Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59606S2

Date of Document: 2003-01-13

از اين جا تا آلمان بازار كار عباس فتاح زاده تعداد بيكاران در كشور آلمان طي ماه آخر سال ميلادي گذشته (دسامبر ) /225 /4 100 دقيقا نفر بود. فلوريان گرستر، رئيس كل اداره كار آلمان، همين پنجشنبه (نهم ژانويه ) ضمن اعلام مطلب فوق درصد دقيق بيكاران در كشور /10 1 را اعلام كرد. اين رقم 199300 نفر بيش از رقم مربوط به ماه قبل از آن ( نوامبر ) بود. به اعتقاد كارشناسان علاوه بر ركود اقتصادي موضوع سرما و يخبندان در شمال و شرق آلمان هم ماه گذشته در بازار كار آثاري منفي به جاي گذاشته است. جمعيت بر حسب هزار نفر جوان ما اختلاف دارد. نمودار تغييرات ساختار در آنجا تنها كمتر ازدرصد 2 با كشور جمعيتي آلما ن از 1910تا 2040 سال را در بالا مشاهده مي كنيد. طي يكي دو سال اخير مسئله بيكاري در كشور آلمان به يك معضل جدي بدل شده است. حتي در جريان مبارزات انتخاباتي هم هر گروهي كه بتواند وعده هاي عوام فريبانه تري به مردم بدهد مي تواند انتظار موفقيت بيشتري را داشته باشد. دولت گرهارد شرودر كه در سال 1998 با وعده كاهش بيكاري روي كارآمد، طي مدت فعاليت خويش نه تنها نتوانست از تعداد بيكاران بكاهد، بلكه شاهد افزايش قابل توجه زنان و مردان بيكار هم بود. اگرچه ركود جهاني اقتصاد و پيامدهاي حوادث يازده سپتامبر همه دنيا را تحت تاثير قرارداده و طبعا بازار كار آلمان هم نمي تواند از اين جريان كلي مصون باشد، اما نمي توان عدم كارايي سياست هاي برلين در اين زمينه را هم ناديده گرفت. جالب است كه با وجود اين ناتواني، ياران شرودر توانستند در آستانه انتخابات دور بعد با پيش كشيدن طرح هايي نظير برنامه موسوم به هارتس مجددا اعتماد مردم را به دست آورده و با اختلاف اندكي نسبت به رقيب اصلي خويش پيروز هارتس شوند نام مدير بخش پرسنلي شركت فولكس واگن بود. وي مدتي قبل از انتخابات مستقيما از سوي شرودر ماموريت يافت تا با كمك جمعي از دست اندركاران اقتصادي كشور طرحي را براي كاهش بيكاري ارائه دهد. نتيجه كار اين شورا كه اصطلاحا كميسيون هارتس ناميده مي شد اندكي قبل از برگزاري انتخابات 22 سپتامبر (برابر با 31 شهريور ) ارائه شد و مقامات دولت اعلام كردند كه در قالب طرح مذكور تعداد بيكاران كشور نصف شده و به حدود 2 ميليون نفر كاهش خواهد يافت. اين اقدام در كنار موضعگيري صلح آميز شرودر در قبال بحران عراق و بهره برداري تبليغاتي از موضوع كمك به سيل زدگان آلماني موجب شد تا دولت قرمز _ سبز (ائتلاف حاكم ) مجددا به پيروزي برسد. اگر چه به تدريج برلين پيرامون مسائل فوق اندكي از مواضع اوليه خويش فاصله مي گيرد، اما ديگر انتخابات گذشته است و حزب حاكم حداقل تا چهار سال ديگر مي تواند خيالش راحت باشد. سياست هاي مربوط به مبارزه با بيكاري هم به صورتي كج دار و مريز اجرا مي شوند. شايد برخي از هموطنان ما با ملاحظه آمارهاي فوق و بالا بودن ميزان بيكاري در كشورهايي نظير آلمان نوعي دلداري را براي خويش قائل به شوند عبارت ديگر شايد اين سوال پيش بيايد كه وقتي ميزان بيكاري در كشوري صنعتي و پرمدعا نظير /10 1 آلمان درصد است و اين نرخ در ايران به حدود 12 درصد (بنا بر برخي آمارها ) مي رسد پس چرا ما بايد نگران وضعيت خود ؟ باشيم آيا وجود /1 9 تنها درصد اختلاف ميان ايران به عنوان يك كشور در حال توسعه و آلمان به عنوان يك كشور توسعه يافته نمي تواند فاصله اي معقول تلقي؟ شود در نگاه اول شايد بتوان سوال فوق را جالب توجه يافت و شايد هم اصلا برخي بگويند وقتي كشور هشتاد ميليون نفري آلمان كه تازه رشد جمعيت هم ندارد با اين اوضاع دست و پنجه نرم مي كند ديگر نبايد خرده اي بر كشور جوان ما گرفت. اما در پاسخ به اين شبهه بايد گفت (كه خارج از هر گونه خودباختگي ) در اين جا قضيه ماه ما تا ماه گردون مطرح است. آنچه كه در آلمان از آن به بيكاري تعبير مي شود، چيزي است كه با تصورات ما از يك فرد بيكار تفاوت هاي قابل توجهي دارد. در آلمان بسياري از بيكاران و تعداد قابل توجهي از هموطنانمان كه به اين كشور سفر مي كنند (حتي خارج از چارچوبهاي بيمه ) مقرري هايي را از سوي دولت دريافت مي كنند كه از آن تحت عنوان كمك اجتماعي يا زوسيال هيلفه ياد مي شود. با اين كمك ها مي توان به صورتي نسبي هزينه هاي زندگي را تامين كرد. چنين كمك هايي در كنار بيمه هاي بيكاري قابل توجه حتي در مواردي باعث مي شود كه صاحبان برخي مشاغل نظير شغل معلمي به فكر بازنشستگي هاي زودهنگام بيافتند. حتي مدتي پيش مجله آلماني فوكوس به نقل از برخي مقامات دولتي نسبت به افزايش تعداد معلمان داوطلب بازنشستگي ابراز نگراني كرده بود. به طور كلي مي توان گفت چارچوبهاي حمايتي موجود براي بيكاران به گونه اي است كه مفهوم تامين آب و نان آن گونه كه در كشور ما رايج است، براي يك بيكار آلماني تقريبا وجود ندارد. برخي راهكارهاي مشابه نظير طرح تعيين مقرري براي بيكاران _ كه مدتي پيش در مجلس ما رد شد _ مي توانند به رواج سيستمي شبيه آنچه كه در آلمان وجود دارد، كمك كنند. اما متاسفانه با وجود آنكه درآمدهاي نفتي يك امتياز بزرگ ما در مقايسه با كشوري مثل آلمان هستند، اما از مكانيسم هاي حمايتي در جامعه بيكاران ما خبر چنداني نيست. فرد بيكار در ايران در واقع فردي بدون درآمد محسوب مي شود، در حالي كه در كشوري مانند آلمان عملا - و حداقل در اغلب موارد _ چنين نيست. لذا وقتي كه مي بينيم تفاوت درصد بيكاران ميان دو كشور /1 9 تنها درصد است نبايد آن را يك امتياز براي ايران و يا برعكس نزديكي شرايط يك كشور توسعه يافته به بستر كشورهاي در حال توسعه ميان دانست سيستم بازار كار ما تا سيستم بازار كار سرزمين ژرمن ها /1 9 فقط درصد اختلاف نيست، اختلافات بسيار بيشتر از اين ها است و براي فهميدنشان بايد فاكتورها و بسترهاي مختلفي را با هم مقايسه كرد. جامعه آلمان اگرچه يك جامعه پير است و تعداد جوانان آن نسبتا كم است اما درصد بيكاري