Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811022-59583S1

Date of Document: 2003-01-12

... و دنيا منفجر شد ارباب حلقه ها دو برج به روايت كارگردان اين فيلم نسبت به فيلم اول سياه تر است و اساسا فشارها در اين فيلم زيادتر مي شوند در اصل همه شخصيت ها خود رابراي پايان بزرگ در فيلم بعدي آماده مي كنند پيتر جكسن ترجمه: نگار ميرزابيگي واكنش مردم در برابر فيلم دوبرج بسيار خوب بوده است. بسياري از مردم به من گفته اند كه آن را حتي از فيلم اول هم بيشتر دوست دارند. چيزي كه كمابيش آرزوي شنيدنش را داشتم. اما هيچ پيش زمينه اي از آن ندارم و هنوز فيلم را با تماشاگران نديده ام. منتظر اولين اكران عمومي هستم زيرا اولين باري است كه آن را با تماشاگران مي بينم. فكر مي كنم كه در هر سه گانه اي، ساختن قسمت مياني هميشه سخت ترين قسمت خواهد بود. زيرا در واقع شروع و پايان مشخصي ندارد. من هميشه به قسمت مياني هر سه گانه به چشم پيچيده ترين اپيزود نگاه مي كنم. سفر در قسمت اول آغاز مي شود. ياران به دنبال خواسته شان به راه مي افتند و در همان پايان فيلم اول از هم جدا مي شوند. اين فيلم دوباره آن ها را به صحنه وارد مي كند. در واقع ما سه خط داستاني متفاوت را دنبال مي كنيم، كه ساختار فيلم را نسبت به فيلم اول كمي پيچيده تر مي كند. اما از يك طرف نيروهاي تاريكي هم نزديك تر و نزديك تر مي شوند. ادامه دادن و جلو رفتن به آساني فيلم اول نيست. اين فيلم سياه تر است و اساسا فشارها در اين فيلم زيادتر مي شوند و همه خود را براي پايان بزرگ در فيلم بعدي آماده بيشتر مي كنند اپيزودهاي كليدي كه در كتاب وجود داشتند در فيلم هم وجود به دارند نظر من كتاب دوم در بين سه كتاب تالكين كم حجم ترين آن هاست. مطمئنا صحنه هايي در فيلم هست كه در كتاب وجود ندارد. ما در اين فيلم با به وجود آوردن گلوم شخصيت جديدي را اضافه كرده ايم و بسياري موضوعات در فيلم هست كه آن را با بسط و گسترش دادن موضوع اصلي موجود در كتاب به وجود آورده ايم. مثلا مثل شخصيت ليوتايلر در فيلم اول. شخصيت آرون كه ليو آن را بازي مي كند در كتاب بخش بسيار كوچكي بود. دقيقا مي توانم بگويم كه او فقط سه صفحه از هزار صفحه را به خود اختصاص داده اما بود ما صراحتا در هر سه فيلم طرح داستاني بسيار گسترده تري از او را پي ريزي شخصيت كرديم او اساسا همان چيزي است كه در كتاب بود; موقعيت ها يكسان است و قضيه همان عشق او به آراگورن است. ما ايده اين عشق تلخ و شيرين را دوست داشتيم. يك انسان فاني كه پير مي شود و مي ميرد به يك پري ناميرا دل مي بازد كه هيچ گاه پير نخواهد اين شد وضعيت واقعا غم انگيز است. درست مثل همان چيزي كه تالكين نوشته است. ما فقط آن را كمي بسط و گسترش داديم. در مورد گلوم بايد بگويم در ابتدا قصد داشتيم كه آن را به صورت يك موجود كاملا كامپيوتري و ديجيتالي او بسازيم بايد موجودي بسيار ضعيف، لاغر و نحيف مي بود، در واقع يك موجود غيرانساني. اما ما از همان ابتدا يك تصميم كليدي هم گرفتيم و آن اين بود كه مي خواستيم يك بازيگر را هم در نقش او به بازي بگيريم، بازيگري كه اين نقش را به عهده بگيرد. همان طور كه اليجاوود در برابر فرودو و ويگومورتنسن در برابر آراگورن مسئول بودند. مي خواستيم كه بازيگري مسئوليت گلوم را به عهده بگيرد و اين طور بود كه ما اين بازيگر فوق العاده بريتانيايي يعني اندي سركيس را از يافتيم همان ابتدا به او گفتم: ببين اندي، ما خيلي دوست داريم كه تو در نقش گلوم بازي كني، فقط مسئله اصلي