Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811021-59580S12

Date of Document: 2003-01-11

برگي از تاريخ كشتي ايران به تختي تذكر دادم كيومرث ابوالملوكي آموزش كشتي را از آذر ماه زير 1318سال نظر زنده ياد استاد حميد محمودپور بنيانگذار كشتي كلاسيك (آزاد و فرنگي ) در ايران كه تحصيلات عالي خود را در رشته تربيت بدني در اروپا گذرانده بود شروع كرد. استاد افتخاراتي به اين شرح را در كارنامه خود دارد. - قهرمان كشتي آزاد و فرنگي ايران در سالهاي 21 و 22 و 1323 - دبير ورزش دبيرستانهاي تهران از سال 1324 - نويسنده اولين كتاب علمي آموزشي كشتي در ايران (رموز كشتي در سال 1324 و فنون كشتي مصور در سال 1326 كه پنج بار تجديد چاپ شد و مورد تاييد كارشناسان و مطبوعات ايران و جهان قرار گرفت ) - عضو هيات رئيسه و انتخابي اولين فدراسيون كشتي ايران از طرف سازمانها و باشگاههاي ورزشي در فروردين ماه 1328 - اولين داور بين المللي كشتي در ايران از سال 1949 ميلادي -مربي رسمي فدراسيون كشتي ايران از تاريخ /10 /1328 15 - مربي تيم ملي كشتي آزاد ايران جهت شركت در مسابقات جهاني سال 1954 ژاپن (توكيو ) كه براي اولين بار در تاريخ كشتي ايران دو مدال طلا ( توفيق جهانبخت وعباس زندي ) و يك مدال نقره (محمدعلي فردين )نصيب تيم ملي كشتي آزاد ايران گرديد و تيم ايران به مقام سومي جهان دست يافت. - استاد كشتي دانشسرا ودانشكده تربيت بدني و دانشگاه ملي و دانشسراي عالي تربيت بدني ايران از سال 1329 الي 1347 - گذراندن كلاس كشتي فرنگي و بدنسازي و ورزشهاي دبيرستاني و دانشگاهي در كشورهاي سوئد و فنلاند در سال 1334 - سرپرست، مربي، داور در بازيهاي المپيك و مسابقات جهاني و بين المللي و كنگره هاي ورزشي - نويسنده كتاب ده دقيقه ورزش براي دوشيزگان و بانوان در سال 1346 - سرپرست رشته هاي وزنه برداري، بدمينتون، دوچرخه سواري و تيراندازي در بازيهاي آسيايي تهران سال 1974 - دريافت ده ها مدال، نشان و ديپلمهاي افتخار ورزشي از ايران و كشورهاي جهان و شهردار دهكده المپيك در سال هاي 1354 الي 1358 با استاد كيومرث ابوالملوكي ملاقاتي كوتاه داشتيم. از كشتي حرف زديم. درد دل هاي استاد را شنيديم. از راهكارهاي دلسوزانه اش براي رشد بيشتر آگاه شديم. حيفمان آمد در ماه دي كه معني ويژه اي براي كشتي سرزمين ما دارد، در كنار استاد كيومرث ابوالملوكي باشيم و سخني از جهان پهلوان تختي در ميان نباشد. از استاد خواستيم و ايشان هم اين گونه نوشت... ازاين كه از من خواسته ايد كه خاطره اي از كشتي و پهلوان تختي براي شما بنويسم متشكرم و با اين كه دوست ندارم در اين مورد چيزي بنويسم و از طرفي نمي توانم در اين مورد به شما جواب رد بدهم چون مي دانم كه مي دانيد مدت بيست سال از روزي كه تختي ورزش كشتي را شروع كرد تا پايان عمرش در تمرينها، مسابقات، اردوها و مسافرتهاي داخلي و خارجي به عنوان داور، مربي وسرپرست با او بوده ام و از طرفي اين خواسته شما كار ساده اي نيست چون از زماني كه تختي بين ما نيست تا امروز كه حدود 35 سال مي گذرد صدها مقاله خاطره، شعر، كتاب و فيلم درباره آن زنده ياد به طور درست و نادرست نوشته و تهيه شده و از طرفي چون پهلوان تختي الگوي جوانان و ورزشكاران قرار گرفته به نظر من هر كس كه قصد تجليل از تختي يا راهنمايي و هدايت جوانان و ورزشكاران را دارد بايد سعي كند در درجه اول مطالب واقعي را بنويسد كه قابل قبول هم باشد و از مطالب دور از حقيقت خودداري نمايد. من سعي مي كنم در مطالبم به نكاتي به طور خلاصه اشاراتي داشته باشم كه اميدوارم نظر شما تامين شود. طبيعي است وقتي جواني به موفقيتهاي بين المللي نائل مي گردد و اسم و رسمي پيدا مي كند خواه و ناخواه در رفتار و حركات او تغييراتي بوجود مي آيد ولي تا آنجا كه من به خاطر دارم از اولين برخوردي