Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811025-59653S1

Date of Document: 2003-01-15

مرده ها نيز زنده اند كاترين براون ترجمه: حسن سالاري بسياري از زيست شناسان بخش خارجي پوست يا اسكلت خارجي را محدوده اثرات ژن ها مي داننداما تورنر معتقد است شانه زنبور عسل بسطيافته فنوتيپ زنبور است زيرا مانند لانه موريانه، زنبورها براي حفظ دماي ثابت در آن از گرماي بدن يكديگر مايه مي گذارند لانه هاي تپه مانند موريانه ها، شبكه هاي تار عنكبوت، كندوها، نقبها و آشيانه هاي پرندگان، انرژي و ماده را از محيط مي گيرند و آن ها را به درون پيكر جانداران هدايت مي كنند. آيا اين ساختمان ها را كه مشابه اندام هاي دروني جانداران عمل مي كنند، نمي توان به عنوان بخشي از پيكر جانداران در نظر؟ گرفت امروزه بيشتر زيست شناسان حيات را به زبان ژن ها تعريف مي كنند و جاندار چيزي است كه DNA يا دست كم قطعه اي RNA دارد كه خود را همانندسازي مي كند. اما اسكوت تورنر در كتاب خود با نام جاندار بسط يافته پيشنهاد مي كند كه ساختمان هايي مانند تارعنكبوت، آشيانه ها، كندوها، نقبها و الحاقات فيزيولوژيك جانداران ساكن در آن ها هستند. آن ها انرژي و ماده (از جمله نور خورشيد، آب و اكسيژن ) را از محيط مي گيرند و آن ها را به درون پيكر جاندار هدايت مي كنند. اين امر، اين ساختمان ها را بخشي از موجود زنده مي سازد كه با اندام هاي شناخته شده اي مانند كبد، شش ها، كليه ها و قلب قابل مقايسه اند. اگر چه شبكه تار عنكبوت خارج از پوست جانور قرار دارد، اما همانند اندام هاي دروني جانوران ديگر، گلوكز را مي شكند تا از آن انرژي لازم براي گرم نگه داشتن جانور آزاد شود. تورنر مي گويد: مرز بين زنده و غيرزنده، بسيار قراردادي به نظر مي رسد. تورنر نقش ژن ها را انكار نمي كند. در واقع، نظرات او براساس نظريه فنوتيپ بسط يافته شكل گرفته است كه 20 سال پيش ريچارد داوكينز زيست شناس دانشگاه آكسفورد آن را پيشنهاد كرد. داوكينز پيشنهاد كرد، همان طور كه ژن ها رنگ يا شكل جانور را تعيين مي كنند، آن ها به رفتار خانه سازي نيز جهت مي دهند. براي مثال، ژن هاي نجاري سگ آبي در ساختن سد به جانور كمك مي كنند و در نتيجه سگ آبي غذاي بيشتري پيدا مي كند و بخت زنده ماندنش افزايش مي يابد. از اين لحاظ، سدي كه سگ آبي مي سازد در واقع ادامه فنوتيپ (ژن هاي بيان شده ) سگ آبي است. اگر چه داوكينز فلسفه اين فنوتيپ بسط يافته را به خوبي تشريح كرد، اما براي تاييد نظريه خود نمونه هاي كمي در دست داشت. دو دهه بعد، تورنر كارهاي او را دنبال كرد. تورنر مي گويد: صحبت پيرامون ژن ها عالي است، اما شما بايد به دنبال ماشيني باشيد كه انرژي و ماده را فراهم مي سازد، زيرا اين انرژي و ماده است كه ژن ها را به آينده منتقل مي كند. موريانه هاي آفريقاي جنوبي به خاطر لانه هاي تپه مانند و هنرمندانه خود مشهورند; شبكه هاي قصر مانندي از تونل ها، سالن ها، زيرزمين ها و باغ هاي قارچ كه اين حشرات با تنظيم جريان اكسيژن و دي اكسيد كربن، آن ها را گرم نگه مي دارند و تهويه آن ها را در وضع مطلوبي حفظ مي كنند. آن ها چگونه چنين محيط پايداري را فراهم؟ مي سازند مطالعات تورنر روي اين لانه ها نشان داده است كه چگونه سوخت و ساز موريانه و جريان باد در خارج لانه، دست به دست هم مي دهند تا گازها را به درون و بيرون حفره ها جابه جا كنند و جريان آن ها شباهت زيادي به جابه جايي هوا در شش هادارد. از اين رو، تورنر لانه موريانه ها را ضميمه اي از آن ها و بخشي فعال و مكمل فيزيولوژي آن ها مي داند. اين نگاه را مي توان به لانه هاي حشرات اجتماعي مشابهي مانند زنبورها و مورچه ها نيز تعميم داد. يكي از محققاني كه روي زنبورها تحقيق مي كند به نام توماس سيلي در موافقت با اين ديدگاه مي گويد: بسياري از زيست شناسان، بخش خارجي پوست يا اسكلت خارجي را محدوده اثرات ژن ها اما مي دانند من معتقدم شانه زنبور عسل، بسطيافته فنوتيپ زنبور است زيرا مانند لانه موريانه، زنبورها براي حفظ دماي ثابت در آن، از گرماي بدن يكديگر مايه مي گذارند. همه عنكبوت ها بايد از هوا تنفس كنند، اما عنكبوت آبي مي تواند زير آب نيز زندگي كند، زيرا اين عنكبوت از يك شش خارجي بهره مي گيرد: تاري كه حبابي از هوا را زير سطح آب به دام مي اندازد. در واقع بسياري از حشرات آبزي يك آبشش حبابي را پيرامون خود حمل مي كنند. تورنر اشاره مي كند كه در اين جا مي توان قوانين بسيار دقيق فيزيك را در عمل مشاهده كرد اگر حباب هوا به حشره متصل نباشد و در آب فرو رود، تحت فشار هيدرواستاتيك و كشش سطحي به تدريج گاز درون آن تخليه و حباب جمع مي شود. اما با حشره اي كه از آن حباب تنفس مي كند، فشار جزيي اكسيژن به زير مقدار خود در آب كاهش مي يابد. سپس اكسيژن به درون حباب جريان مي يابد، از جمع شدن حباب جلوگيري مي كند و ذخاير حشره را بار ديگر پر مي كند. اما تورنر جانداران بسطيافته را فقط بين جانداران عجيب و غريب جست وجو نمي كند. او معتقد است هر جانوري دو فيزيولوژي دارد. در حالي كه زيست شناسي متداول، جريان انرژي را درون بدن به رسميت مي شناسد، هر جايي كه يك جاندار محيط خود را براي تامين نيازهاي خود تغيير مي دهد و آن را به خدمت خود مي گيرد، نوعي فيزيولوژي خارجي وجود دارد. البته، اين كه انرژي چگونه جريان مي يابد و چگونه مي تواند براي انجام كار در اين فرايند به كار گرفته شود، موضوع دانش ترموديناميك است. به همين خاطر، تورنر جاندار بسطيافته را به زبان فيزيك توصيف مي كند. او براي توضيح اين كه چگونه فيزيولوژي يك جاندار مي تواند به فراسوي سلول هاي زنده، دست درازي كند، كار خود را با توصيفي از فيزيولوژي شناخته شده آغاز مي كند. تورنر مي گويد: يك ماهي آب شيرين را در نظر بگيريد. مايعات داخلي آن نسبت به محيط پيرامونش، نمك هاي بيشتري دارند. در نتيجه، آب تمايل دارد با فرايند اسمز از طريق پوست به درون ماهي جريان يابد. براساس قانون دوم ترموديناميك، با افزايش بي نظمي در يك سيستم منظم (ماهي و آب پيرامونش ) آنتروپي افزايش پيدا مي كند. از اين رو، كليه ها و آبشش هاي ماهي براي حفظ نظم، پيوسته كار مي كنند تا همگام با حفظ مواد محلول با ارزش، آب اضافي دفع شود. بنابراين، فيزيولوژي در اصل نحوه استفاده از انرژي براي انجام كاري است كه به توليد نظم در جانور مي انجامد. تورنر به نمونه پيچيده تري اشاره مي كند. مرجان ها و مهمانان رنگي بسيار ريزشان كه Zooxanthellae ناميده مي شوند، زير سطح آب صخره هاي مرجاني زيبايي را از كربنات كلسيم مي سازند. اما بخش اساسي اين فرآيند فيزيولوژيك خارج از پيكر جاندار رخ مي دهد. مرجان ها با صرف انرژي، يون هاي هيدروژن را وارد سلول هاي خود مي كنند. در عوض، يون هاي كلسيم