Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59592S2

Date of Document: 2003-01-12

سربازان تامي فرانكس در حياط خلوت روسيه پيروزي آمريكا بر طالبان به پيوند استراتژيك آسياي مركزي با آمريكا كمك كرد ابوالفضل صديقي در بحبوحه جنگ ستارگان و حتي در زمان اجراي سياست گلاسنوست و پروستريكاي گورباچف در مخيله خوشبين ترين تحليل گران روابط بين الملل هم نمي گنجيد كه در يك دهه بعد ايالات متحده در آسياي مركزي و قفقاز پايگاه نظامي داير نمايد. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حادثه يازدهم سپتامبر كه هر دو نقطه عطفي در روابط بين الملل به شمار مي روند موجب شد سربازان تامي فرانكس فرمانده نيروهاي مركزي آمريكا در حياط خلوت فدراسيون روسيه وارد شوند و كمربند امنيتي روس ها را تنگ تر نمايند. چه كسي تصور مي كرد گسترش ناتو به شرق تا مرزهاي روسيه رسيده و اكثر جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز در برنامه هاي ناتو از جمله برنامه مشاركت براي صلح شركت نمايند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و استقلال جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز سمت گيري سياست خارجي آمريكا در اين منطقه با سردرگمي مواجه بود و نخبگان سياسي ايالات متحده از تحولات سريع و حيرت انگيز اتحاد جماهير شوروي غافلگير شده بودند. توجه اصلي آمريكا در آن زمان به روسيه و عدم بازگشت به وضعيت سابق معطوف بود. آنها تلاش مي كردند اصلاحات سياسي و اقتصادي مطابق ميل آنها پيش رود و مخالفين اصلاحات كنترل گردند. سياست هاي ذكر شده به همراه كنترل سلاح ها و دانش هسته اي در مرزهاي كشورهاي مستقل مشترك المنافع (Cis) مهمترين استراتژي بوش پدر تا سال 1993 بود. با پيروزي دموكرات ها و بيل كلينتون در انتخابات رياست جمهوري سال 1993 سمت گيري اصلي سياست خارجي آمريكا به سوي منابع نفتي حوزه درياي خزر معطوف گرديد و به تدريج كمپاني هاي نفتي غرب به خصوص آمريكا به سوي حوزه خزر روانه گرديدند. تغيير ماهيت قدرت در روابط بين الملل از نظامي به اقتصادي بعد از فروپاشي شوروي و نيز واقعيت هاي ژئوپلتيكي مبني بر تسلط بر منابع انرژي جهان چنين سياستي را توجيه زيرا مي كرد ايالات متحده به عنوان پيروز جنگ سرد وظيفه نظام بخشيدن به سيستم بين المللي و سيستم كنترلي بين المللي و منطقه اي را دنبال مي كرد. واقعيت آن است كه نظام هاي كاپيتاليستي از جمله نظام سرمايه داري آمريكا براي ادامه حيات فاخرانه با مشكل مواجه هستند زيرا اقتصاد آنها وابسته به مناطق استراتژيك پيراموني است. والرشتاين نيز در نظريه جهاني خود به اين واقعيت اشاره كرده است كه نظام هاي سرمايه داري همواره به مناطق عقب مانده نياز دارند و يكي از نيازهاي اساسي كاپيتاليسم، شكستن مرزها و سرمايه گذاري در كشورهاي ديگر است. افزايش 53 درصدي تقاضاي انرژي از 72 ميليون بشكه در روز در سال 1996 /110 1 به ميليون بشكه در سال 2020 و نيز ذخاير 30 تا 50 ميليارد بشكه اي حوزه درياي خزر اهميت اين منطقه را دوچندان ساخته است. به همين جهت بعد از سال 1993 بازي بزرگ در دو سكانس اكتشاف و توليد و مسيرهاي انتقال انرژي آغاز گرديد. دولت كلينتون جهت تكثر در عرضه انرژي همواره بر مسير غيراقتصادي باكو - جيهان تكيه مي كرد. جنگ چچن و رقابت پنهان روسيه و آمريكا كريدور جنوب به شمال، حكومت طالبان در افغانستان و ناامني موجود در آن كريدور غرب به شرق و قانون داماتو بر عليه ايران كريدور شمال به جنوب را از رقابت خارج مي كرد. در همين جهت فدريكو پنا وزير انرژي سابق ايالات متحده بيان داشت: دولت