كه با تختي در باشگاه ورزشي پولاد در موقع تمرين دادن به كشتي گيران كه تختي جز تماشاچي ها نشسته بود داشتم و در آن جلسه او حركتي انجام داد كه من براي اداره جلسه تمرين مجبور شدم به او تذكري بدهم و او كمي ناراحت شد و در پايان تمرين براي آن كه ناراحتي او را برطرف كنم و از اودلجويي نمايم به طرفش رفتم و براي اولين بار مدتي با هم صحبت كرديم... خلاصه مي كنم تختي گفت در خوزستان كار مي كنم و براي تعطيلات و ديدن بستگانم به تهران آمده ام و اظهار علاقه كرد كه اگر امكانات فراهم شود دوست دارم كه به تمرين كشتي بپردازم... همان موقع با زنده ياد حسين رضي زاده مدير باشگاه ورزشي پولاد كه سهم بسزايي در موفقيتهاي تختي و ديگر قهرمانان داشت صحبت كردم و با همت و راهنمايي نامبرده تختي در تهران ماندگار شد و در باشگاه پولاد به تمرين كشتي پرداخت. خاطره اي به ياد ماندني از پهلوان تختي از تيم ملي كشتي آزاد ايران جهت شركت در مسابقات جهاني سال 1954 كه در كشور ژاپن برگزار مي گرديد دعوت به عمل آمد تا به آن كشور عزيمت نمايد. در آن زمان چند دستگي عجيبي در ورزش مملكت وجود داشت و هر دسته و سازماني مي خواستند كه سكان ورزش مملكت (سازمان ورزش ) را در دست بگيرند تا بتوانند با نزديك شدن به جوانان به مقاصد سياسي خود دست يابند و براي رسيدن به اين هدف فعاليت دامنه داري را شروع كرده بودند و از طرفي آنها مي خواستند به نوعي در فدراسيون كشتي كه رياست آن به عهده جناب آقاي جمال الدين قطب بود نفوذ نمايند و در اعزام تيم ملي كشتي ايران و همراهان به كشور ژاپن اعمال نظر نمايند و حتي به كشتي گيراني كه شانس موفقيت بيشتري داشتند متوسل مي شدند و گاهي سعي مي كردند در تمرينات آنها نيز اخلال و در بين آنها ايجاد اختلاف و چند دستگي نمايند، كشتي گيران هم مرا در جريان مي گذاشتند، اين فعاليت و صحبت ها خواه و ناخواه در روحيه كشتي گيران موثر بود و آنها نيز تحت تاثير قرار گرفته بودند. من هم چون مربي بودم نمي توانستم بي نظر و بي تفاوت باشم و تصميم داشتم تيم قوي و آماده اي به اين مسابقات كه اولين مسابقه جهاني بود اعزام شود. زيرابه عنوان مربي تيم ملي كشتي ايران انتخاب شده بودم وتصميم گرفتم كشتي گيراني را كه شانس بيشتري داشتند تا در تيم اعزامي عضويت پيدا كنند جمع و يك همبستگي و اتحادي بين آنها ايجاد نمايم تا فعاليت مخالفان خنثي شود، با تك تك كشتي گيران به طور خصوصي صحبت كردم آنها روي علاقه و اطميناني كه به من داشتند با نظرم موافقت كردند، آنها را براي شركت و اخذ تصميم در جلسه اي در /9 /1332به 6 تاريخ منزلم دعوت كردم آقايان عباس زندي غلامرضا تختي حسين عرب، توفيق جهانبخت، ناصر گيوه چي، مهدي يعقوبي، محمود ملاقاسمي صبح زود اول وقت آمدند ولي آقايان ابراهيم كوكپري ومحمد علي فردين كه دعوت شده بودند به جلسه در نرسيدند، شروع جلسه صحبت كردم و آنها را در جريان فعاليتهاي مخالفين قرار دادم و آنها نيز هر كدام نظرياتي داشتند و پس از شور و بررسي هاي لازم تصميم گرفته شد براي شركت و موفقيت در مسابقات جهاني توكيو نفرات حاضر با تمام وجود از يكديگر حمايت نمايند، پس از مذاكرات زياد پيشنهاد شد براي پايبند به تعهد و پيمان خود به قرآن مجيد سوگند بخوريم و با هم، هم پيمان شويم، در اين موقع آقايان تختي و زندي كه بيش از ديگران شانس موفقيت در اين مسابقات را داشتند به منظور همبستگي بيشتر بين نفرات پيشنهاد كردند چنانچه در آن مسابقات موفقيتي نصيب هر يك از نفرات بشود، در مراجعت پاداشي براي آنها در نظر بگيرند (چون وعده پاداش داده شده بود ) كليه پاداشها را جمع و به طور مساوي بين نفرات تيم اعزامي تقسيم نمايند. با اين پيشنهاد تمام نفرات و اينجانب موافقت كرديم، بلافاصله همگي وضو گرفتيم وتعدادي نماز به جاي آوردند و سپس با اعلام صلوات قرآن را