Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59605S4

Date of Document: 2003-01-13

زن، زن است مهدي يزداني خرم قصه دوبووار در لحظات مستندش از لحاظ سبكي، اثري خطي، ضد درام و اصولا ژورناليستي است. در حالي كه همين قصه ژورناليستي وقتي از صافي ذهن راوي مي گذرد و به تك گويي دروني تبديل مي شود دچار رمانيتيسم لذت بخش كلاسيك مي گردد. راوي بودن خود و احساسش از خرده زمان هاي سپري شده را با تكيه بر يك كنش دروني تلفيق كرده و خودگزارش و قصه را متوقف مي كند. اين لحظات زيباترين قسمت هاي رمان خاطرات است. به طور مثال وقتي مفهوم زشت بودن ذهن راوي نوجوان را محاصره مي كند او با استفاده از دغدغه اي اين چنيني احساس دروني و روايت هاي شخصي خود از اين مولفه را تك گويي مي كند. در واقع دوبووار تلاش دارد خود را در خاطرات روانكاوي كند و اجازه نزديك شدن و برجسته شدن پرسوناژي خاص را در اثر ندهد. اگر سارتر در اثر بارها ديده مي شود به خاطر اين است كه او سال ها با سارتر بوده است اما ژان پل سارتر به عنوان شخصيتي داستاني برجسته نمي شود و موجب شگفتي و روياپردازي فراتر از حد راوي نسبت به اين فرد عاطفي نمي گردد. وقتي دوبووار مستند روايي را به آناليز دروني ذهنش وادار مي كند تلفيق دو روايت عيني و ذهني تبديل به من گويه هاي متناقض مي شود. راوي اثر دچار احساس گرايي مفرط شده و انسان بودن خود را اثبات مي كند. راوي در اينجا تبديل به يك من ناآگاه مي شود كه در مقابل من آگاه يعني همان دوبووار نويسنده قرار گرفته است. اين دو من روايي در دو مجلد آخر در كنار هم قرار مي گيرند و در واقع سير روايي رمان كه توسط من روايي ساخته شده بود به همين روال ادامه داده و نمي شكند. دوبووار با توجه به ويژگي هاي شخصي خود و همچنين دغدغه هاي فكري خود شخصيتي است كه در خاطرات به تنهايي خود برمي گردد و با اتمام رمان گويا او هم در كنار سارتر مي ميرد. در اين گفتار كوتاه نمي شود چند هزار صفحه را بررسي كرد! شايد تنها بهانه من براي نوشتن اين مقاله اشاره به ويژگي هاي داستاني و منحصر به فرد دوبووار است. اثري كه تاريخ و روايت تاريخي از سال هاي پرآشوبي است كه دوبووار در آن زيسته است. از اين نويسنده بزرگ بارها نام برده شده است. او به عنوان يك پيشواي فكري مكاتبي مانند رمان نو فرانسه، فمينيسم غير فرانسوي و همچنين داستان نويسان معاصر خود را تحت تاثير قرار داد. ژاك شيراك در روز مرگ دوبووار چنين گفت: خبر مرگ سيمون دوبووار تاكيدي بر پايان يك دوران است... استعداد بي نظير او، از وي نويسنده اي ساخته كه در ادبيات فرانسه جايگاهي خاص به دارد نام دولت، از خاطره او با احترام تجليل مي كنم با مرگ دوبووار دوران مهم ادبيات فرانسه در دهه هاي شصت و هفتاد يكي از مهم ترين چهره هاي خود را از دست مي دهد. خلفي براي پروست و به طور كل رمان امپرسيونيستي كه با خاطراتش جهان معاصرش را به تصوير كشيد. از دوبووار آثار متعددي ترجمه شده كه مهم ترين آنها: خاطرات (صنعوي ) جنس دوم (صنعوي ) همه مي ميرند ( سحابي ) تصاوير زيبا ( ميرعباسي ) و... هستند. دوبووار در سن 78 سالگي در فرانسه درگذشت.