Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59612S1

Date of Document: 2003-01-13

تغييرات استراتژيك اسرائيل از طرح خاورميانه اي آمريكا دفاع مي كند چرا كه تل آويو معتقد است اين طرح امكان محو دولت فلسطين و تحميل اسرائيل را بر كشورهاي عرب فراهم خواهد كرد سخنان پيرامون پيشنهاد مشاركت آمريكا در خاورميانه را كه اخيرا پاول وزير امور خارجه اين كشور اظهار داشت، هيچ چيز تازه اي در رابطه با سياست اعلام شده آمريكا در قبال كشورهاي منطقه خاورميانه ندارد. تنها اين گفتمان، از نظر سياسي و امنيتي بر جنگ با تروريسم و خلع سلاح هاي كشتارجمعي ايجاد راه حلي براي نزاع اعراب و اسرائيل و تعهد نسبت به تاسيس دو دولت تاكيد مي كند، به ويژه پس از توقف آن چيزي كه او تروريسم مي نامد و نيز پس از تغيير رهبري فلسطين. اما از جهت اقتصادي و اجتماعي، طرح پاول بر اهميت توسعه اقتصاد آزاد و گشودن بازارها و توسعه بخش خصوصي و گسترش دموكراسي و حمايت از نهادهاي جامعه مدني و تغيير ارزش هاي تربيتي تاكيد مي كند و نشان مي دهد كه پاول در گفتمان خود پيرامون همكاري براي مشاركت آينده آمريكا و كشورهاي عربي صرفا بر حكومت ها تاكيد نداشته و شهروندان را نيز در نظر گرفته است. در واقع طرح پاول آمده است تا نظريات سابق جورج بوش رئيس جمهور آمريكا كه /6 /2002 24 در ايراد شد را عموميت بخشيده و آنها را جمع بندي كند. سخناني كه در ظاهر احساس مي شد براي تغيير سياسي در حوزه فلسطين باشد، اما در حقيقت پيامي بود بر كساني خاص در بين كشورهاي عربي با توجه به اين نكته كه نظريات بوش بعدها به صورت سندي تحت عنوان استراتژي امنيت ملي آمريكا درآمد و كاخ سفيد آن را در سپتامبر گذشته در سايت امور خارجي آمريكا بر روي شبكه اينترنت پخش كرد. چشم اندازهاي تازه با توجه به سند امنيت ملي آمريكا و سخنان بوش و پاول مي توان چشم اندازهاي تازه سياسي و استراتژيك آمريكا در قبال كشورهاي خاورميانه را دريافت كه به طور خلاصه در چند بند زير گرد مي آيد: _ 1 ايالات متحده آمريكا فقط تمايل به ايجاد تغييرات سياسي ريشه دار در اكثر رژيم هاي عربي ندارد، بلكه كوشش مي كند تا عملا با ابزارهاي مختلف به اين سمت حركت كند. _ 2 دولت آمريكا تنها دوستي با طبقات سياسي حاكم بر اين كشورها را كافي نمي داند بلكه مي كوشد تا تغييراتي را به وجود آورد كه بنيادهاي جوامع عربي را دگرگون كند، به نحوي كه تامين كننده منافع سياسي، اقتصادي و امنيتي درازمدت آمريكا باشد. جوهر صحبت كردن از بازار آزاد و سازمان هاي غيردولتي و آموزش و پرورش آزاد و تغيير سيستم هاي تربيتي و تنها اكتفا نكردن به همكاري با دولت ها چيزي جز اين نيست. _ 3 نشانه هايي حاكي از آن است كه دولت آمريكا مي گويد تصميم جدي دارد نوعي وصايت مستقيم يا غيرمستقيم را بر تعدادي از كشورهاي عربي اعمال كند و اين مسئله تنها منحصر به عراق و فلسطين نمي شود. _ 4 اسرائيل همچنان سنگ زيرين بناي سياست خارجي آمريكا در منطقه است. از اين رو آمريكا تمام سعي خود را مي كند تا امنيت اسرائيل را تضمين كرده و در زمينه هاي مختلف اين كشور را برتر قرار دهد. از اين رو وارد اختلافات سياسي و حساسيت هايي كه منجر به تضعيف اسرائيل شود نمي گردد و از فشار يا تهديد آن پرهيز دارد. _ 5 حل و فصل مسائل خاورميانه تنها محدود به حل نزاع اعراب و اسرائيل نمي شود بلكه لازمه آن ساختن يك خاورميانه جديد است كه با گسترش دموكراسي و اقتصاد بازار و ايجاد تغييرات در سيستم هاي سياسي و اقتصادي و تربيتي كشورهاي عرب تحقق خواهد يافت. به اين ترتيب بايد گفت سخنان اخير پاول ترجمه اهداف آمريكاست و به همين خاطر ناكامي هاي متعددي را در پي خواهد داشت زيرا: