. وي در مورد شرايط فعلي فوتبال در اصفهان مي گويد: تيم هاي سپاهان و ذوب آهن از بدو پيدايش همواره رقابت خوب و نفس گيري با هم داشته اند. اين دو تيم در جام تخت جمشيد نيز موفقيت هايي را كسب كردند. پس از انقلاب و با شروع جنگ تحميلي شرايط مناسبي براي رشد فوتبال در اصفهان مهيا نبود، اما پس از سپري شدن دهه شصت و با آمدن مديران ورزش دوست، شرايط مالي اين دو تيم بهتر شد و حركت رو به رشد فوتبال اصفهان مجددا از سر گرفته شد. با ورود به دهه هفتاد امكانات بيشتري براي تيم هاي محبوب اين شهر فراهم شد و با شروع دوره جديد فوتبال سراسري در ايران با عنوان ليگ برتر، اصفهاني ها به عنوان مدعيان جدي و زنگ خطر براي تهراني ها شناخته شدند. با حرفه اي شدن فوتبال در ايران، شرايط به گونه اي پيش رفت كه تيم هاي شهرستاني شانس برابري را نسبت به تهراني ها به دست آورند. به همين دليل است كه حتي قهرماني در ليگ برتر نيز دور از تصور اصفهاني ها نيست. اميدواريم با قهرماني در ليگ، اصفهاني ها شايستگي هايشان را در ليگ قهرمانان آسيا به اثبات برسانند. مسئول انجمن هواداران سپاهان احترام به پيشكسوت را از برنامه هاي هميشگي تشكل هواداران مي داند و اميدوار است با نمايش عالي تيم هاي اصفهاني مخصوصا سپاهان محفل هواداران اين تيم كه معمولا در روزهاي تعطيل برپا مي شود، گرم و گرم تر شود. آمدند و رفتند اما همه فوتبال اصفهان به دو باشگاه ذوب آهن و سپاهان محدود آنهايي نمي شود كه خاطرات فوتبال را در دهه شصت به خوبي به ياد دارند مي دانند كه در آن دوران در غياب اين دو باشگاه تيم هاي ديگري هم بودند كه هرازگاهي مثل جرقه از فوتبال اصفهان سر برمي آوردند. يكي از مشهورترين تيم هاي دهه شصت اصفهان، تام اصفهان بود. تام اصفهان كه از لحاظ حقوقي هيچ تشكيلات منظم و مدوني نداشت، همواره يكي از تيم هاي سرسخت شهرستاني به حساب مي آمد. احمدرضا عابدزاده دروازه بان اسطوره اي ايران نيز از همين تيم به تيم ملي راه پيدا كرد و چهره شد. تمام تشكيلات اين تيم در يك نمايشگاه اتومبيل خلاصه مي شد، اما روح بلندپروازانه بازيكنانش آن قدر بود كه هميشه بيشتر از حد و اندازه شان ظاهر مي شدند. تام اصفهان در سال 72 امتياز حضور در ليگ را به قيمت 18 ميليون تومان به ذوبآهن فروخت و براي هميشه در ذهن مردم اصفهان تبديل به خاطره شد. به غير از تيم تام دو تيم ديگر نيز توانستند براي مدت محدودي نظر اهالي فوتبال را به اصفهان جلب كنند. در نيمه دوم دهه شصت عده اي از بازيكنان تيم منتخب اصفهان در ليگ سراسري آن روزها ( قدس ) به استخدام سازمان گوشت اصفهان در آمدند و با سرمايه گذاري اين شركت تيم منظم و باانگيزه اي به نام سازمان گوشت را بنا كردند. سازمان گوشت به موفقيت هاي قابل توجهي در جام حذفي دست پيدا كرد، اما پس از مدتي از نظرها محو شد. ديگر تيم اصفهان مشهور در دهه شصت، شهرداري اصفهان بود كه سرنوشتي مشابه داستان سازمان گوشت پيدا كرد. در سال هاي پاياني دهه شصت و ابتدايي دهه هفتاد يكي از شركت هاي مطرح صنايع نساجي به نام پلي اكريل سرمايه گذاري وسيعي را در زمينه فوتبال آغاز كرد كه حاصل آن تشكيل تيم قدرتمندي به نام پلي اكريل اصفهان شد. باشگاه پلي اكريل از معدود باشگاه هايي بود كه فقط تيم داري نمي كرد و با صرف هزينه هاي گزاف امكانات جنبي فراواني را براي قوام تيم فوتبالش فراهم پلي اكريل كرد در يك مجموعه اختصاصي با امكانات بسيار خوب رشد كرد و حتي به ليگ دسته اول ايران نيز راه پيدا كرد. اما در سال با 76 بروز ضعف شديد در صنعت نساجي ايران علائم باليني مرگ اين باشگاه هويدا شد. پلي اكريل فقط به دليل نداشتن پايگاه مردمي مناسب در سال هاي پاياني دهه هفتاد به پايان رسيد و فقط ساختمان ها و اماكن ورزشي خوب اين باشگاه در يكي از خوش آب و هواترين نقاط اصفهان باقي ماند. طبق اطلاعات، قرار است باشگاه سپاهان مجموعه اختصاصي سابق پلي اكريل را خريداري كند تا پس از مدت ها اين باشگاه مردمي صاحب تشكيلات و امكانات متناسب با شان اجتماعي اش ذوب شود آهن نيز مدتي است كه با سرمايه گذاري در ساخت وساز امكانات نسبي باشگاه داري را فراهم كرده. و امروز اين روزها اصفهان فقط به خاطر ميدان نقش جهان، مسجد جامع، منارجنبان، گز و برياني اش مشهور به نيست غير از اينها كه پيشينه تاريخي زيادي دارند، پديده اي به نام فوتبال نيز چند سالي است كه در فرهنگ اصفهاني ها جاي گرفته و به عنوان عامل مهم برقراري ارتباط با دنياي پيرامون زاينده رود به شمار مي رود. فوتبالي كه شيريني هاي پيروزي در آن كمتر از شيريني هاي معروف اصفهان نيست.