Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59588S3

Date of Document: 2003-01-12

صندلي هاي لرزان هر دو وزير امضاي توافقنامه تجاري در بغداد افزايش سفرزوار ايراني و باز شدن دو نقطه مرزي از جمله دستاوردهاي اين سفربراي تهران بودكه با همه كوچكي در ميان حجم عظيم انتقادات بازتاب نيافت فرشاد محمودي فرياد مخالفان بلند شده و پايه هاي وزارت خرازي تكان خورده است. هنوز سرزنش ها از سفر قبلي پايان نگرفته بود كه اكنون موج انتقادها بالا گرفته و صداي مخالفان نسبت به خبر كوتاهي كه مخابره شده به گوش مي رسد: ناجي صبري وزير خارجه عراق اظهار علاقه كرده كه باز هم به ايران بيايد. مخالفان جديد سفر وزير خارجه صدام به ايران تنها به واكنش هاي سفر قبلي صبري به تهران نگاه نمي كنند بلكه به روزهاي دورتر نظر دارند و آخرين سفر خارجي نيكولاي چائوشسكو رهبر اسبق روماني. چائوشسكو بهار 1990 هنگامي كه نظامش در حال فروپاشي بود به تهران آمد اما اندك مدتي پس از بازگشت با سقوط حكومت، همراه همسرش به جوخه اعدام سپرده شد. چائوشسكو به سركوب مردمان كشورش شهره بود و ديدار او از تهران در آن زمان انتقادهاي جدي براي وزارت خارجه خريد كه چرا دستگاه ديپلماسي تحت نظارت علي اكبر ولايتي بدون ارزيابي درست، ميزبان ديكتاتوري در حال سقوط شده است. مخالفان سفر ناجي صبري الحديثي نيز از همين زاويه به ماجرا نگاه مي كنند و مي گويند سفر صبري در اين شرايط عصبي و جنگي كه آمريكا ايران، و عراق را در كنار هم قرار داده چه سودي براي ما دارد. اما واقعيت اين است كه در ماهيت سفر صبري و چائوشسكو تفاوت هاي زيادي نهفته است. *** چهره هاي هر دو طرف گرفته به نظر مي رسيد. خرازي كه در ديدارهاي رسمي سعي مي كند لبخند بر لب داشته باشد پس از مذاكره با صبري و شنيدن آن حجم از انتقادها، هيچ نقشي از تبسم به صورت نداشت. پيش از صرف ناهار، وزير خارجه ايران از همتاي عراقي اش خواسته بود كه با همكاري جدي آنها، هر چه زودتر پرونده مسائل انساني بسته شود. خبرگزاري هاي خارجي اين جمله وزير ايراني را مهم يافتند كه گفته بود اكنون به عهده عراق است تا با همكاري لازم با سازمان ملل، مانع افزايش تشنج و بحران در منطقه شود. پس از اين مذاكرات خرازي و صبري راهي دفتر رئيس جمهور ايران شدند، جايي كه خاتمي قرار بود صبري را به حضور بپذيرد كاخ سعدآباد و محل ديدارهاي رسمي هميشگي نبود. همان جا بود كه صبري به پرسش طعنه آميز محمد خاتمي كه پرسيده بود حال برادر صدام چطور است پاسخي خلاف واقع داده بود كه الحمدالله، خوب است. آنچه كه صبري در ادامه اين ديدار از رئيس جمهور ايران شنيد، تفاوت چنداني با آنچه از ديگران شنيده بود نمي كرد. صبري در دومين سفرش با پيام عذرخواهي صدام به ايران آمده بود. عذرخواهي از آنچه كه طه ياسين رمضان عامل اجرايي وي گفته بود و با واكنش تند تهران دردسر تازه اي براي ديكتاتور ساخته بود. رمضان كه يكي از اطرافيان برگزيده صدام است و در اوايل رياست جمهوري خاتمي براي شركت در اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي به جاي صدام به تهران آمده بود