از آن ها به بيرون فرستاده مي شوند. در داخل سلول ها، يون هاي هيدروژن امكان فتوسنتز را براي Zooxanthellae فراهم مي كنند. حاصل فعاليت فتوسنتزي آن ها، گلوكز است كه انرژي لازم براي بيرون فرستادن يون هاي كلسيم را فراهم مي كند. در خارج، روي سطح صخره ها برداشت يون هاي هيدروژن، تبديل كربنات هيدروژن را به كربنات تسهيل مي كند. سپس كربنات با كلسيم واكنش مي دهد تا كربنات كلسيم ساخته شود. اين نظام كه چنين كاري را انجام مي دهد، تركيبي از مرجان، Zooxanthellae و خود صخره است. تورنر جانداران بسطيافته را در همه جا مي بيند، از ميكروبها گرفته تا كرم هاي خاكي و از جيرجيرك ها گرفته تا خزه ها. او مي گويد: طبيعت سرشار از انرژي است و من در همه جا موتورهايي را مي بينم كه از آن بهره برداري مي كنند. به هر حال همه دانشمندان با نظرات او موافق نيستند. براي مثال، بوم شناسي به نام ميش هانسل از دانشگاه گلاسكو مي گويد: تورنر مسئله بسيار جالبي را تشخيص داده است، اما من تصور مي كنم آن را در جهت نادرستي سوق داده است. وي لانه هاي جانوران را فقط ساختمان هاي هنرمندانه اي مي داند كه خالق آن ها گاهي آن ها را ترك مي كند و جانوران ديگري در آن ها سكني مي گزينند. بنابراين، چگونه مي توانند، بسطيافته خالقاني باشند كه آن ها را؟ مي سازند تورنر به اين انتقاد اينگونه پاسخ مي دهد كه فيزيولوژي بسطيافته مي تواند موقتي باشد. براي مثال، سوسمار كويري در نهايت نقب خود را ترك مي كند و وقتي اين كار را مي كند، نقب به سادگي به يك نابهنجاري فيزيكي در محيط تبديل مي شود. اما وقتي سوسمار نقب را مي سازد، اين كار را براي حفظ دما و مايعات بدنش انجام مي دهد. وقتي نقب را براي اين اهداف استفاده مي كند، در واقع نقب، بسطيافته بدن سوسمار محسوب مي شود. با اين منطق، آيا خانه و خودرو بسطيافته فيزيولوژي ما محسوب؟ مي شوند آيا اين ساختارها را هم مي توانيم زنده؟ بدانيم تورنر مي گويد: خودرو، ما را از مكاني به مكاني ديگر جابه جا مي كند. در واقع، كاري را براي ما انجام مي دهد كه به طور معمول فيزيولوژي دروني آن را انجام مي دهد. اما اين ساختارها كه ما آن ها را مي سازيم، يك گام با ساختارهايي كه جانوران مي سازند، تفاوت دارند، زيرا انرژي مورد نياز آن ها به جاي خورشيد، باد، جاذبه، اسمز و ديگر منابع طبيعي انرژي، از سوخت هاي فسيلي تامين مي شود. در اين جا ممكن است استدلال تورنر ايراد داشته باشد، اما اين عقيده در مقياس بزرگ بحث انگيز شده است. اگر كلني موريانه مي تواند محيط خود را تنظيم كند و نوعي تعادل طبيعي ايجاد كند، چرا كل اكوسيستم ها؟ نتوانند در واقع، عقيده تورنر، دفاعيه اي است براي فرضيه گايا كه معتقد است كل زمين مانند ابر جانداري عمل مي كند كه همه سيستم هاي زيستي و فيزيكي اش براي حفظ سلامتي آن با هم مشاركت دارند. به هر حال، عقيده تورنر تاكيدي است بر اين كه ما بايد كمي از جزءنگري فاصله گيريم و هميشه به دنبال جزئيات مولكولي پديده ها نباشيم. براي درك بهتر حيات، رويكرد كل نگر نيز ضرورت دارد. تورنر مي گويد: ما در مسابقه تعيين توالي ژن ها و تفسير حيات در سطح مولكولي، بخشي از ميدان ديد خود را از دست داده ايم. در حالي كه بسياري براي پيدا كردن پاسخ ها به درون نگاه مي كنند، تورنر تصميم گرفته از بيرون به پديده ها نگاه كند. Oct 2002,Scientist 28New