اين است كه تو هرگز در فيلم ديده نخواهي شد بايد نزديك به سه سال كار كني، اما هيچ وقت كسي چهره تو را در اين فيلم مشاهده نخواهد كرد. او موافقت كرد. صداي گلوم آشكارا به او تعلق دارد. هر زمان كه ما در صحنه اي از اليجاوود و شون آستين فيلمبرداري مي كرديم او هم در صحنه حضور داشت. او واقعا هر كاري را كه يك بازيگر انجام مي دهد، انجام مي داد. تمرين مي كرد، تمام حركات اين شخصيت را مو به مو اجرا مي كرد، روي صحنه حركت داشت، نقش گلوم را تمام و كمال بازي مي كرد و تمام حركات فيزيكي را انجام مي داد. او عكس العمل ها و تصميمات غريزي يك هنرپيشه را داشت. مكث ها، زمان بندي ها، حركات ظريف، عكس العمل هاي بدن و همه ما چيز از او فيلم مي گرفتيم. در نهايت كاري كه ما انجام مي داديم اين بود كه تصوير او را رنگ آميزي مي كرديم و سپس تصوير گلوم ساخته شده توسط كامپيوتر را بر روي او اضافه مي كرديم. انيميشن سازها تقريبا تمام حركات اندي را دنبال مي كردند. مسئله كليدي همين بود. ما مي خواستيم شخصيت گلوم اجرايي فوق العاده داشته باشد. بنابراين كاري كه ما كرديم اين بود كه به اندي اجازه داديم اين شخصيت را در اختيار بگيرد و راه ببرد و سپس هر كاري كه او مي كرد را انيميشن سازها شبيه سازي مي كردند. بعدها وقتي كه او صداهاي اصلي را اجرا مي كرد يك فيلم ويدئويي به هنگام ضبط صدا از صورتش تهيه كرديم و هر انقباض و يا هر عكس العمل ماهيچه اي كوچك و يا تمام حالت ها و اداهايي كه به هنگام در آوردن صداها در صورتش پديد مي آورد را انيميشن سازها مو به مو تقليد مي كردند. در واقع انيميشن سازها كار فوق العاده اي انجام دادند. گلوم كامپيوتري به اين شكل ساخته شد. صورت او با تمام ماهيچه هايي كه در صورت انسان وجود دارد يعني چهل و دو يا چهل و هفت ماهيچه مختلف ساخته شد. وقتي كه گلوم كامپيوتري را كم و بيش شبيه به اندي سركيس ساختيم، بنابراين هر كاري كه اندي انجام مي داد گلوم كامپيوتري مي توانست تمام آن حالت ها را تقليد كند. در واقع آن ها دو برابر دو قلوي عجيب و غريب بودند. البته بعضي وقت ها درك اين موجود كار مشكلي است. ما بايد در اين زمينه بسيار دقت مي كرديم. از يك طرف بايد سعي مي كرديم كه تا آن جا كه ممكن بود او را قابل درك و صحبت هايش را قابل فهم بسازيم اما از طرف ديگر او بايد تا حدودي با يك زبان غيرانساني صحبت مي كرد. خوشبختانه خطوط مهم داستاني كه توسط او بازگو مي شود قابل فهم است. او تا حدودي هم موجود موذي و آزاردهنده اي به نظر مي رسد. درست مثل موجودي كه در كتاب هست. او يكي از شخصيت هايي است كه هميشه در حال حرف زدن با خودش است، موجودي پر از خشم و البته اضطراب من چند تا از اين شخصيت ها را در زندگي واقعي هم مشاهده در كرده ام طول مدت ساخت اين فيلم بارها احساس خستگي كرده ام. درست مثل هفته پيش كه تدوين بازگشت پادشاه را آغاز مي كردم. در واقع اصلا فرصتي براي استراحت كردن ندارم. البته مراحل بعد از توليد را دوست دارم. معمولا تدوين فيلم ها دوازده هفته طول مي كشد. فيلم تمام مي شود و دوازده هفته بعد مي توانيد آن را در سينما اما ببينيد در مورد فيلم ما فيلمبرداري اين سه فيلم دو سال و نيم پيش به پايان رسيد. يك فيلم بزرگ 9 ساعتي را فيلمبرداري كرديم و تقريبا يك زمان يك ساله را براي مراحل بعد از توليد هر فيلم اختصاص داديم كه زمان بسيار زيادي است. اين زمان به ما اجازه داد كه به بهترين شكل ممكن آن را پرداخت كنيم. البته نماهاي كامپيوتري بسيار زيادي هم وجود داشت. بنابراين يك