در سالگرد جنگ عراق با ايران گفته بود كه ايراني ها و اسرائيلي ها در ضديت با عربها فرقي با هم ندارند. به دنبال اين اظهارات كاردار عراق در ساعات پاياني يكي از آخرين روزهاي تابستان از محل سفارت در پل رومي تهران به باغ ملي فراخوانده شد تا اعتراض شديد ايران را به مقامات عراقي منعكس كند. صدام نسبت به اين اعتراض به سرعت واكنش نشان داد و وزير چربزبان خارجه اش را طي يك سفر برنامه ريزي نشده به تهران فرستاد تا ضمن دلجويي از مقامات تهران كه در سالگرد آغاز جنگ به مرور خاطرات تلخ جنگ مي پرداختند اطمينان حاصل كند كه تهران براي سقوط صدام تلاش نمي كند. اما شرايط روز منطقه منطق ديگري را بر ديپلماسي ايران حاكم كرده صبري بود در اين سفر تنها موفق شد پيام صدام را به خاتمي برساند و ناهاري در وزارت خارجه با خرازي صرف كند. نه از توافقنامه خبري بود و نه يادداشت تفاهمي و نه وعده و آرزويي به امضاي آن. حتي از دست دادن هاي رسمي و لبخندهاي نمايشي هم خبري نبود. حتي هيچ كس به او اطمينان نداد كه جلوي حمله آمريكا را خواهد گرفت يا مخالفت عملي با آن خواهد كرد. خاتمي و خرازي در يك دوره كاري سخت تلاش كرده بودند آنچه را كه شرايط ممكن مي كند، با عراق در ميان بگذارند و خواسته هايشان را طلب كنند. امضاي توافقنامه تجاري در بغداد، افزايش سفر زوار ايراني و باز شدن دو نقطه مرزي از جمله دستاوردهاي اين سفر براي تهران بود كه با همه كوچكي در ميان حجم عظيم انتقادات بازتاب نيافت. ناظران سياسي پذيرش سفر ناجي صبري را ناشي از نبود تعادل در دستگاه ديپلماسي ايران و اتخاذ تصميمات كليدي در مواقع بسيار حساس مي دانستند. به همين جهت هنوز هواپيماي حامل وزير خارجه در راه بازگشت به بغداد از مرز ايران خارج نشده بود كه نمايندگان مجلس با جمع كردن چندين امضا پيش نويس طرح استيضاح كمال خرازي را آماده كردند و آن را همچون شمشير داموكلس بر بالاي سر وي تا اين لحظه نگه داشتند. نمايندگان مي گفتند دنيا شاهد حضور نماينده صدام در تهران است و رفتار سياست خارجي اين را به جهان مي گويد كه ايران و عراق مانند هم هستند. اما براي ورود صبري به تهران اين وزير خارجه ايران نبود كه تصميم نهايي و تمام كننده را گرفته بود. شوراي عالي امنيت ملي يكي از تعيين كنندگان مهم اين سفر بود اما تيغ تيز سرزنش ها تنها به سوي وزير پنجاه و هشت ساله نشانه رفت كه تاكنون بارها از وجود دستگاه هاي موازي مخل در شكل گيري ديپلماسي واحد خارجي گلايه كرده است. محمد صدر معاون وزير در امور كشورهاي عربي در اين زمينه به همشهري مي گويد نمي توانستيم جلوي ورود صبري به تهران را بگيريم، چرا كه اين كار به معني تعطيلي سياست خارجي بود. معاون وزير خارجه گرچه دلش نمي خواهد از دستاوردهاي مشخص و ملموس اين سفر حرفي به ميان آورد اما اشاره مي كند كه تمام مشكلات يك شبه حل نمي شود و چاره اي نيست جز آنكه ذره ذره پيش برويم. اگر خيلي هم با استدلال هاي ديپلمات هاي باغ ملي هم عقيده نباشيم اما بايد بپذيريم كه براي گرفتن امتياز از عراقي ها چاره اي جز مذاكره و رفت و آمد نيست. اين استدلال را مي توان در