آمريكا جدي نبودن خود را در فشار بر با اطلاع از وضعيت اين طرح و گفت وگوهاي كميته چهار جانبه در واشنگتن هيچ اشاره اي به اين موضوع نكرد و فقط دوباره همان حرف هاي گذشته را در رابطه با تغيير رهبري فلسطين تكرار حال كرد آنكه انتخابات فلسطين به رغم آمادگي آنها به دليل فشارهاي آمريكا و اسرائيل هر روز به تعويق مي افتد. پاول عمدا واقعيت دردناك و فاجعه بار ملت فلسطين را كه در اثر اقدامات تروريستي و خرابكارانه اسرائيل پديد آمده است ناديده گرفت. چون قضيه فلسطين در نظر دولت آمريكا زماني قابل حل است كه مقاومت مشروع فلسطيني ها در برابر اشغالگران خاتمه يافته و رهبري فلسطين نيز اصلاح شود و اين قضيه به نظر آنها هيچ ربطي به توقف اشغالگري و كاستن از فشارها و كشتار و تخريب و پايان دادن به اشغالگري ندارد. همچنين در سطح كشورهاي عربي، مسئله مهم براي دولت آمريكا گسترش دموكراسي و اصلاح شيوه هاي آموزشي و تشويق سنجش خصوصي كه طبعا بر سر آن اختلافاتي وجود دارد است. در حقيقت گفتمان هاي مذكور با صرفنظر از تعبيرات مستقيم آن، يادآور گزارش مغرضانه اي است كه لوران موراويچ، تحليلگر موسسه مطالعات راند در جولاي گذشته به شوراي سياست دفاعي وزارت دفاع آمريكا و پنتاگون ارائه داد و زير نظر ريچارد پرل تهيه شده بود. عنوان گزارش او يك استراتژي بزرگ براي خاورميانه بود كه در آن صحبت از ضرورت تغييرات در منطقه به نحوي بود كه عراق محور تاكتيكي، سعودي محور استراتژيك، مصر پاداش اين عمل طرحي باشد كه باز يادآور طرح خود ريچارد پرل در سال 1996 بود كه آن را به بنيامين نتانياهو نخست وزير سابق اسرائيل تقديم كرد و شامل بندهايي براي تحميل يك حل و فصل ويژه و يك رژيم منطقه اي بر كشورهاي عرب البته با استفاده از قدرت و فشارهاي آمريكا و مطابق با منافع دولت اسرائيل بود. يعني يك جنگ غيرمستقيم. اما نكته قابل توجه اينكه طرح تازه آمريكا در مورد خاورميانه جديد به نظر نمي رسد كه چندان مورد رضايت و خشنودي اسرائيلي ها قرار گرفته باشد. حتي به نظر مي رسد پيرامون اين طرح و خواص و ابعاد و بازتابهاي منفي يا مثبت آن بر اسرائيل، بين اسرائيلي ها اختلافاتي وجود دارد. براي مثال در اين رابطه برون بنفنستي در مقاله اي كه در شماره 2410 هاآرتص چاپ شد پيرامون عاقبت خوش بيني نسبت به طرح هاي خاورميانه اي آمريكا پرسيد: بعضي احساس مي كنند جنگ با عراق فرصتي خواهد بود براي ساختن يك منطقه صلح دموكراتيك كه در آن كشورهاي عربي و اسلامي در زير چتري از رژيم هاي ليبرال و دموكراتيك و ميانه رو به سر برند، اما آيا واقعا چنين طرح هايي اين مشكلات را حل خواهد كرد. يا يك نوع بي ثباتي تازه اي را در خاورميانه به وجود خواهد آورد كه حتي به خود اسرائيل هم سنگيني؟ مي كند آيا مردماني كه برخوردار از رژيم هاي دموكراتيك باشند به همين قدر از صلح با اسرائيل هم تمكين خواهند؟ كرد به نظر لوئيل ماركوس، طرح آمريكا نشان مي دهد كه جنگ بوش فقط نبردي با تروريسم نيست بلكه گامي بزرگ به سوي تغيير رژيم هاي عربي در خاورميانه است. يعني ماموريتي كه به نظر غيرممكن مي رسد. جنگ با عراق و حذف صدام حسين به معناي ورود به ماجراجويي بلندپروازانه اي است كه شامل اعلام جنگ برخي حاكماني است كه روزگاري دوست آمريكا بودند و حتي جنگ با همه ديكتاتوري ها آن هم بدون حمايت سازمان ملل متحد و يا پشتيباني پيمان هاي منطقه اي. يعني آمريكا به تنهايي در برابر اعراب صف آرايي كند. اين طرح بوش كه براساس آن ايالات متحده را بر آن خواهد داشت تا با زور يك نظام نوين جهاني را اعمال كند و قريب دو ميليارد مسلمان را در مقابل آمريكا قرار دهد، ترديد برانگيز است. در همين رابطه الوف بن _ تحليلگر