Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59590S2

Date of Document: 2003-01-12

آيا كتابها بهتر مي دانند _ 1 ترجمه: رضا سادات هنگامي كه والدين سوالاتي در مورد نوع نگرش خود به تربيت فرزندانشان دارند يا احساس مي كنند در تربيت فرزندان خود چندان موفق عمل نكرده اند با كتابهاي تربيتي مشورت مي كنند كه ممكن است موثر واقع شود اما هميشه اين چنين نيست. روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور اخيرا در مقاله اي به بررسي ميزان تاثيرگذاري كتابهاي آموزشي در عملكرد والدين پرداخته است: ديگر پدر آن كسي نيست كه همه چيز را مي داند. مادر هم همين طور يا لااقل ايشان فكر نمي كنند كه همه چيز را مي دانند. شكي وجود ندارد كه دوران معاصر ما عصر سرريز پند و مشاوره است. دوراني كه لشكري از كارشناسان خانواده اطلاعات سيل آساي خود را در مورد نحوه تربيت فرزندان در اختيار والدين قرار مي دهند. صرفنظر از موضوع _ نظم، خواب، خوراك، آسيبپذيري هاي اجتماعي و كج خلقي بچه ها _ كتابي از يك نويسنده مطمئن به انتظار والديني نشسته كه وظايف تربيتي خود را به درستي انجام نمي دهند. برخي عنوان ها كاملا گويا هستند: كتاب تربيت كودكان راهنماي، آموزش; حال آنكه برخي عنوان هايي پيچيده و نه چندان شفاف دارند اما همه اين كتابها به خوانندگان خود نويد نظم و هماهنگي بيشتر و بهتر در خانواده را مي دهند. صرفنظر از رويكرد اين كتابها بايد گفت كه اين همه راهنمايي و پند و اندرز هرچند مي تواند سودمند باشد در آن روي سكه ممكن است سردرگمي والدين را در پي داشته باشد. روبرتا ويلسون مادر دو كودك 2 و 6 ساله كه ساكن كليسينتگون ايالات ماساچوست است مي گويد: ما با سرريز اطلاعات در مورد نحوه تربيت كودكان روبه رو هستيم كه در غالب موارد متناقض هستند. در بهترين حالت اين پنددهندگان كه اكثرشان روانشناس و مشاور خانواده هستند به والديني كه اغلب وقت كافي براي رسيدگي به فرزندانشان ندارند و به همين دليل احساس گناه مي كنند نوعي احساس آرامش و تسكين ارزاني مي دارند. اينان به والدين اطمينان مي دهند كه تنها نيستند و حتما نبايد انتظار داشته باشند والدين بي نقص باشند كه كودكاني بي نقص تحويل اجتماع مي دهند. اين نوع رويكرد لااقل به لحاظ تئوريك به والدين نوعي احساس اعتماد مي دهد. نكته عجيب آنكه به نظر مي رسد اعتماد والدين به جاي آنكه در حال افزايش باشد روندي نزولي به خود گرفته است. براساس آخرين نظرسنجي هاي صورت گرفته از هر 10 پدر و مادري كه مورد سوال قرار گرفتند شش نفر گفتند كه عملكرد آنها در قبال تربيت فرزندانشان متوسط يا ضعيف است. به همين نسبت تعداد آناني كه گفتند در تربيت فرزندانشان و آموختن ارزش هاي مهم مثل استقلال و كنترل رفتارهاي شخصي موفق عمل كرده اند بسيار كم بوده است. نيم قرن قبل بنجامين اسپاك تلاش كرد آموزش فرزندان را كاري ساده جلوه دهد. شما بيش از آنكه گمان مي كنيد مي دانيد او در اين كتاب و در لابه لاي فصل هاي پياپي تلاش كرده بود به والدين نگران اطمينان دهد از توانايي كافي براي تربيت فرزندان خود برخوردار هستند اما امروز تربيت فرزندان و والدين خوب بودن به ماجراجويي اي سراسر رقابت تبديل شده است. يافتن جايي براي كودكان دوساله در مهدكودك هاي خوب كه گمان مي رود كودكان را در مسير سريع و مطمئن پيشرفت قرار مي دهند هم كار دشواري است. همگام با اشاعه سريع بهره گرفتن از مشاورت و راهنمايي متخصصان در هر زمينه اي اكنون پيروي از راهنمايي هاي متخصصان به جاي اتكا به دانسته هاي شخصي در ميان والدين و خصوصا خانواده هاي مرفه جايي خاص پيدا كرده است. نتيجه شكل گيري شرايطي است كه فرانك فوردي جامعه شناس از آن تحت عنوان پارانوئيد تربيت فرزندان ياد مي كند. در كتاب جديدي از او كه همين عنوان را بر خود دارد اين جمله بر صفحه اول كتاب نقش بسته است: چرا ناديده انگاشتن راهنمايي هاي كارشناسان ممكن است به نفع كودك شما تبديل شود. فوردي در اين كتاب از صنعت مشاوره تربيتي به دليل طعمه قرار دادن كودكان و ايجاد ايده هاي واهي و نگراني هاي غيرواقعي در والدين انتقاد مي كند. فوردي كه استاد دانشگاه كنت در انگلستان است مي گويد: كارشناسان فشار بسياري به والدين وارد مي آورند كه به آنها بفهمانند هر لحظه اي كه با كودكان سر مي كنند از ارزش قابل توجهي برخوردار است. او مي افزايد كه در دهه پنجاه ديدگاه شايع در جوامع، تربيت فرزندان را لذتي خانگي و منحصربه فرد معرفي مي كرد اما امروز برعكس تربيت فرزندان به منزله عذابي دردآور به تصوير كشيده مي شود.