Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59590S4

Date of Document: 2003-01-12

مشكلات پليس دراپسي قانون مپ و اوهايو - دعوايي كه در سال 1961 در آن ديوانعالي آمريكا حكم كرد كه مدرك به دست آمده از طريق غيرقانوني، همانطور كه نمي تواند در دادگاه هاي فدرال استفاده شود در دادگاه ايالتي نيز نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد - موجب اپيدمي شدن همه گيري ] و [سرايت گواهي دروغ دادن پليس گرديد. قبل از قانون مپ، يك افسر پليس شهادت مي داد كه زن يا مرد متهمي را بدون دليل متوقف كرده و آنها را بازرسي كرده و از آنان مواد مخدر يافته اند. هر چند كه بازرسي و تحقيق انجام شده غيرقانوني بود اما مدرك، قابل پذيرش بود زيرا ديوان هنوز در مورد مپ تصميم نگرفته بود. در آن زمان پليس هيچ دليلي نداشت كه شهادت دروغ بدهد زيرا در پيامد امر هيچ تفاوتي پس نداشت از قانون مپ اگر پليس واقعيت را در مورد چنين بازرسي هاي غيرقانوني اي بيان مي كرد نتيجه اش اين بود كه دادگاه ها از استفاده مدرك تحصيل شده از اين طريق ممانعت مي كردند. پليس به زودي متوجه شد كه اگر يك مظنون ابتدا مواد مخدر را بر زمين بيندازد Dropsy يا ] ابتدا با مواد مخدر افتاده روي زمين به طور تصادفي برخورد [كند سپس افسر اقدام به دستگيري وي كند، تحقيق از او قانوني بوده و مدرك به دست آمده قابل پذيرش مشكل است دراپسي Dropsy اكنون در سراسر ايالات متحده پخش شده است. قضات دادگاه ها در سراسر شهرها در مواجهه با انتخاب اعتقاد خود به درستي ادعاي افسر يا يك دلال مواد مخدر، به پذيرش شهادت دروغ افسر پليس تمايل دارند. كميسيون مولن كميسيون مولن - كه براي تحقيق درباره گزارشات فساد پليس در اداره پليس نيويورك داير شد - ماهيت نفوذ و تسري پذيري شهادت دروغ دادن پليس را در گزارش سال 1994 خود توصيف كرد. آن گزارش بيان كرد كه كار تحريف پليس در ارتباط با دستگيري ها در بخش هايي مسلما بسيار رايج است كه خود پليس آن را تست دروغ يا ] دروغ [آزمايشي مي نامد. بر طبق گزارش كميسيون، افسران، يكسري داستان هاي ساختگي مي گويند. هنگامي كه ماموران به طور غيرقانوني وسيله نقليه اي را متوقف و از آن بازجويي مي كنند با اين دليل كه فكر مي كنند آن وسيله نقليه حاوي مواد مخدر و تفنگ است اين ماموران گاهي اوقات در گزارشات پليس به دروغ مدعي مي شوند و قسم ياد مي كنند كه وي ( متهم ) از چراغ قرمز عبور كرده است (يا مرتكب برخي ديگر از تخلفات ترافيكي شده ) و آنها بعد از متوقف كردن ماشين و بازديد ساده اي كالاي قاچاق را در اتومبيل او ديده اند. براي پنهان كردن يك بازجويي [بازرسي ] غيرقانوني از يك فرد كه ماموران اعتقاد داشتند در حال حمل مواد مخدر يا اسلحه است، افسران گاهي به دروغ مدعي مي شوند كه ديده اند جيباش پر بوده يا ] برآمدگي اي را در جيب آن شخص [ديده اند و يا مواد و پول را ديدند كه دست به دست مي شد. ديوار آبي سكوت واقعا اثبات موارد شهادت دروغ، عليه پليس مشكل است. به خاطر اينكه قانون نانوشته غيررسمي ميان افسران پليس