دو حالت تحليل اول كرد اينكه حكومت صدام ساقط شود و ايران پس از نزديك به سي و پنج سال همسايه حكومتي غيربعثي شود. با توجه به طرحي كه آمريكا براي عراق پس از صدام دارد ژنرال ها 18 ماه اداره عراق را به دست مي گيرند و پس از روي كار آمدن دولت انتقالي با استفاده از سرمايه هاي نفتي شروع به بازسازي عراق مي كنند. در اين صورت با حضور نظامي آمريكا احتمال اينكه قرارداد 1975 معيار و ملاك حسن همجواري و ضامن امنيت مرزها باشد كاهش مي يابد. وضعيت مرزها نيز چندان مشخص نيست. به خصوص مرز آبي اروندرود كه عراقي ها از ديرباز چشم طمع به آن داشتند و مي تواند شاهراه جديد و جايگزين خوبي براي انتقال انرژي نفت و گاز به جاي بندر بصره براي آمريكايي ها باشد. پس بهتر است كه از هم اكنون عراق را وادار به اجراي عهدنامه 1975 كنيم كه پس از سقوط شاه و احساس قدرتمندي قائد اعظم، صدام با ظاهر شدن بر صفحه تلويزيون آن را پاره پاره كرد. در عين حال فرصت زيادي نيست تا اختلافات مرزي را به پايان بريم يا دست كم به قول وزير خارجه ايران پرونده مسائل انساني را ببنديم. اين همه ميسر نمي شود جز با گفت وگو با مقامات عراقي كه سر سفر به تهران دارند. از ديگر سو احتمال اينكه با كنار رفتن صدام رژيم فعلي در عراق بر سر كار بماند نيز وجود دارد. كاخ سفيد اعلام كرده كه جنگ تنها راه حل نيست. در عين حال با شروع سال جديد ميلادي نيز فرانسه كه يكي از سرسخت ترين مخالفان حمله به عراق است رياست دوره اي شوراي امنيت سازمان ملل را عهده دار شده است. گزارش نهايي بازرسان تسليحاتي 28 ژانويه به شورايي ارائه مي شود كه فرانسه رياست آن را برعهده دارد كه اين خود مي تواند از قدرت آمريكا براي جلبنظر متحدان جهت حمله بكاهد. مي توان تصور كرد در صورتي كه صدام بر قدرت باقي بماند هيچ گاه به حد و اندازه امروز ضعيف و آسيبپذير نيست. پس چه زماني بهتر از امروز كه خواسته هاي حق مان را از عراق طلب ؟ كنيم برخي از ناظران و مشاوران سياست خارجي ايران از آن رو نگران سفر ناجي صبري به ايران هستند كه آمريكا از اين حضور برداشتي اشتباه و ايران را چون همراهي در كنار عراق تصور كند. اما كاخ سفيد نيز به تازگي به شكل هاي گوناگون پالس هايي مي فرستد كه مي تواند چراغ سبز براي ديپلماسي ايران در باشد آخرين روز سال 2002 روزنامه واشنگتن پست كه نزديك ترين روزنامه به كاخ سفيد است در گزارش نسبتا بلندي با عنوان نقش كليدي آمريكا در تقويت عراق به طور مفصل به سوابق روابط آمريكا و عراق پرداخته و حمايت آمريكا را از بغداد در جريان جنگ با ايران از گوشه هاي مختلف تشريح كرده است. واشنگتن پست در گزارش خود نوشته در دهه 80 كه عراق دشمن قسم خورده ايران بود مقامات دولت آمريكا بغداد را تبديل به سنگري براي سقوط حكومت ايران كرده بودند. اين روزنامه با مرور هزاران سند دولت آمريكا كه به تازگي از طبقه بندي محرمانه خارج شده اعلام كرد كه اطلاعات و حمايت تداركاتي آمريكا نقش كليدي در تقويت عراق در برابر حملات نيروهاي ايران اين داشته روزنامه نزديك به مقامات كاخ سفيد در فراز ديگري از اين گزارش به ماجراي