Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811023-59600S2

Date of Document: 2003-01-13

بهره وري يادداشت در ساده ترين تعريف بهره وري به معناي استفاده مفيد و موثر از عوامل توليد خصوصا نيروي كار است. در افقي وسيع تر، بهره وري نه تنها به مفهوم استفاده بهينه از عوامل توليد است بلكه استفاده صحيح از كليه منابع در اختيار بشر از جمله وقت را شامل مي شود. در شرايط اقتصاد رقابتي، آنچه مي تواند مزيت نسبي بنگاه هاي اقتصادي را تعيين و تضمين كند توجه به شاخص هاي بهره وري است. از اين رو بنگاه هاي اقتصادي به منظور ارتقاي سطح بهره وري بايد به عوامل موثر در آن توجه كنند. به طور كلي عوامل موثر در بهره وري يا فردي هستند يا سازماني. به عبارت ديگر، افزايش سطح سواد و دانش و نيز ميزان سلامت و مهارت هاي فرد در ميزان بهره وري موثرند. از سوي ديگر نظام سازماني بر كارآيي و در نتيجه بهره وري فرد اثر مي گذارد. منظور از نظام سازماني، اصول و قوانين، ساختار تشكيلاتي، سياست ها و خطمشي ها، روش هاي انجام كار و دستورالعمل هاي خاص حاكم بر يك سازمان است. با اصلاح و ارتقاي نظام سازماني، بهره وري عوامل درون آن سازمان افزايش مي يابد. يك سازمان مي تواند يك واحد كوچك صنعتي، يك كارخانه بزرگ صنعتي، يك واحد كوچك خدماتي يا يك واحد بزرگ خدماتي - مثلا در حد يك وزارتخانه - باشد. يك سازمان همچنين مي تواند دولتي يا متعلق به بخش خصوصي باشد. در يك سازمان پويا به منظور افزايش بهره وري نيروي انساني، آموزش شغلي مستمر مديران و كاركنان، افزايش انگيزش و ايجاد زمينه هاي مناسب به منظور بروز ابتكار و خلاقيت مديران و كاركنان، برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد و برقراري نظام تشويق و تنبيه در دستور كار قرار مي گيرد. به اين ترتيب، با ارتقاي بهره وري در يك موسسه كوچك يا كل جامعه مي توان با همان مقدار عوامل توليد قبلي به توليد بيشتر رسيد. همچنين با همان مقدار كالاي توليد شده قبلي با مصرف بهينه و بهتر مي توان به نيازهاي بيشتري پاسخ داد. متاسفانه بايد اذعان كرد كه يكي از مشكلات اساسي اقتصاد ايران عدم توجه به بهره وري در استفاده از منابع - چه در توليد و چه در مصرف - است و اين امر همه ساله هزينه سنگيني را بر بودجه عمومي كشور و مردم تحميل به مي كند طور نمونه، مي توان به نحوه مصرف حامل هاي انرژي اشاره كرد. از آنجا كه حامل هاي انرژي همچون برق، بنزين و.. با قيمت غيرواقعي (يارانه اي ) در اختيار بنگاه هاي توليدي و مصرف كنندگان قرار مي گيرد، طبعا استفاده كنندگان هيچ انگيزه اي براي دستيابي به فناوري هاي نو براي صرفه جويي در مصرف انرژي ندارند. نتيجه آن كه هر ساله بر مصرف داخلي انرژي افزوده و از قدرت صادراتي كشور كاسته مي شود و با اين روند بايد انتظار داشت كه در چند سال آينده صادرات نفت خام به حداقل برسد و درآمد ناشي از آن نيز صرف واردات فرآورده براي تامين مصرف داخلي شود! در صورتي كه با تكيه بر فناوري هاي جديد مي توان صرفه جويي قابل ملاحظه اي را در استفاده از حامل هاي انرژي در توليد و مصرف به وجود آورد و از اين طريق كارآيي اقتصاد كلان كشور را دامن زد. در زمينه استفاده از محصولات كشاورزي نيز عدم توجه به بهره وري هزينه، كلاني را به كشور تحميل مي كند. طبق مطالعات انجام شده به دليل نبود صنايع كافي بسته بندي و فرآوري محصولات كشاورزي و بازارهاي سامان يافته براي عرضه محصولات، هر ساله نزديك به يك سوم محصولات كشاورزي در فرآيند مزرعه تا بازار ضايع مي شود كه ضررش عمدتا متوجه كشاورز و همچنين مصرف كننده خواهد بود. درمورد مصرف نان - كه يارانه قابل توجهي نزديك به يك بيستم بودجه دولت را به خود تخصيص مي دهد - داستان دردآورتر است چرا كه هر ساله دولت بايد مبلغ كلاني را صرف واردات ياخريد با قيمت تضميني گندم از كشاورزان كند اما به دليل ارزان بودن نان تقريبا يك سوم آن راهي سطل زباله مي شود و منابع كمياب كشور از اين طريق به هدر مي رود و... نكته آخر به نحوه ارائه خدمات نهادهاي حكومتي برمي گردد. تصور كنيد اگر افرادي كه درون نهادهاي حكومتي كار مي كنند تصميم بگيرند از فردا ميزان خدمات دهي خود را دو برابر كنند، آن وقت چه اتفاقي؟ مي افتد جامعه بدون هرگونه سرمايه گذاري اضافي به رفاهي دو برابر دست مي يابد و اين به نفع همه افراد، ازجمله همان كاركنان است. توجه به بهره وري از اين رو اهميت بسيار دارد كه در شرايط تنگناي سرمايه اي مي توان با برخي اصلاحات در درون ساختارهاي سازماني به ارائه توليد و خدمات بيشتر دست زد و از اين طريق مسير رشد اقتصادي را دامن زد.