Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59591S1

Date of Document: 2003-01-12

ويژگي هاي بهداشت و درمان در سده بيست ويكم پيامدهاي جهاني شدن در عرصه بهداشت، درمان و محيط زيست (بخش پاياني ) بخش نخست اين مقاله در صفحه 5 روزپنج شنبه 19 دي ماه 1381 درج شده است. * * * در عصر جهاني شدن با توسعه تكنولوژي و رقابت فشرده در سطح جهاني، توانايي و خلاقيت نيروي انساني، به گونه اي روزافزون، اهميت بيشتري نسبت به ابزار و [منابع ] مي يابد. در زمينه نيروي انساني و مديريتي شايسته، حتي برخي از صاحبنظران، بعيد نمي دانند كه در آينده اي نه چندان دور، مديران نخبه، خود به اقلامي براي داد و ستد ميان سازمان ها بدل شوند. در آينده، مديريت خدمات بهداشتي درماني، تفاوتي ماهوي با شيوه هاي شناخته شده امروزين خواهد داشت و بهداشت ودرمان، تنها در اختيار يك گروه يا يك تخصص خاص نخواهد بود. درست همانطور كه مهم تر جنگ، از آن است كه تنها به نظاميان سپرده شود يا تجارت، كه بسيار فراتر از بازار و بازرگانان و تجار و افق فكري آنهاست. در روزگار كنوني، بهينه كردن سازمان، پاسخي است براي مقابله با چالش هايي كه از بطن دگرگوني هاي سريع جهاني، پديد مي آيند. در سازمان هاي بهداشتي درماني، اين چالش، بيشتر شامل پاسخگويي به نيازهاي مراجعين و فراهم آوردن خدمات با كيفيت بيشتر و درجه كارايي بالاتر و به شيوه اي كارآمد و موثر است. بدين منظور و با توجه به اين كه ارائه خدمات بهداشتي درماني مطلوب، به منظور حفظ و تامين سلامت افراد جامعه، يك اقدام زيربنايي و يكي از معيارهاي مهم توسعه يافتگي جوامع به شمار مي آيد، لذا مديريت و برنامه ريزي صحيح در اين سازمان ها، موجب ارتقاء سلامت و در نهايت، بهبود شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و كاهش ساعات كار از دست رفته و كشور مي شود. * در آينده، عرصه مديريت بيمارستان و بخش بهداشت و درمان، محل هنرنمايي كساني است كه خود را به دانش و فناوريهاي لازم وبه روز، مجهز كرده باشند. هيچ عنصر و پديده اي، بيش از مديريت ضعيف و ناكارآمد، نمي تواند اين تخصص عالي و بي نظير را تضعيف كرده و به آن آسيب برساند. * در آينده، اين عرصه محل فعاليت مديري است كه كارآفرين باشد يعني نه تنها قدرت خلاقيت و كشف راه حل هاي جديد داشته باشد بلكه از جرات و شهامت و ظرفيت ريسك پذيري بالايي، برخوردار باشد. * كسي كه بر فرايندكار به جاي نتيجه كار تاكيد، داشته باشد. زيرا وقتي فرايند يا پروسه يك فعاليت درست باشد، نتيجه به صورت مداوم و مستمر، درست خواهد بود نه به صورت موردي. * كسي كه خواهان رشد و ترقي بوده و از ثبات و ركود گريزان باشد و در اين جريان، تمامي كاركنان را نيز پشت سر خود، هدايت كند. * كسي كه نقاط ضعف را به نقاط قوت و تهديدها را به فرصت ها، تبديل كند و از تفاوت رفتار سازماني در متن جهاني، آگاه باشد و دچار جزءنگري نبوده و تفكر پيوسته داشته باشد. امروزه نظريه هاي مدرن وفرامدرن (پست مدرن ) كه در زمينه مديريت، مطرح مي باشند، بر اين نكته تاكيد دارند كه در عصر جهاني شدن، مديران ناچارند در برخي موارد، به صورت فرااطلاعاتي و در شرايط عدم اطمينان از نظر اطلاعات، تصميم گيري نمايند. يعني بر ذهنيت تحليلي بر جاي ذهنيت عقلاني، تاكيد كرده و در عقل مداري صرف شك كنند بدانند كه بسياري از واقعيت ها، مشكوكند و بايد به كشف و شهود دروني خويش رجوع كنند. البته اين امر به اين معنا نيست كه مدير، نقش تكنولوژي اطلاع رساني (IT) را ناديده بگيرد بلكه تمام تلاشش را براي كسب اطلاعات از طرق گوناگون به عمل آورده و زماني كه نتوانست اطلاعات كافي و لازم به دست آورد، به تصميم گيري فرااطلاعاتي، اقدام مي نمايد، لذا نبايد به اسم اقتضاء و پست مدرنيسم، هر سبكي را پياده كرد. يكي از چالش هاي فراروي مديران بخش بهداشت و درمان، در عصر جهاني سازي تضمين دسترسي همه افراد جامعه به خدمات و جلوگيري از تاثيرگذاري فقر در اين فرايند است. آنان بايد بتوانند و قادر باشند سامانه اي را از نظر بهداشتي درماني، پياده كنند كه همگاني باشد، جامعيت داشته باشد، همه به آن دسترسي داشته باشند حتي اگر حق بيمه نداده باشند. در سراسر كشور دفترچه، مدارك و كارت هاي آن به رسميت شناخته شود و نهايتا آن كه غيرانتفاعي بوده و به دنبال كسب سود نباشند. توجه به بهره وري و داشتن ديد جديد و ايده هاي نو، از ديگر مسائلي است كه مديران، با آن مواجهند. سلامت افراد جامعه، تنها به توان اقتصادي دولت ها و مديران وابسته نيست، چرا كه آمريكا چيزي %حدود 14 از درآمد ناخالص ملي اش را صرف بخش بهداشت و درمان مي كند كه بالاترين رقم ممكن در دنياست اما ژاپن با صرف %حدود 7 همين درآمد درجه سلامت فيزيكي و رواني مردمش، بسيار بهتر از مردم لذا آمريكاست پول خرج كردن و ساخت بيمارستان و خريد تكنولوژي هاي بسيار مدرن، دليل بر بهتر بودن وضع بهداشت و درمان نيست. يك سيستم بهداشت و درمان، حاصل تعامل عناصر زياديست كه از آن جمله مي توان به ارائه دهندگان، بيمه، جامعه، سياستگذاران و... اشاره كرد. يك مدير موفق در عرصه بهداشت و درمان، بايد توانايي كار در بعد وسيع با تمامي اين اجزاء و برقراري رابطه اي حرفه اي با آنها را داشته باشد و نسبت به ايده هاي جديد هر يك از آنان به صورت يك سيستم باز، عمل كند و هماهنگي هاي بين بخشي را به بهترين وجه ممكن به انجام برساند. فاطمه بنادرويش دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت خدمات بهداشتي درماني فهرست * منابع در همشهري موجود است.