Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811025-59653S4

Date of Document: 2003-01-15

بحران تندرستي 62 فشارخون ( ) 2 دكتر محمود بهزاد پژوهشگران كشف كرده اند كه پرفشاري خون ممكن است باعث جمع شدن مغز گردد و عملكرد عقلاني را كاهش دهد. بررسي مسئله به وسيله پژوهشگران دانشگاه پيتزبورگ معلوم ساخته است كه افراد مبتلا به پرفشاري مداوم در تست هاي حافظه و استدلال انتزاعي، پايين تر از افراد همسال غيرمبتلا به پرفشاري خون با بوده اند وجود اين پژوهشگران مطمئن نيستند كه اين اختلالات ناشي از پرفشاري خون اند يا نتيجه فرايندهايي هستند كه آغازگر پرفشاري خون بوده اند. يك گزارش انجمن پزشكي آمريكا حاكي است كه خطر عملكرد ضعيف شناخت در ميانسالي با افزايش تدريجي ترازهاي فشار سيستولي وخيم تر مي شود. به ازاي هر 10 ميلي متر جيوه خطر عملكرد شناخت 9 درصد افزايش مي يابد. سود پايين آوردن فشار خون بسيار است. در يكي از پژوهش ها كه 37 هزار نفر مورد بررسي قرار گرفته بودند معلوم شد (مجله لانست ) به ازاي هر 5 تا 6 ميلي متر جيوه كه فشار خون سيستولي كاهش داده شود بيماري هاي قبلي 20 درصد و سكته مغزي 30 تا 40 درصد كاهش مي يابد. سوابق پزشكي داخلي نشان داده است كه كاهش دادن 2 ميلي متر جيوه از فشار دياستولي به كمك تغيير شيوه زندگي از بيماري هاي عروق قلبي 17 درصد و از خطر سكته مغزي درصد 6 مي كاهد. بايد توجه داشت كه خفيف بودن پرفشاري خون نشانه ايمن بودن از اين بيماري نيست بلكه بدان معني است كه در بالا رفتن شتاب ندارد يا بدخيم نيست. در كتاب درسي پزشكي بيماري هاي داخلي خاطرنشان شده است كه: پرفشاري خون واقعا هيچ وقت خوش خيم نيست، چون حتي افزايش كم فشار دياستولي با زياد شدن خطر مرگ زودرس و گرفتاري هاي رگ هاي چشم، مغز، قلب و كليه ها همراه است. مردان تا 55 سالگي بيش از زنان در معرض خطر پرفشاري خون اند. از 55 تا 75 سالگي خطر اين بيماري در مردان و زنان برابر است ولي از 75 سالگي به بالا زنان بيشتر مبتلا مي شوند تا مردان. اين فزوني را مي توان به درازتر بودن عمر زنان نسبت داد. آخرين آمار انجمن تندرستي آمريكا حاكي است كه در سال 1991 تعداد 20 هزار زن از بيماري پرفشاري خون مرده اند حال آنكه مرگ و مير مردان در همان سال 14 هزار و 540 نفر بوده است. شبكيه (لايه داخلي و حساس كره چشم ) تحت تاثير پرفشاري خون تغيير مي كند و اين تغيير از تنگ شدن شريان هاي كوچك تا خون روي و آسيب ديد متغير است. شبكيه تنها جايي از تن آدمي است كه شريان هاي كوچك آن را مي توان مستقيما مشاهده كرد. روي اين اصل است كه چشم پزشك با معاينه شبكيه مي تواند بفهمد پرفشاري خون در چه مرحله اي است و چه اقدامي بايد به عمل آورد. هر چه تغيير شبكيه بيشتر باشد، پيش آگهي بيماري بدتر خواهد بود. فشار خون غالبا با افزايش سن بالا مي رود ولي اين يك رويداد حتمي نيست. متخصصان بر اين باورند كه افزايش فشار خون ناشي از سالخوردگي، عموما به عوامل شيوه زندگي، مثل خوراك و كثرت تحرك وابسته است تا به عوامل سه وراثتي پژوهش كه در ايالات متحده آمريكا و انگلستان و سوئد انجام گرفته اند به اين نتيجه دست يافته اند كه كنترل فشار خون در سالخوردگي به صورتي چشمگير از وقوع بيماري هاي قلبي عروقي مي كاهد. نبايد تصور رود كه پرفشاري خون از نتايج اجتنابناپذير سالخوردگي است بلكه، بدون در نظر گرفتن مسئله سن، بايد به زيادتر بودن فشار خون فرد از 140 ميلي متر جيوه و فشار خون دياستولي بيش از 90 مورد توجه شود. بالا رفتن فشار خون در سالخوردگي عموما با تصلب شريان ها (سخت شدن ديواره شريان Arteriosclerosis) ارتباط دارد. تصلب شريان ها كشساني آنها را كاهش مي دهد. شريان ها عموما كشسان اند و وقتي خون وارد آنها مي شود منبسط مي گردند و براي بازگشت به حال اول به خون فشار مي آورند و آن را به جلو مي رانند. كشساني در واقع كمك به جريان انداختن خون است. اما وقتي شريان دچار تصلب شد، اين قلب است كه بايد با قدرت بيشتر منقبض شود تا خون را جلو براند و همين عامل افزايش فشار خون در سالخوردگي است. شايع ترين شكل تصلب شريان ها، كه علت عمده سكته مغزي و حمله قلبي است، تشكيل رسوباتي از ماده چربي زرد و سفت بر ديواره داخلي شريان هاست (Arteriosclerosis). اين دو شكل تصلب شريان ها موجب بالا رفتن فشار خون مي شوند. فشار سيستولي به طور ميانگين در دهه 70 يا 80 سن بيشتر مردم به 140 مي رسد ولي در يك دهم افراد سالخورده تر به حدود 200 ميلي متر جيوه و بالاتر صعود مي كند. اما فشار دياستولي با افزايش سن گرايش به اضافه شدن نشان مي دهد و به نسبتي كمتر از فشار سيستولي ثابت باقي مي ماند يا بعد از دهه پنجاه عمر نزول مي كند. بايد توجه داشت كه استرس هاي رواني درازمدت موجب پرفشاري خون مي شوند. اگر كسي سابقه خانوادگي پرفشاري خون داشته باشد يا فشار خونش متعارف زياد باشد، ظاهرا فشارهاي زندگي در او باعث احتباس سديم به وسيله كليه ها مي گردد. اين حالت اگر با واكنش زياده از حد دستگاه عصبي سمپاتيك با استرس همراه باشد، بدن مستعد ابتلاي پرفشاري خون مي شود. پژوهشگران پس از بررسي پاسخ هاي 1000 مرد و زن به پرسش هاي روان شناختي و پيگيري آنها بين 18 تا 20 سال به اين نتيجه دست يافتند كه از مردان ميانسال آنها كه دچار پرفشاري خون شده اند گزارش داده اند كه در آغاز بررسي بيشترآنان كه فشار خون متعارف داشته اند، دچار اضطراب زياد بوده اند. مرداني كه دچار اضطراب زياد بوده اند بيش از 2 برابر آنها كه دچار اضطراب نبوده اند به پرفشاري خون مبتلا شده اند. جالب اين است كه درجه اضطراب زنان هيچ اثري بر ابتلاي به پرفشاري خون نداشته است.