وجود دارد كه ماموري را از شهادت دادن عليه مامور ديگر منع مي كند. كميسيون كريستوفر كه از افسران متهم به ضرب و جرح رودني كينگ در لوس آنجلس بازجويي مي كرد متوجه شد كه اين تمايل پليس به حمايت مضاعف از ساير افسران پليس همكارشان، مانعي در روند تحقيق مي شود. راه حل تست دروغ ويليام براتون مقام پليس سابق نيويورك در سال 1995 برنامه اي را اعلام كرد كه تحت آن برنامه تمام افسران پليس شهر نيويورك آموزش مي بينند كه شهادت صحيح در دادگاه بدهند. در كنار برنامه هاي آموزشي پليس مبني بر اينكه چگونه شهادت واقعي بدهند، تماس هايي نيز مبني بر نسخ قانون استثنائات وجود دارد. براي نمونه، پليس به منظور مخفي نگه داشتن توقيف ها و تحقيقات غيرقانوني، شهادت دروغ مي دهد. قانون استثنائات انگيزه اي به پليس مي دهد كه دروغ بگويد تا از آزادي مظنوني كه تصور مي كنند مجرم است جلوگيري شود. حقوقدانان ليبرال با اين بحث كه خلاصي از قانون استثنائات غيرعاقلانه است مخالفت مي كنند تا دولت بتواند مكانيسم ديگري را جايگزين كند براي اينكه مطمئن شود كه پليس از ماده اصلاحي چهارم قانون اساسي تبعيت مي كند. خشونت پليس اگر براي انجام دستگيري، حفظ نظم و نگهداري صلح ضروري باشد، پليس از طريق قانون حق استفاده از زور مشروع را دارد. دقيقا اينكه چه مقدار زور در شرايط مختلف مناسب است مي تواند قابل بحث باشد. وقتي كه يك افسر زن يا مرد از حداكثر زور استفاده مي كند، او از قانون تخلف مي كند. جروم اسكولنيگ و جيمز فيف خشونت پليس را به عنوان يك اقدام عمدي آگاهانه تعريف مي كند كه يك افسر پليس نسبت به مظنونين به عهده مي گيرد كه معمولا اين مظنونين از اعضاي گروه هاي بي قدرت اجتماعي هستند مانند اقليت هاي نژادي يا همجنس بازان. حدود خشونت پليس بيشتر خشونت هاي به كار گرفته شده توسط پليس گزارش در نمي شوند سال 1982 دولت فدرال مبالغي پول براي مطالعه خدمات پليس تدارك ديد كه در آن بيش از 12 هزار شهروند كه به طور تصادفي انتخاب شده بودند در سه منطقه مركزي مورد مصاحبه قرار گرفتند. مطالعات نشان داد كه 13 درصد افراد نظرخواهي شده قربانيان خشونت پليس در سال گذشته بودند 30 دقيقا درصد آنهايي كه مورد چنين ظلمي قرار گرفتند، شكايت نامه هاي رسمي را پر كردند. نژاد و خشونت بيشتر خشونت ها عليه گروه هاي اقليت يا ديگر گروه هاي ضعيف اعمال مي شود. ماموراني كه در خشونت شركت مي كنند براي به كارگيري از زور فراقانوني شان، دليل تراشي مي كنند. آنها مدعي اند كه دارند گروه هايي را تنبيه مي كنند كه در نظم جامعه ايجاد اخلال مي نمايند. اهميت فهم نژادپرستي در زمينه خشونت پليس نمي تواند دست كم گرفته شود. بسياري از پليس ها به طور خودكار به اعضاي گروه هاي اقليت نژادي، بدون توجه به فعاليت هاي خاصي از آنها به حركات يا پوشش هايشان، به عنوان گروه هاي بالقوه خطرناك مي نگرند. اين نوع تلقي از شهروندان نژاد اقليت به عنوان مشكل يعني ] به اين افراد به عنوان مشكل يا مشكل ساز [نگريستن گاهي اوقات به رفتار تبعيض آميز نژادي پليس ترجمه مي شود.