Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811021-59576S2

Date of Document: 2003-01-11

چشم انداز باور به اصول دموكراتيك مهندس مصطفي كاظمي دربخش نخست اين نوشتاراشاره شدكه كانديداهاي نمايندگي در شوراهاي شهر بايد واجد ويژگي هايي باشند كه نهادينه و كارآمد شدن شوراها را تضمين نمايند. از جمله اين ويژگي ها باور به اصول دموكراتيك است و براي رسيدن به چنين باوري آگاهي از ماهيت سازمانهاي دموكراتيك و بوروكراتيك و تعامل بين آنها ضرورت مي يابد. هنگامي كه از سازمان سخن مي رود جوامع را نيز مي توان در آن قلمداد نمود و سيستم هاي نمايندگي از نتايج دموكراتيك شدن جوامع به حساب مي آيند. اصول دموكراتيك سازگاري بيشتري با روحيات انسانها پيداكرده است و سازمانها به ناچار اين موضوع را پذيرفته اند. شوراهاي شهر به عنوان يكي از نهادهاي سيستم نمايندگي و نويد دموكراسي در اداره شهر است. در چنين حالت يكي از مشكلات اصلي، چگونگي اعمال كنترل دموكراتيك از طرف شوراي شهر بر بوروكراسيهاي شهري است به گونه اي كه فعاليتها و عملكرد آنها در راستاي منافع عمومي قرار در گيرد مديريت شهري دموكراتيك، قدرت سازمانهاي شهري بايد در محدوده اي اعمال شود كه توسط مردم قابل پذيرش باشد. يعني سياستها در نهايت بوسيله مردم تعيين و بوسيله بوروكراسيهاي شهري اجرا شود. كمال مطلوب دموكراسي حكومت اكثريت است و ايراد اساسي آن اين است كه افراد نخبه و متخصص در بين سياستگذاران منتخب اندك است، از طرفي آراي نخبگان با بقيه فرقي نداشته و وزن خاصي نيز ندارد و هر فرد واجد يك راي است. به نظر بدن نجات دموكراسي در اين است كه مغزها بيش از سرها اهميت داشته باشند، نمي توان عدم صلاحيت اكثريت را در اداره جامعه رد كرد. وقتي شوراهاي شهر بوسيله مردم انتخاب مي شوند، مبناي ارزيابي سياستها و عملكردها مشروعيت و مقبوليت عامه است. حال شوراي شهر كه با روش انتخاب بر سر كار آمده و با مقبوليت عامه ارزيابي مي شود در مقامي قرار مي گيرد كه به بوروكراسي ها بويژه شهرداري اعمال كنترل خواهد كرد. در شهرداري روش به كارگماري مديران انتخاب نيست بلكه انتصاب است كه با فرض صحت سيستم هاي گزينش و انتصاب مبناي به كارگماري بوروكراسي شهرداري شايستگي فني و غيرشخصي بودن است و ارزيابي بر مبناي كارايي خواهد بود. از اين ديدگاه شوراي شهر و شهرداري به لحاظ مكانيزمهاي سازمان با هم در تضادند. اصول سلسله مراتبي ضداصول تساوي و اصول آزادي در مقابل دقت و مقررات است. اصول دموكراسي كامل و واقعي با اصول بوروكراسي، كاملا متضاد شهرداري همديگرند به مسئوليت و پاسخگويي در برابر مافوق، محرمانه بودن اطلاعات، پيروي از قوانين و مقررات، تمركز در تصميم گيري و كنترل تاكيد مي كند در حالي كه شوراي شهر بر مشاركت افراد در تصميم گيري، شفافيت و پاسخگويي، مسئوليت در برابر جامعه و طراحي سازمانهاي متناسب با مشاركت عموم مردم تاكيد يعني مي ورزد، شهرداري بر كارايي و شوراي شهر بر مشاركت پافشاري مي كند و اين كارايي بوروكراتيك با مشاركت دموكراتيك ناسازگار است. اصل اساسي دموكراسي جايگزيني سلسله مراتب اختيارات بالا به پايين به سيستم نمايندگي پايين به بالاست. افراد مطيعي كه تحت تسلط قرار مي گرفتند اكنون جاي خود را به شهروندان آزاده اي داده اند كه قادرند در مديريت شهري مشاركت و مديران را تعيين كنند. در اين حالت بايد به دنبال شهرداري دموكراتيزه اي باشيم كه در آن افراد بسيار بيشتر از قبل پاسخگوي شهروندان باشند و بدانند شهروندان اصلي ترين ذينفعان آنها هستند و بايد ياد بگيرند كه كاركنان شهرداري از اين رو وجود دارند كه براي مردم كار كنند. مسلما چنين گفته ها و شعارهايي، اصولي و مترقي هستند ولي بايد ديد تا چه اندازه موفقيت آميزاند. بوروكراسيهايي كه به تحكم و زورگويي به مردم عادت كرده اند حال بايد خدمتگزار آنها باشند، اين تغيير دو پيش نياز اساسي دارد: نخست، تغيير در پارادايم ها و باورهاي ذهني و دروني كردن اين تغيير درون هر فرد است و در اين ميان باورهاي مديران نقش اساسي دارد، چيزي كه شهرداري تهران در حال حاضر فاقد آن است. و دوم تدريجي بودن اين تغييرات است و براي دستيابي به چنين تغييرات وسيع و مبسوطي مشاركت كاركنان پيش شرط اساسي محسوب مي شود كه حصول آن در گرو روشها و تكنيك هاي جداگانه اي است. اما يك سئوال اساسي همچنان باقيست، آيا شوراي شهر كه به صورت دموكراتيك انتخاب شده بود، توانست خود شورا را به صورت دموكراتيك اداره؟ كند