Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59605S5

Date of Document: 2003-01-13

جهاني ساده نگاهي به كتاب مشت مالچي عارف مريم افشنگ ستون داستان 81 به مرور داستان تاليف و ترجمه اين سال مي پردازد. اين بار كتاب مشت مالچي عارف نوشته نايپل ترجمه مهدي غبرايي مرور مي شود. * * * و. س (ويديا د هرسورا جپراسد ) نايپل نويسنده هندي تبار ترينيداد است كه جايزه نوبل ادبي را در سال 2001 ميلادي دريافت كرد. كتاب مشت مالچي عارف از رمان هاي اوليه اوست كه در سال 1957 برنده جايزه جان لولين ريس مموريان اين شد كتاب روايتي از زندگي مردي به نام گانش رامسو مايير مشت مالچي و عارف است كه در سال 1953 نشان لياقت امپراتوري بريتانيا را دريافت كرد. نويسنده زندگي گانش را از پانزده سالگي كه پدرش او را براي تحصيل به مدرسه عالي شهر مي فرستد شروع كتاب مي كند حول محور گانش و زندگي او مي چرخد ضمن آنكه رمان ساختاري كلاسيك دارد و قصه واحدي را دنبال مي كند. آدم هاي نايپل در اين كتاب موجوداتي ساده و در جهاني به دور از پيچيدگي زندگي مي كنند. البته اين مسئله درباره قهرمان داستان صدق نمي كند و اگرچه خواننده در ابتدا او را موجودي ساده و حتي در جاهايي خنگ تصور مي كند ولي در جاهايي او با زرنگي ها و تدابيري كه براي زندگي مي انديشد اطرافيانش و خواننده را متحير مي سازد. شايد همين دوگانگي ها و تضادهاي دروني اوست كه اطرافيان را مريدش مي كند و از او شخصيتي قابل اعتماد مي سازد. گانش در جامعه اي زندگي مي كند كه هنوز خرافات، پيشداوري ها، جهل و ناداني حرف اول را مي زند و فرهنگ و سنت هاي اجدادي ريشه عميقي در زندگي آدم ها دارد. در واقع جامعه او جامعه اي عقبافتاده است و در اين جامعه عقبافتاده آرمان گانش رسيدن به كمال است، او تنها شخص تحصيل كرده و دانشگاه رفته فورويز (دهي كه در آن به دنيا آمده ) خواننده است ابتدا او را روشنفكرتر و امروزي تر از ديگر اهالي آن ده به حساب مي آورد ولي در مراسم ازدواجش با شخصي سنتي مواجه مي شود كه تمام آداب و رسومي را كه اطرافيان به او تحميل كرده اند بدون هيچ اعتراضي مي پذيرد و موبه مو اجرا مي كند. گانش حتي براي تكميل اجراي سنت ها از كتك زدن همسرش نيز در شب ازدواج خودداري او نمي كند زنش را خيلي صوري كتك مي زند بدون اينكه خشمگين باشد شايد فقط براي اثبات اين مسئله كه بزرگ شده است. هرچه كتاب پيش مي رود چندگانگي شخصيت قهرمانش بيشتر عيان مي شود. قهرماني كه پس از تحصيلات معلم مي شود. بعد از ازدواج مشت مالچي. بعد از آن تصميم به نوشتن كتاب مي گيرد و اولين كتابش را با عنوان پرسش 101 و پاسخ درباره مذهب هندو كه بيش از سي صفحه ندارد براي مردمي كه شايد سواد خواندن نداشته باشند در دهي داغ و دلگير در تيراژ 1500 نسخه منتشر مي كند. بعد از انتشار كتاب به پيشنهاد دوستي عارف شده و شروع به شفا دادن بيماران مي كند. در آخر اين مشت مالچي عارف يك سياستمدار مي شود. از آنجا كه بيشترين علاقه او به خواندن