آورديم و روي ميز گذاشتيم و حاضرين دست خود را روي قرآن گذاشتند و اين كلمات را شمرده و با صداي بلند به زبان آوردند: من به قرآن مجيدقسم ياد مي كنم كه به رفقايم آقايان ملاقاسمي، يعقوبي، گيوه چي، توفيق عرب، تختي، زندي، ابوالملوكي كه با من هم قسم مي شوند خيانت نكنم و هميشه از منافع آنها تا آنجا كه مقدورم است دفاع كنم و از هيچ گونه كمك و فداكاري دريغ نكنم. پس از مدتي مسابقات انتخابي برگزار و نفرات اعزامي معرفي و تيم ملي كشتي آزاد ايران به مسابقات جهاني توكيو اعزام گرديد، در آن مسابقات برخلاف پيش بيني هاي قبلي متاسفانه تختي مدالي نگرفت ولي براي نخستين بار در تاريخ ورزش ايران سه نفر از كشتي گيران تيم ملي ايران عباس زندي نفر اول جهان برنده مدال طلا، توفيق جهانبخت نفر اول جهان برنده مدال طلا محمدعلي، فردين نقره دوم جهان به مدال نقره نائل گرديدند و تيم كشتي آزاد ايران به مقام سومي جهان دست يافت. و اين موفقيت بزرگي بود كه نصيب تيم ملي كشتي ايران شد، چون براي اولين بار بود كه كشتي گيران ايراني در يك مسابقه جهاني به چنين افتخار بزرگي نائل گرديدند. در موقع ورود به ايران استقبال باشكوه و بي سابقه اي از آنها به عمل آمد و براي تشويق كشتي گيراني كه موفق به دريافت مدال جهاني شده بودند پاداشهاي نقدي قابل توجهي (در آن زمان ) به آنها اهدا گرديد. پس از دريافت پاداشها زمان انجام تعهد كشتي گيران شد و هر وقت صحبت مي كرديم كه چه وقتي دور هم جمع شويم و در مورد تقسيم پاداشها تصميم بگيريم تنها فردي كه مي گفت وقت ندارم و حاضر نمي شد كه ساعتي را تعيين كند تختي بود. چند روزي گذشت بالاخره با پيگيريهاي بچه ها قرار گذاشتيم در چلوكبابي مجلسي واقع در ميدان بهارستان كه متعلق به آقاي عباس عليمرداني از كشتي گيران آن زمان بود جمع شويم و در مورد تقسيم پاداشها تصميم بگيريم، در ساعت مقرر همه حاضر شدند و افرادي هم كه پاداش گرفته بودند طبق تعهدي كه سپرده بودند پولهاي دريافتي را همراه خود آورده بعد بودند از صرف غذا صحبت از تقسيم پاداشهاشد و اولين كسي كه به عنوان مخالف تقسيم پولهاصحبت كرد تختي بود. او گفت به نظر من با اين كه اين پيشنهاد از طرف خود من شده ولي اين كار، كار درستي نيست، قهرماني كه در مسابقه موفق شده و پاداش گرفته بيايد و پاداشش را به ما بدهد، بچه ها گفتند ما در اين مورد تعهد كرده ايم كه به اين ترتيب عمل كنيم حالا هم بايد پولها را تقسيم كنيم و پولها را گذاشتند روي ميز و فردين هم كه قبلادر اين مورد تعهدي نكرده بود ولي در جريان قرارگرفته بود با تقسيم پاداشها موافق بود. دو مرتبه تختي گفت من مخالف اين كار هستم و ا گر همه شماها موافق هستيد خودتان مي دانيدولي من پولي نمي گيرم. در صورتي كه اكثر نفرات حاضر در جلسه در آن زمان نه تنها وضع مالي خوبي نداشتند بلكه مشكلاتي نيز داشتند واين گذشت تختي در آن شرايط واقعا قابل تحسين بود و مخالفت او موجب شد تصميم و تعهدي را كه بچه ها از قبل گرفته بودند به هم بخورد! به نظر من كه يك معلم هستم و عمر خود را در راه تعليم و تربيت جوانان صرف كرده ام معتقدم كه كسب عناوين قهرماني و اخذ مدالهاي المپيك و جهاني ضمن با ارزش بودن به تنهايي ارزشي ندارند، بلكه قهرمان و پهلوان كسي است كه داراي ويژگي هاي اخلاقي و پهلواني باشد تا رفتار، گذشت، تقوا و جوانمردي اوسرمشق جوانان قرار گيرد و مورد احترام توده مردم باشد كه تختي از اين امتياز در هر شرايطي برخوردار تختي بود از افراد نادري بود كه از اولين روزهايي كه كشتي را شروع كرد تا زماني كه در اوج شهرت و محبوبيت و قهرماني بود نه تنها هيچ گونه تغييري در رفتار، بيان واخلاقش ديده نشد بلكه هر روز ملايمتر، آرامتر و متواضع تر از روز پيش بود و در تمام تمرينات، مسابقات، اردوها و مسافرتها از منظم ترين افراد تيم ايران بود.