عمليات ايران براي فتح بصره اشاره مي كند و مي نويسد كه دولت ريگان براي جلوگيري از سقوط بصره اطلاعات خود را از نحوه آرايش نيروهاي ايراني به همراه كالاهاي شيميايي و ويروس هاي بيولوژيكي مرگبار مانند سياه زخم و طاعون به عراق داد. جداي از اين پالس واضحي كه كاخ سفيد براي ايران فرستاده است در زماني كه ناجي صبري در سفر دوم خود در تهران به سر مي برد مقامات دولتي آمريكا براي تامين منافع خود در بغداد به سر مي بردند. اين كار در عرف ديپلماتيك عملي مذموم و غيركارشناسي نيست. اينك ناجي صبري الحديثي وزير خارجه عراق خواستار ديدار از ايران شده تا پيام تازه صدام را به مقام هاي جمهوري اسلامي برساند. در عين حال حدود يك ماه است كه كاردار عراق در تهران با ترك محل ماموريت اش به بغداد رفته است. مي توان دليل سفر وي را فهميد چرا كه اين كار بلافاصله پس از اجلاس مقدماتي معارضين عراقي در تهران صورت گرفت. عبدالستار الراوي كارداري كه مي گويد بسيار خسته است و ترجيح مي دهد به جاي بازگشت به تهران با خانواده اش ديدار كند، تحليل هايش را از موضع ايران در قبال حمله به عراق و حكومت آينده بغداد با صدام حسين در ميان گذاشته است. عراقي ها مي دانند كه گرچه احتمال همكاري ايران با آمريكا براي برچيدن حكومت صدام زياد نيست ولي جمهوري اسلامي دل خوشي از سال ها همسايگي با حكومت بعثي ندارد. و سياست اش را نيز بي طرفي فعال اعلام كرده است. وزير خارجه انگليس هم پس از ديدار با خرازي اعلام كرده بود ايران مخالفت جدي با حمله به عراق ندارد. جنگ طولاني ايران و عراق كه چهارده سال از پايان آن مي گذرد هنوز واقعيتي ملموس در زندگي بسياري از مردم ايران دارد. هرازگاهي اجساد شهدا تشييع مي شود و يا سربازي شيميايي شده جان مي سپارد. خسارت سنگين صدها ميليارد دلاري و كشته شدن نيم ميليون ايراني چيزي نيست كه به راحتي از خاطر ايراني ها پاك بشود. همين موضوع مي تواند دليل خوبي براي همراهي ايران جهت سقوط دولت صدام باشد. از ديگر سو آيت الله حكيم رهبر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و خانواده اش كه يكي از مخالفان سرسخت صدام هستند 20 سالي است كه در پناه دولت ايران به سر مي برند. صدام مي داند كه ايران مي تواند انگيزه هاي زيادي براي بركناري اش داشته باشد. براي همين است كه در اين روزهاي تاريخ ساز مي خواهد ناجي صبري وزير كاركشته اش را مهمان ناخوانده ايراني ها كند. نمايندگان مجلس، كمال خرازي را تهديد كرده اند كه به محض ورود صبري به فرودگاه مهرآباد طرح استيضاح را به هيات رئيسه تقديم خواهند كرديعني امكان دارد با انجام اين سفر، خرازي زودتر از همتاي عراقي اش وادار به ترك صندلي وزارت شود. شايد به همين جهت بود كه سرانجام سفر صبري لغو شد. دغدغه هاي نمايندگان مان شريف و مقبول اما اگر امروز نتوانيم عراق منزوي را پاي ميز مذاكره و حل اختلاف بكشانيم، به راستي چه وقتي قادر به انجام اين كار خواهيم بود. در شرايطي كه نمي توان اوضاع منطقه در هفته آينده را پيش بيني كرد، بهتر نيست شمشير را از بالاي سر وزير برداريم و صبري را به تهران دعوت؟ كنيم