كتاب است و قبل از عارف شدن چيزي بيش از 1500 جلد كتاب در خانه دارد مي توان موفقيت ها و پيشرفت هاي او را جدا از جهل و ناداني اطرافيانش خواندن كتابهاي متعدد در زمينه هاي مختلف دانست. نويسنده به خوبي تغيير شخصيت گانش را در پيمودن پله هاي ترقي و پيشرفت در جامعه بيان كرده است. نايپل نه تنها اين تغيير رفتار را در قهرمان داستانش بلكه در تك تك شخصيت هاي رمان كه به نوعي با گانش در تماس اند و از قبال دوستي و معاشرت با او به جايي رسيده اند نشان مي دهد. به عنوان مثال لي لا همسر گانش با تغيير جايگاه اجتماعي شوهرش نوع حرف زدن خود را تغيير داده است. مترجم براي درآوردن حال و هواي حاكم بر فضاي داستان در جاهايي كلمات را به صورت ناقص نوشته و يا از نظر دستوري جمله را به هم ريخته است. بنابراين شايد بتوان به گونه اي تضادها و دوگانگي ها را در تك تك شخصيت هاي مشت مالچي عارف مشاهده كرد. برخورد سراسر متضاد گانش و همسرش از ديگر ويژگي هاي اين قهرمان مردي است كه در شب اول ازدواج همسرش را با كمربند كتك مي زند وقتي زن به دليل بيكاري اش او را ترك مي كند او با پشتكار بسيار اولين كتابش را چاپ مي كند و بسيار عاشقانه تلاشش را براي برگرداندن او انجام مي دهد. لي لا بچه دار نمي شود و گانش در جامعه مردسالار آن زمان ترينيداد با وجود پايبندي به بسياري سنت ها نه تنها او را طلاق نمي دهد بلكه هيچ كاري را بدون مشورت با لي لا انجام نمي دهد. از پيچيدگي هاي شخصيت گانش كه بگذريم بقيه آدم هاي داستان همگي موجوداتي ساده و يك دست هستند و تفاوت چنداني در آنها وجود ندارد. آدم هاي نايپل انسان هايي يك بعدي، به دور از پيچيدگي هاي شخصيت هاي امروزي اند كه اگر دوگانگي هم در برخوردهايشان مشاهده شود همه ناشي از تغيير شرايط زندگي شان كسي است در اين كتاب بار نقش منفي را به دوش نمي كشد و اگر عمل خطايي از يكي از شخصيت هاي داستان سر بزند خيلي سريع دست به اصلاح خود مي زند. داستان اوج و فرودهاي زيادي ندارد و هرچه هست حوادثي است كه مستقيما از زندگي گرفته شده اند. زندگي آدم هاي ساده با روابطي نويسنده ساده روابط مردان و زنان را روابطي كاملا مردسالارانه بيان مي كند و خواننده را وارد سرزميني مي كند كه مردانش نام زنانشان را فراموش كرده و همسرانشان را با نام مادر كودك خود مي شناسند. زنان در اين سرزمين به قدري با بي عدالتي هايي كه ريشه در آداب و رسوم و نگرش هاي كهن شان دارد خو گرفته اند كه هر ظلمي را طبيعي مي دانند و هيچ گاه زبان به اعتراض نمي گشايند. اگر گانش، لي لا را كتك مي زند لي لا نه تنها ناراحت نمي شود بلكه خوشحال است از اينكه مي تواند براي زنان ديگر كتك خوردنش را تعريف كند. نكته جالب در اينجا اين است كه نويسنده به قدري فضا را طبيعي ترسيم كرده كه خواننده هم خيلي درگير و ناراحت از بي عدالتي ها نمي شود البته شايد جدا از طبيعي بودن فضا، طنز و شوخ طبعي حاكم بر زبان داستان را بتوان يكي ديگر از دلايلي دانست كه از تلخي ماجرا مي كاهد.