روزنامه هاآرتص _ نسبت به بازتاب آنچه در روند سازش جريان دارد هشدار داده و مي گويد صرف وجود داشتن يك چارچوب براي حل اين منازعه كه برخوردار از موافقت بين المللي باشد به اين معناست كه با اشاره به طرفين دعوا مي گويد وقتشان محدود است _ منظورش طرح بوش براي دولت فلسطين است _ روزي كه واشنگتن تصميم بگيرد دخالت كند، چارچوبي آماده خواهد داشت و آن وقت رد كردن آن از سوي طرفين دشوار خواهد بود. در آن صورت شارون در تاريخ چون كسي معرفي خواهد شد كه راه را براي تاسيس يك دولت فلسطيني هموار كرد. اين استنتاج مشابه همان چيزي است كه مارتين آنديك به طور خلاصه بيان و روزنامه يديعوت احرنوت آن را بدين صورت نقل كرد: جنگ بر ضد عراق با فشار بر آمريكا براي جلب حمايت بين المللي شروع و با فشار آمريكا بر اسرائيل براي عقب كشاندن نيروهايش از كرانه باختري خاتمه خواهد يافت. برعكس آنچه گفته شد، مواضع رسمي اسرائيل در قبال طرح خاورميانه اي آمريكا آشكارا تحسين كننده و مدافعانه بود. ريشه اين موضع گيري در اين است كه اسرائيل احساس مي كند با طرح ياد شده امكان محو كردن دولت فلسطين و خاتمه دادن به روند صلح و چه بسا كوچاندن بخشي از فلسطيني ها و تحميل واقعيت اسرائيل بر كشورهاي عرب به دلخواه يا اجبار فراهم خواهد شد. مثلا در همين رابطه است كه (غي باخور ) مي گويد: ديكتاتورهاي عرب طي پنجاه سال گذشته در اداره كشورهاي خود شكست خورده اند و حتي به خطري براي صلح جهاني مبدل بنابراين شده اند مثل آلمان كه احتياج به دستي از خارج داشت تا از چنگ آن نظام استبدادي و توتاليتر نجات يابد، اعراب نيز به چنين دستي احتياج دارند. اين مسئله در عراق، در همسايه هايش و در مناطق فلسطيني صدق مي كند. در غرب روزبه روز بيشتر فهميده مي شود كه رژيم هاي عربي غيرمسئول، توليدكننده موج هاي تروريستي هستند و در برابر اين جهان گيج و گنگ هيچ راه حل ديگري را برنمي تابند. (تسفي بار ) شهردار رمات گان و فرمانده سابق پاسداران مرزي از اين هم فراتر رفته و طي تحليلي كه خالي از نژادپرستي نيست مي گويد: بسياري از غربي ها درباره علت اصرار بوش و بلر براي حمله به عراق مي پرسند. علت اين حمله به خاطر نگراني آنها از اين واقعيت است كه بخشي از ثروت هاي طبيعي جهان مثل زغال سنگ و نفت كه براي بقا و دوام نژاد بشري لازم و ضروري است در دست طاغوت هايي چون عراق و ليبي است. دولت سعودي، از جمله دولت هايي است كه به تازگي حامي تروريسم و اعطاكننده كمك مالي به آن معرفي شده است. جنگ آينده تنها يك مرحله است. آمريكا به عراق حمله كرده و اهداف خود را تحقق مي بخشد. در مرحله بعد نياز به تدوين قوانيني بين المللي است كه در چارچوب آن اعلام شود ثروت هاي طبيعي نظير زغال سنگ و نفت و مشابه آنها، بايد تحت يك نظارت و سرپرستي بين المللي باشد تا اجازه ندهد كه به چنگ تروريست ها و قبايل و وحشي هاي بي مسئوليت بيفتد. به هر حال در سايه چنين اوضاع آشفته اي كه طي آن آمريكا بر جهان حكم مي راند، اسرائيل حق دارد اين چنين از طرح هاي آمريكا دفاع كند. چه از اين بهتر براي اسرائيل تا وضعيتي پديد آيد كه در آن دولت ديگري، در حد و اندازه آمريكا، به نيابت از او جنگي را در منطقه به راه اندازد و تغييراتي را پديد آورد كه در خدمت كيان اين رژيم و منافع اسرائيل باشد. اما در عين حال چيزهايي هست كه نگراني بسياري را براي اسرائيل رقم مي زند زيرا ممكن است عواقب بي ثباتي و خلاء در منطقه براي اسرائيل و منافع آمريكا بسيار خطرناك باشد. چون در توفان شن هاي متحرك خاورميانه اي چيزي نيست كه بتوان آن را بر اين ترجيح داد و نيز چيزي به چشم نمي خورد كه كسي نسبت به آن خوشبين باشد، حتي اسرائيل! البيان امارات