آمريكا با انتقال نفت از طريق ايران مخالف است زيرا ما مي خواهيم مانع آن شويم كه ايران دروازه بان انرژي در منطقه اي باشد كه براي امنيت ما داراي اهميت است. لذا سياست هاي تحريم بر عليه ايران، حضور موثر اقتصادي به خصوص در صنايع نفت و گاز، حمايت از كريدور شرق به غرب و كنترل جنبش هاي اسلامي از مهمترين سياست هاي دولت كلينتون در منطقه آسياي مركزي و قفقاز بود. با پيروزي جورج دبليو بوش در انتخابات رياست جمهوري آمريكا و حادثه 11 سپتامبر بازيگران بين المللي، قواعد و نرم ها و محيط بين المللي، تغيير و سياست خارجي آمريكا به سمت ميليتاريستي شدن سوق يافت. اگر محيط بين المللي قبل از 11 سپتامبر آمادگي پذيرش اهداف و دكترين دفاعي آمريكا را نداشت و به دليل پايان جنگ سرد، گسترش ناتو و افزايش بودجه آن توجيه پذير نبود حادثه 11 سپتامبر توانست فضايي بين المللي را به نفع دكترين دفاعي آمريكا تغيير دهد و زمينه را براي سمت گيري يك جانبه گري فزاينده در سياست خارجي آمريكا فراهم سازد. درواقع حادثه 11 سپتامبر خلاء استراتژيك در سياست خارجي آمريكا را پر كرد و تروريست افراطي در قالب شبكه هاي زنجيره اي تهديد جديد و جدي امنيت ملي آمريكا لقب گرفت. در شرايط جديد خطر عمليات هسته اي، شيميايي و بيولوژيكي به آمريكا توسط افراد و سازمان هاي تروريستي كه از وسايلي مانند قايق، كاميون و هواپيماي معمولي استفاده مي كنند بيش از خطر و تهديد موشك هاي دورافكن و ميان قاره اي از طرف دولت هاي خارجي است. در چنين فضايي ايالات متحده به جاي اعمال نقش يك موازنه گر منطقه اي و يا ايجاد متحدان كوچك در منطقه به بهانه ايجاد نظم منطقه اي و مبارزه با تروريسم مستقيما نيروهاي نظامي خود را وارد منطقه كرد بدون آنكه حساسيت قوي اي را برانگيزد. در همين جهت دونالد رامسفلد لايحه اصلاح دكترين دفاعي آمريكارا تقديم كنگره كرد كه بر اساس آن حضور نظامي آمريكا و احداث پايگاه در مناطق استراتژيك جهان به ويژه استقرار در مراكز و منابع انرژي دنيا قانوني مي گرديد. بر اين اساس آمريكا هر گاه امنيت اين مناطق استراژيك و منابع نفتي را در خطر بيندازد از حق اقدام نظامي با استفاده از پايگاه هاي مستقر برخوردار خواهد بود. پيروزي آمريكا بر طالبان كه به نفع دولت هاي آسياي مركزي بود به پيوند استراتژيك اين منطقه با آمريكا كمك كرد. در اين جهت آمريكا هزاران سرباز را به دو جمهوري از پنج جمهوري آسياي مركزي يعني ازبكستان و قرقيزستان گسيل داشت و مجوز اعزام نيروي بيشتري را به تاجيكستان دريافت كردهزار 30 سرباز و 40 هواپيما آمريكايي در فرودگاه مناس در نزديكي بيشكك پايتخت قرقيزستان مستقر شدند. تركمنستان كه سياست بي طرفي را اعلام كرده است در جنگ افغانستان سرزمين خود را در اختيار آمريكا قرار داد تا به نيروهايش كمك برساند. نورسلطان نظربايف در يك مصاحبه مطبوعاتي در آستانه گفت: قزاقستان آمادگي واگذاري پايگاه هاي نظامي و فضاي قزاقستان به نيروهاي آمريكايي را دارد. از طرف ديگر از اوايل اكتبر سال 2001 شاهد ورود تجهيزات و سربازان آمريكايي به پايگاه نظامي كارشي در سيصدكيلومتري تاشكند بوديم. كشورهاي آذربايجان و گرجستان نيز به آمريكا اجازه دادند تا از خاك آن كشور براي حمله به افغانستان استفاده كنند. حضور مستقيم نظامي آمريكا در آسياي مركزي و قفقاز ضمن حضور در حياط خلوت روسيه كمربند محاصره ايران را نيز تنگ تر كرد. آمريكا قصد دارد با سرنگوني رژيم صدام، ايران را به محاصره كامل دوستان خود درآورد و بر منابع نفت و گاز هر چه بيشتر مسلط اين شود ماموريت به عهده سربازان تامي فرانكس گذاشته شده است.