Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811024-59619S3

Date of Document: 2003-01-14

آرمانهاي مدرنيسم، هنوز براي نقاشان ما جذابيت دارد ديدار از موزه ها، نمايشگاهها و مراكز هنري تجسمي فرانسه در نخستين سفر نصرت الله مسلميان نقاش معاصر و مطرح كشورمان به اين كشور كه البته به همراه تحليل و تجربيات هنري در زمينه آثار نقاشان اروپايي بوده است، مهمترين دستاوردهاي اين سفر دو ماهه نقاش اند. سخنان او را مي خوانيم. *** * آقاي مسلميان باخبر شديم مدتي است كه از سفر بازگشته ايد. از تجربيات سفر اخيرتان و به خصوص مدت اقامتي كه در پاريس داشته ايد،؟ بگوييد - اين فرصتي بود تا بتوانم با فضاي نمايشگاهي و فرهنگي - هنري فرانسه از نزديك آشنا شوم. در اين سفر تمام وقتم را صرف ديدار از نمايشگاههاي آثار هنري، به ويژه برنامه هايي كه در ارتباط با هنر نقاشي بودند، كردم. يكي از بزرگترين فرصتهايي كه در اين مدت نصيبم شد، ديدن نمايشگاهي از آثار ماتيس و پيكاسو بود; مجموعه اي بسيار ديدني كه مسئولان برگزاري آن با حساسيت فراواني اقدام به برپايي اش كرده بودند; از اين لحاظ كه آثار اين دو هنرمند را از ابتداي فعاليت هايشان و از نظر تاريخي جمع آوري كرده و در كنار يكديگر چيده بودند. به طوري كه تماشاگر، قادر به ديدن تاثيرگذاري ها و تاثيرپذيري هايي كه اين دو هنرمند بزرگ مدرن از يكديگر داشته اند، بود. يعني به اين ترتيب با ديدن مجموعه مذكور، مي شد بر روي آنها مطالعه انجام داد كه هم جنبه پژوهشي به خود گرفته بود و هم اين امكان را به بيننده مي داد كه ويژگيهاي متمايزكننده آنها را در كنار هم بهتر تشخيص دهد. يعني روح لطيف و غنايي كارهاي ماتيس در كنار نگرش ساختارگرايانه همراه با اقتدار فرمي موجود در آثار پيكاسو به شكلي كاملا كنتراست به نمايش درآمده بود. من بسيار مايل بودم نقاشان ديگر كشورمان نيز اين مجموعه قابل تامل و بررسي را مشاهده مي كردند و درمي يافتند كه آدمها چگونه به دور از تنگ نظري هاي متعارف، با بي پروايي از يكديگر تاثير مي گرفتند و با حفظ شخصيت خود به ارتقا نوآوري در عرصه فرهنگي و هنري كمك مي كردند. * طي اين مدت چه مقايسه اي ميان آثار هنري ما و عرصه هنري موجود در آنجا؟ داشتيد - اصولا نبايد در اين باره قائل به مقايسه به شويم اين دليل كه ما در بسترها و مولفه هاي برابري با هنر غرب قرار نداريم. اگر هم مقايسه اي قرار باشد صورت گيرد، ممكن است ما را به اشتباه ولي بيندازد به هر حال مي توانيم استنباطمان را بيان كنيم و نيز دريابيم چه اتفاقاتي در جامعه ما در حال رخ دادن من است شخصا در فرانسه ملاحظه كردم كه نقاشان معتبر و مدرنيسم اروپا، به خصوص در پاريس، اغلب نقاشاني هستند كه آثارشان را تا دهه پنجاه ميلادي به نقطه اي البته رساندند بعد از آن بعضي از آنها ادامه حيات يافتند و اكنون نيز مشغول گسترش كارهايشان هستند يا با همان ريتم كار مي كنند. در واقع، انگيزه نسل دهه پنجاه و آن نقاشاني كه شكل يابي شخصيتي در ويژگي هاي هنري شان را از نيمه اول قرن بيستم مي گيرند، خيلي بالاست. اما هر قدر به سمت اين زمان مي آييم، مي بينيم كه نقاشان كم انگيزه تر شده اند و آن تحرك و آرمانگرايي كه شايد در مدرنيسم بود، مقداري كاهش يافته است. به همين دليل، من اثري كه انگيزه زيادي را از طرف نقاش آن نشان دهد، مشاهده نكردم; يا به عبارتي برايم خيلي تكان دهنده نبود. در حالي كه اگر بخواهم هنر نقاشي خودمان را در نظر بگيرم، فكر مي كنم هنوز نقاشان ما انگيزه زيادي دارند. يعني اگر بسياري از نقاشان اروپايي از نظر آرمانها و ايدئولوژي هاي مدرنيسم به جايي رسيده اند كه ديگر برايشان ايجاد انگيزه نمي كند، شايد براي بسياري از نقاشان ايراني، اين آرمانهاي مدرنيسم جذابيت دارد و خواهان طرح و اثبات خواسته هاي خود هستند. پس اين عامل بسيار مهمي براي نقاشي ماست. * برنامه آينده تان؟ چيست - مشغول كار بر روي مجموعه اي هستم تا در قالب نمايشگاهي در ارديبهشت ماه آينده به شكل انفرادي برگزار كنم.