سال فقط به بريدن فيلم ها نگذشت. در واقع بريدن فيلم ها زياد طول نمي كشد. بيشتر اين زمان به ساخت انيميشن كامپيوتري گذشت. البته تكنولوژي سينمايي از آن زمان كه ما ساخت اين سه گانه را آغاز كرديم بسيار پيشرفت كرده در است فيلم اول فقط چند نما از گلوم را مي بينيم. نماهايي از چشم هايش و يا چيزهايي كه در تاريكي سر بر مي آورند. نمونه اصلي گلوم ما اين بود و مي توان گفت كه تقريبا آن گلوم را به فراموشي سپرديم. گلومي كه در اين فيلم مي بينيد بازسازي شده و كاملا متفاوت است. به اين خاطر كه فناوري در سال بعد كه ما شروع به كار كردن روي او كرديم بسيار بهتر شده بود. كاري كه سال قبل بر روي او انجام مي داديم ديگر كارآمد نبود. قبل از ساختن ياران حلقه ها من فيلم هاي بسيار كوچك تري ساخته بودم. در واقع هيچ كس ساختن فيلم ياران حلقه ها را به من پيشنهاد نكرد و مطمئن هستم كه هيچ گاه هم هيچ كس اين كار را نمي كرد. به اين خاطر كه اصلا كار عاقلانه اي نبود. اما ايده انجام اين كار در نوامبر سال 1995 و به هنگام تدوين فيلم وحشت آفرينان به ذهنم خطور كرد. از كارگزارم خواستم كه مراحل حقوقي را براي اين كار طي كند. او در آن زمان با ميراماكس قرارداد بست. من با هاروي وينستاين صحبت كردم. قرار بود سائول زانتز تهيه كنندگي اين كار را به عهده بگيرد. هاروي در آن زمان بيمار انگليسي را با سائول مي ساخت و زمان براي اين كار بسيار مناسب بود. هاروي هجده ماه با سائول مذاكره كرد و گذراندن مراحل قانوني براي اين كار بسيار طول كشيد. سائول براي 25 سال حقوق اين كار را در اختيار داشت. كار را با ميراماكس آغاز كرديم. برنامه اين بود كه هاروي را راضي كنيم كه با ساخت سه فيلم موافقت كند زيرا اثر اصلي از سه كتاب تشكيل شده بود اما او موافقت نكرد. اين كار به نظر او ريسك بزرگي بود. بنابراين موافقت كرديم كه دو فيلم بسازيم. يعني داستان را به دو قسمت تقسيم كنيم. حدود هجده ماه روي آن كار كرديم و فيلمنامه را نوشتيم. با به پايان رسيدن متن مي توانستيم براي اين كار بودجه بگيريم. به زودي معلوم شد كه بودجه مورد نياز بيشتر از آن است كه ميراماكس بتواند آن را در اختيارمان قرار دهد. ميراماكس در آن زمان كمپاني بزرگي نبود و تا قبل از دارودسته نيويورك آن ها هيچ فيلم با بودجه اي بزرگ را نساخته بودند. بنابراين بسيار عصبي شدند و درباره اندازه اين پروژه اظهار نگراني كردند. راه حل آن ها اين بود كه فيلم را كوتاه كنيم. پرسيدم: آيا اين به اين معنا است كه قسمت اول را بسازيم، آن را به نمايش بگذاريم و اگر موفق بود به ساختن قسمت دوم؟ بپردازيم هاروي گفت: نه، ما مي خواهيم كه كل فيلم را به يك قسمت كاهش دهيم. آن ها يكي از كاركنانشان را هم براي راهنمايي ما در فشرده كردن ياران حلقه ها به يك فيلم به كمكمان آن ها فرستادند فقط يك فيلم دو ساعته مي خواستند و يك ليست وحشتناك از حذف ها و برش ها به ما تحويل دادند كه شامل حذف شخصيت ها و موضوع ها بود. معادين موريا را به كلي حذف كرده بودند. ما قاطعانه مخالفت كرديم و در واقع به يك بن بست رسيديم. به ما يك ماه فرصت دادند كه استوديوي ديگري براي اين پروژه پيدا كنيم وگرنه ميراماكس مي توانست آن را از ما پس بگيرد و فيلمساز ديگري براي ساخت اين فيلم دو ساعته پيدا كند. آن ها كاملا در اين كار مصر بودند و ما كاملا غافلگير شديم. تمام اين قضايا بعد از هجده ماه كار سخت اتفاق مي افتاد. بنابراين به لس آنجلس رفتيم و به جست وجو پرداختيم. هيچ كس نمي خواست كه با ما كار كند.