Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811024-59619S1

Date of Document: 2003-01-14

ايستگاهي كه مناسب برپايي نمايشگاه نيست! نگاهي به برپايي نمايشگاه عكس فرهنگ مترو ايستگاهي كه به نام فرهنگ و مترو نامگذاري و براي نمايشگاه در نظر گرفته شده، به هيچ وجه، مناسب برپايي اينگونه نمايشگاه ها نيست. از ميان جمعيت بسياري كه در ايستگاه حضور داشتند، كسي كنجكاو به ديدن عكس ها نبود. علت اين قضيه هم چيزي نبود جز نور و انعكاس بد. چندي پيش خبر مربوط به برپايي نمايشگاه آثار عكس غلامرضا معتمدي در متروي تهران با عنوان فرهنگ مترو را خواندم. غلامرضا معتمدي را از ميان سالهاي پنجاه كه در دانشكده هنرهاي زيباي تهران رشته معماري مي خواند، مي شناختم و در ديداري كه پس از انقلاب با وي داشتم، او را يكي از مديران موفق در زمينه تبليغات شهري ديدم و همچنين آثار معماري او را كه از مصالح ايراني و فضاهاي ايران با اشل و اندازه انساني بود، مشاهده كردم. با اشتياق در آخرين روز نمايشگاه مذكور در يك بعد از ظهر جمعه به ديدار آن رفتم. از پرسنل خوب مترو اطلاع كسب كردم كه آثار عكس، در بدنه ديوار سكوها نصب شده اند و براي ديدن آنها بايد بليت تهيه كرد كه پس از بازگشت، هزينه پرداخت شده جهت دريافت بليت به افراد پس داده خواهد شد. نمايشگاه مهندس معتمدي، آثاري است از سفرهايي كه در ايران و ساير نقاط داشته و اين آثار به صورت عكس هاي رنگي روي كاغذ براق و در قابهاي زيبايي از چوب، طرح چوب و با شيشه هاي براق كه حاكي از سليقه و امكانات اين هنرمند است، برروي بدنه نوراني سكوها نصب شده بود. معتمدي عكس هاي خود را از دو ديد گرفته و به نمايش گذاشته است. ديد ماكرو يعني عكسبرداري از اجسام بسيار ريز و نيز ديدهايي كه زمين و محيط را از فاصله دور مي توان ديد مثل پله هايي كه در يك طبيعت با خطوط هندسي و سنگفرش به اطراف رفته و تركيبهاي زيبايي را ايجاد كرده است. هر دوي اينها، يك نتيجه را به بيننده القاء مي كنند; نقش با رنگهايي كه همه تجربه ديدن آن را كمتر داشته اند و يا به آن دقت نكرده اند. معتمدي با نگاه هنرمندانه خود اين بعد را به بيننده مي دهد، ولي با زيركي، در زير عكس كوچكترين اطلاعاتي از محل و نوع عكس ارائه نمي كند. اغلب عكسها داراي كمپوزيسيون و تركيببندي مشخصي نيست و هر كس به سليقه خود مي تواند تركيببندي جديدي ارائه دهد. هنرمند با دوربين خود، جستجوگر فضاها و تركيببندي ويژه اي است كه خود كاشف آن است و در اين راه تلاش مي كند و به نتايج قابل قبولي مي رسد. اين آثار از نظر رنگ و تركيببندي، موفق و زيبا هستند كه حاكي از ديد معمارانه و گرافيكي هنرمند دارد. اما مطلب ديگر درباره محل اين نمايشگاه است. بر كسي پوشيده نيست يكي از بزرگترين كارهاي ساخت و ساز كه مستقيما با مردم در تماس و راه گشاي عمده گرفتاري هاي روزمره آنهاست، ساختن مترو است كه شايسته است دست اندركاران زحمتكش آن به نحو درستي به استفاده كنندگان از ايستگاه مترو خير مقدم بگويند; آن هم ايستگاهي كه اولين خط آن گشايش يافته است. پس از عبور از خيابان منظم و تميز جهان كودك به يك پل روي گذر بعد از پارك طالقاني مي رسيم كه خبر ايستگاه متروي ميرداماد را به ما مي دهد. از همان لحظه با خيابان كنده شده و چاله هاي خياباني، چند كارگاه در اطراف با خاكبرداري هاي بسيار، نامرتب بودن حصاركشي و ناديده گرفتن جان مسافران، مصالح مختلف ريخته شده در محوطه مواجه مي شويم. در واقع لابه لاي اين بازار مكاره، اتومبيل به سختي عبور كرده و به دنبال پاركينگ مي گردند. هيچگونه علائم مشخصه كه نشان دهد، در ورودي اصلي مترو كجا قراردارد، ايجاد نشده است. كف سازي اي كه رنگ و فرم هاي گرافيكي مسيرها را مشخص كند، وجود ندارد و بهتر است كف با سنگهاي گرانيت رنگي به صورت خشكه چيني انجام پذيرد. برروي يك بيلبورد بزرگ سفيد، آگهي كوچكي از نمايشگاه عكس ديده مي شود كه اگر نوشته اي نداشت، طرح و گرافيك كوچك آن ديده نمي شد و ارتباط آن با نمايشگاه عكس معلوم نمي گرديد. اما ايستگاهي كه به نام فرهنگ و مترو نامگذاري و براي نمايشگاه در نظر گرفته شده، به هيچ وجه، مناسب برپايي اينگونه نمايشگاه ها نيست. چون ديوارهاي نوراني كه با آجر و شيشه درست شده به قدري از نظر نور، زياد است كه تابلوهاي نصب شده روي آن، تاريك و اصلا ديده نمي شوند. حتي مسافريني كه رو به ديوار داشتند، قادر به تشخيص تصوير خود نبودند و من شاهد بودم از ميان آن جمعيت بسياري كه در آنجا حضور داشتند، كسي كنجكاو به ديدن عكس ها نبود. علت اين قضيه هم چيزي نيست جز نور و انعكاس بد. در آن فضاي نوراني، عكسها و آثاري بايد به نمايش درآيند كه از پشت نور دهد و نور هم به مراتب، بيشتر از بدنه باشد، اصولا در كشور ما معني نورپردازي براي نور و نمايشگاه از روي علم و اصول نيست و در تمام نمايشگاه ها انسان نمي تواند تابلو را به طور واقعي ببيند. هميشه با انعكاس هاي بد، رنگ و نور غيرواقعي، اختلاف نور نامناسب و سايه هاي نامتناسب روبه رو مي شويم. در خاتمه آرزوي موفقيت براي اين هنرمند و اداي احترام براي كليه دست اندركاران مترو دارم كه چنين پروژه عظيمي را با سر بلندي انجام داده اند. نگارنده به منظور يادآوري و هشدار، مجبور به ذكر اين مطالب شد. اميدوارم مسئولان بيشتر به نكات مورد اشاره توجه داشته باشند. دكتر عطاءالله اميدوار كارشناس امور هنري و معماري