Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59612S4

Date of Document: 2003-01-13

تهديد كره شمالي جوزف *ليبرمن هنگامي كه موضوع به وضعيت عراق مربوط مي شود شما مي توانيد با خطمشي رئيس جمهور بوش موافق باشيد، آن گونه كه من هم با اين خطمشي موافق هستم يا ممكن است با آن مخالفت داشته باشيد اما همگان خود را در موقعيتي مي يابند كه ناچارند اقرار كنند اين خطمشي شفاف و جامع بوده است. متاسفانه آنجا كه مسئله خطمشي دولت آمريكا در قبال كره شمالي است موضوع كاملا متفاوت به نظر مي رسد. خطمشي آمريكا در قبال كره شمالي غيرشفاف، پراكنده و رويارويي غيرسازنده و مخرب در برابر اين كشور بوده است. هر مقدار كه اطلاعات ما در مورد اين خطمشي بيشتر مي شود در واقع بيش از پيش به نظر مي رسد كه رئيس جمهور و تيم او در نگاه استراتژيك خود به فراسوي هر گامي كه برمي دارند ناكام بوده اند و به همين دليل عملكرد آنها به مثابه بازيگري احساساتي به جاي ابرقدرت توانمندي كه ما هستيم، بوده است. با چنين عملكردي آنها به تبديل چالش دشوار شبه جزيره كره به بحراني خطرناك كمك درست كرده اند در همين زمان كره شمالي به سرعت در حال افزايش توليد پلوتونيم با هدف توليد تسليحات هسته اي است كه اين روند نه تنها تهديدي مستقيم براي حدود چهل هزار نيروي ما در آنجا است كه موجبات بي ثباتي تمامي مناطق حاشيه اي اقيانوس آرام را فراهم آورده است. كوتاه سخن آنكه دولت بوش به خطا راه خود را به سوي خلاف جهت هدفي كه دنبال مي كرد، يعني كره شمالي عاري از سلاح هسته اي گشوده است. به واقع يكي از حياتي ترين منافع امنيتي آمريكا ممانعت از دستيابي كره شمالي به تسليحات هسته اي و تبديل شدن به قدرتي هسته اي بوده است. همين عامل محركه در پس چارچوب مورد موافقت دو طرف، كه در پي مذاكرات دولت كلينتون و مشاركت نزديك متحدان آسيايي كره شمالي در سال 1994 به دست آمد بوده است. همين مذاكرات بود كه محتمل ترين و خطرناك ترين مسير تبديل كره شمالي به قدرتي هسته اي را مسدود كرد: توليد پلوتونيم با قابليت استفاده در تسليحات هسته اي. در حقيقت كره شمالي ها اين بند اصلي موافقتنامه 1994 را رعايت كردند. در ضمن اين چارچوب و در مقابل درها به روي ارتقاي روابط بين كره اي ها شمال ] و [جنوب و حتي بين كره شمالي و ايالات متحده گشوده شد. شايد با نگاه به همين اغماض غيرمنطقي دولت قبلي آمريكا نسبت به همه چيز، دولت بوش در حالي به قدرت رسيد كه عزم داشت خطمشي مذاكره، مراوده و اغماض نسبت به كره شمالي را دنبال نكند. در مقابل دولت بوش مجموعه اي از سياست هاي مخاصمه جويانه يك طرفه را دنبال كرد. اين روند با تهديد به تعليق بخش هاي كليدي چارچوب مورد توافق، جاي دادن كره شمالي در محور شرارت و اعلام اهداف و برنامه هاي خود براي بازدارندگي تهديدات با اقدام نظامي دنبال شد. اين رويكرد نه با توصيه هاي متحدان ما در منطقه انطباق داشت و نه با مواضع رهبران كليدي تيم سياست خارجي دولت همگرا بود. اين چنين بود كه ما در ضمن ديدار مارس كيم 2001 دائه جونگ رئيس جمهور كره جنوبي از واشنگتن و هنگامي كه رئيس جمهور بوش گفت ايالات متحده با كره شمالي وارد گفت وگو نخواهد شد شاهد موضعي بوديم كه مواضع رئيس جمهور كره جنوبي و كالين پاول وزير امور خارجه را تضعيف كرد. اين دو پيش از آن خطمشي اي بر پايه مذاكره و پيگيري مراودات دوطرفه را پيشنهاد كرده بودند. منشاء مشكلات در شبه جزيره كره خودكامگي دولت كيم ايل جونگ و نه دولت بوش است اما روشي كه واشنگتن براي رويارويي با اقدامات غيرقانوني اخير پيونگ يانگ در پيش گرفته اين مشكلات را به بحراني جدي تبديل كرده است. پس از آنكه در ماه اكتبر افشا شد كره شمالي به شكلي غيرمسئولانه و فعالانه برخي از بندهاي قرارداد 1994 را با پيگيري برنامه هسته اي غني سازي اورانيوم نقض كرده استدولت متاسفانه تحركات مخاصمه جويانه خود را تشديد كرد. باري ديگر دولت از گوش فرا دادن به متحدان ما در منطقه و كارشناسان داخلي كه اذعان مي داشتند به نظر مي رسد كيم جونگ ايل خواستار مذاكره به آمريكا است چشم پوشيد. در مقابل دولت بوش متحدانمان را برخلاف خواست و ميلشان تحت فشار قرار داد كه در جلوگيري از ارسال محمولات سوختي كه ما به كره شمالي ها قول داده بوديم در برابر تعطيلي تاسيسات توليد پلوتونيم يونگ بيون به طور مداوم براي اين كشور ارسال شود، به صف ما بپيوندند. آيا كسي در دولت بود كه به واقع باور داشته باشد واكنش كيم به اين اقدام ممكن است تسليم؟ باشد او همان كاري را كرد كه كارشناسان امور كره شمالي انتظارش را داشتند. بازگشايي يونگ بيون، اخراج بازرسان بين المللي و مبادرت به توليد پلوتونيم كافي براي ساخت تسليحات هسته اي. خوشبختانه طي دو هفته گذشته دولت باري ديگر به ديپلماسي روي آورده است اما رئيس جمهور بوش كماكان اصرار دارد تا زماني كه كره شمالي ها تاسيسات يونگ بيون را تعطيل نكرده اند با آنها گفت وگو نخواهد كرد. اين همان جايي است كه ما در جايگاه ابرقدرتي هستيم، آن گونه كه متحدان ما در منطقه انتظار دارند. ما با گفت وگو هيچ گزينه اي _ از جمله اقدام نظامي _ را از دست نخواهيم داد و از قرار گرفتن در كنار كره شمالي، چين، روسيه، ژاپن و كره جنوبي و مذاكره بر سر توافقنامه اي كه هدف تبديل كره به كشوري غيرهسته اي در قبال به رسميت شناختن اين كشور و سرمايه گذاري اقتصادي منطقه اي را دنبال مي كند منافع بسياري به دست خواهيم ماهيت آورد تهديداتي كه ما اكنون با آنها روبه رو هستيم در قياس با مخاطرات نيم قرن قبل تغيير كرده است اما اهميت رهبريت آمريكا و اجتنابناپذير بودن در پيش گرفتن سياست هاي جامع و شفاف در زمينه سياست خارجي هيچ تغييري نداشته است. ما نمي توانيم بپذيريم در هيچ يك از اين دو حيطه تزلزل به خود راه دهيم. پي نوشت: * سناتور دموكرات از ايالت كانكتيكات واشنگتن پست