Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59588S4

Date of Document: 2003-01-12

تبارشناسي اعترافات سياسي دكتر حسين سليمي در محيط نوين سياسي و گاهي اعترافاتي كه براي عده اي شگفت انگيز است به شيوه اي سياسي براي اثبات و يا انكار يك مدعا و حتي يك جريان سياسي بدل گشته است. آنان كه با تاريخ آشنايي ندارند، در نگاه نخست ممكن است به اين پديده به عنوان امري بديع كه در عرصه تحولات سياسي تعيين كننده است، بنگرند، اما يك گذر كوتاه بر تاريخ نشانگر آن است كه اين پديده جديد و تعيين كننده نيست. زماني كه اسقف ها و كاردينال هاي اعزامي از سوي كليساي سنت پيتر و به همراه تارك دنياهاي فرقه سنت دومينيك در دوران قرون وسطي، به هر طريق مخالفان فكري خود را به اعتراف وامي داشتند، گمان مي كردند كه چرخه تاريخ به نفع آنان در حال حركت است و اعترافات آنها گوياي حقانيت انديشه و عمل دستگاه پرشكوه كليساي كاتوليك و بطلان نهايي تفكر مخالفان است. اما نتيجه تاريخ چيز ديگري بود. هنگامي كه گاليله دو زانو بر زمين نشست و يافته هاي مبرهن علمي خود را كه مخالف عقايد رسمي دستگاه كليسا بود انكار كرد و به گناهان و اشتباهات خود اعتراف كرد، عده اي چنين انديشيدند كه كار تفكرات امثال او به پايان رسيده است. اما زماني كه گاليله از صحن دادگاه تفتيش عقايد خارج مي شد، به آرامي و پنهاني در گوش يكي از دوستان خود گفت كه با تمامي اين حرف ها باز هم مي گويم كه زمين دوران مي چرخد ترور پس از انقلاب فرانسه، نشان داد كه اعتراف گيري سياسي - اعتقادي منحصر به قرون وسطاي مسيحي نبود. در دوره حكومت خشن و سركوبگر ژاكوبن ها پس از انقلاب فرانسه چهره هاي سياسي زيادي به پاي ميز محاكمه و اعتراف كشانده شدند، اما زماني كه ژاكوبن ها به كنار رفتند و حكومت معتدل تر ديركتوار به روي كار آمد، ديگر هيچكس براي اثبات حقانيت ژاكوبن ها به نتايج محاكمات آنها استناد نمي كرد. پس از استقرار حكومت بلشويك هاي كمونيست در روسيه تكنيك سياسي محاكمه و اعتراف گيري بيش از هر زمان مطرح و اجرا گشت. پس از مرگ لنين در جريان به قدرت رسيدن هيات حاكمه جديد، حتي بسياري از چهره هاي بزرگ انقلاب اكتبر در روسيه به پاي ميز محاكمه كشيده شدند و در مقابل ديدگان حيران دولتمردان سخن از اشتباه و پشيماني و حتي خيانت به ميان آوردند. محاكمه و اعترافات بوخارين كه پس از لنين يكي از اصلي ترين نظريه پردازان انقلاب اكتبر به شمار مي رفت، از مشهورترين اين پديده ها است. كسي كه زماني تئوريسين اصلي حزب كمونيست به شمار مي رفت خود را گناهكاري نادم خواند كه هم در انديشه سياسي - ايدئولوژيك خود و هم در عمل سياسي خويش راه خطا و خيانت پيموده است. اين امر درزمان خود حادثه اي بزرگ بود وپيروزي سياسي بزرگي براي استالين محسوب مي گشت. استالين با اتكا به همين روش حتي برخي از ياران نزديك خود مانند كامنف و زينويف را كنار گذارد. اين تكنيك از اين دوره به بعد در اتحاد شوروي به تكنيكي كارآمد بدل گرديد كه در تمام دوران صدرات برژنف و حتي در دوران خروشچف نيز براي حذف رقيبان سياسي به كار گرفته شد اما اين عمل تنها يك تكنيك حذف و كنارگذاري بود و حتي در دوران خودش هم مانند امروز اثبات گر حقانيت يا عدم حقانيت هيچ يك از طرف هاي درگيري سياسي نبود. در سال 1966 ميلادي در جريان انقلاب فرهنگي در چين كمونيست هواداران پر و پا قرص و آتشين مزاج مائو به محاكمه و تحقير سياسي برخي از مخالفان سياسي خود پرداختند و از اين طريق آنها را از صحنه سياست چين حذف كردند. يكي از مهمترين اين چهره ها دنگ شيائوپينگ بود كه به عنوان يكي از خيانت پيشگان معرفي شد و حتي به تحقير در ميان جوانان انقلابي گردانده شد. در آن زمان باز هم اين تكنيك سياسي، اثر موقتي خود را گذارد و دنگ شيائوپينگ و همفكران سياسي او را به انزوا برد. اما اين امر هرگز حقانيت عمل و انديشه آنها را اثبات نكرد، بلكه حتي زمينه اعتراضي شد كه پس از مدتي به بركناري گروه چهار نفره طرفدار مائو انجاميد و دنگ شيائوپينگ را به رهبر بلامنازع چين مبدل ساخت. هر چند كه دنگ از گذشته خويش عبرت نگرفت و حتي خود نيز به محاكمه گروه چهارنفره و مخالفان سياسي خود و اعتراف گيري از آنها پرداخت. اين مرور تاريخي گواه آن است كه در طول تاريخ هيچگاه با محاكمه و اعتراف و... امكان اثبات يك انديشه فراهم نشده است و حداكثر كارايي اين روش درحذف موقتي رقباي سياسي بوده با است اين شيوه نه مي توان حقانيتي را اثبات كرد و نه مي توان انديشه و آرماني را به دور بلكه انداخت بهره گيري گسترده از آن مي تواند اثري معكوس داشته باشد. استفاده مكرر از اين روش تنها مي تواند گوياي آن باشد كه تلاش يك جريان سياسي براي دستيابي به تماميت قدرت به اوج خود رسيده است. آنچه در قالب خواسته هاي اجتماعي از بطن جامعه با مي جوشد، هيچ طردي تغيير نمي كند، تحولات بنيادين جامعه ايران در حال تحقق است و حتي اگر كساني كه تماميت خواهند به خواسته خود دست يابند ناگزير از تابعيت از مطالبات جامعه هستند.