Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59614S2

Date of Document: 2003-01-13

قلم انداز در شهر سيماي شهر از دريچه سينما دكتر احمد الستي به همراه آهنگ رشد شهرها، تكنيك سينما نيز توسعه كيفي خود را ارتقاء بخشيد. همان طور كه شهرسازان، آسمانخراش ها و شاهراه ها را از آهن و سنگ آفريدند، سينماگران نيز صدا، رنگ و پرده هاي عريض مصور را همزمان خلق نمودند. صحنه فيلم هاي ساخته شده در استوديوهاي فيلمسازي شهرهاي پاريس، رم، برلين، نيويورك و لس آنجلس پر از تصاوير شهري نمايش بود جاذبه هاي شهر، صنعت سينما را همچون ساختمان سازي، حرفه اي پررونق و پولساز درآورد. مسئله مهاجرت به شهرها و تغييرات جمعيتي به معضلات پيچيده اي براي روابط شهري تبديل شد و در فرآيند خود حرفه ساختمان سازي و رونق قصه نويسي سينمايي را در پي داشت. در تدارك اين كار، پيشرفت تكنيك سينما بهتر توانست جذابيت هاي فضاي شهري را براي جستجو كردن زندگي بهتر در شهرها، به تصوير بكشد. بدين وسيله توانست آنچه فرهنگ شهري ناميده مي شود را مركز توجه بحث ها و تئوري هاي فرهنگي هنري فرهيختگان مردمي معاصر قرار دهد. همزمان با تغييرات سمعي و بصري شهر در بستر مدرنيزم، پديده هاي فردگرايي، محيطزيست، كرامت انساني و تخريب چهره آن، زندگي مصرفي، جنبشهاي سينمايي را در حوزه انديشه و عمل به ياري طلبيد و رفته رفته تصويرهاي جادويي، شكل اعتراض انسان معاصر را صحنه به صحنه و رنگ به رنگ تقويت كرد. بدين وسيله همبستگي حوزه سمبوليك هنر با عرصه تكنولوژيك شهر، گره خوردگي تنگاتنگي با خلاهاي معنوي و آرمان هاي انسان شهروند را بهتر نمايان ساخت. نگاه نقادانه دست اندركاران هنر، معضلات شهرنشيني ازقبيل: جنگهاي ميكروبي، شيميايي، سلاحهاي اتمي و آلودگي محيطزيست اذهان عمومي را به طور هشدارآميز مطرح ساختند سينماگران در پرده هاي مختلف سوژه هاي فيلم خود، اصطلاحات شهرهاي جهاني، ورامليتي، زيرمليتي را ابداع نمودند و در گذر زمان نيز واژه هايي همچون، شهرهاي جهان سومي، شهرهاي صنعتي قديمي تر، شهرهاي صنعتي جديد را در لابه لاي صدا و تصوير عنوان ساختند. فيلم برلين سمفوني يك شهر بزرگ كه توسط والتر روتمن در سال ساخته 1927 شد به تشريح جامعه شناسي شهري و روابط اجتماعي زندگي مردم برلين مي پردازد. اين فيلم ساعت به ساعت يك روز زندگي در برلين را نشان داد. در اين فيلم به طور روشن و عيني با ثبت لحظه ها، اختلافات طبقاتي و اجتماعي در شهرها براي تماشاگر بيان مي شود. صحنه ها از كارگران نحيفي كه قبل از طلوع آفتاب با حالتي خوابزده و مانند مرده هاي متحرك كم كم تبديل به جمعيتي مي شوند و مقايسه شان با كاراكترهاي فربهي كه ساعت ها بعد از شروع كار روزانه با اتومبيل هاي شيك به دفاتر خود در كارخانه ها و ادارات مي روند، ميزان برخورداري شهروندان برلين از مزاياي اجتماعي و رفاه زندگي را مشخص مي كرد. در ادامه كه بيكاران و مفسدان شهر براي گذران زندگي طي ساعات كار روزانه، خيابانها را اشغال مي كنند، عناصر تصويري فيلم تشكيل مي شود. در سكانسهاي ديگر فيلم بانشان دادن تفاوت غذاهاونحوه مصرف آن به هنگام ظهر، فيلمساز به حضور عميق در طيف وسيع طبقات مرفه، متوسط و محروم شهر برلين مي پردازد. صحنه هاي عصبيت زندگي در برلين از طريق مكالمات پرخاشگرانه تماس هاي تلفن يا تلفيق مونتاژ سينمايي، انسان هاي شهرنشين مسخ شده اي را هدف مي گيرد كه به گله گاوها شباهت دارند. خلاصه كلام اينكه فيلمسازان و دست اندركاران تئوري سينما فلسفه توفيق و شكست زندگي در شهرها را به طرز سمبليك و هنرمندانه در آثارشان به نمايش عموم درآوردند. فيلم متروپليس ساخت فرتيس 1926 لنگ فيلمي قابل ملاحظه در ارتباط بين شهر و سينماست. داستان فيلم بيانگر استثمار و بهره كشي از انسانهاست. اكثر صحنه هاي فيلم نمايانگر شهري است كه از دو سو رشد كرده است. موضوعات فيلم متروپل با ثبت لحظه هاي عيني به طور مستند ومستدل نشان مي دهد، در يك طرف آسمانخراشها سربه فلك كشيده از آن اربابان شهر و محلات فقيرنشين فرو رفته در اعماق زمين از آن كارگران است. فيلم متروپليس توانست استدلال كند رهايي انسانهاي شهرنشين رويايي است كه آينده ندارد، لذا خواستار نظم جديدي در سامان دادن به محيط زيست انسان شهرنشين شد. سينما هرآنچه هست با تنوع و كيفيت هنري وعينيت گراي تصويرهايش، اهميت خود را در مقام يك وسيله بياني انديشمند تثبيت مي كندو با خلق صحنه هاي تصويري از تكنيك در عرصه جامعه شناسي سينما، انسان و جامعه را به نقد مي كشاند و همواره رسالت اجتماعي و اصالت مردمي بودن را با رنگ و تصوير از موضوع به صحنه براي حفظ انسانيت ترسيم مي كند.