Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811021-59562S2

Date of Document: 2003-01-11

كاپوچينو بررسي مقايسه اي بازي هاي پرستويي در فيلم هاي كمدي هنرمند بابك كمانگري پرستويي توانايي درك هر پرسوناژي را دارد اما درك بازيگر از نقش درصدي از موفقيت اجراي او را تضمين مي كند بقيه موفقيت به ديگر عوامل وابسته است هنرمند در ادامه رويكرد فعالانه خود به سوي فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني كمدي، دست به ساخت فيلمي با نام عجيب و غريب عزيزم من كوك نيستم زده است. اين كارگردان با فعاليت هاي چندساله اخيرش در حيطه طنزسازي با ساخت دو فيلم مرد عوضي و موميايي 3 و همچنين توليد سريال طولاني كاكتوس، توانسته توجه مخاطب را به آثار خود جلب كند. آثاري كه با بهره گيري از انواع متفاوت طنز هركدام نسبتا موفق بوده اند، از كمدي كلام و موقعيت (مرد عوضي ) تا كمدي هجو و اسلپ استيك (موميايي ) 3 و طنز سياسي (سريال كاكتوس ). به هرحال، عزيزم من... با يكي از بدترين تيزرهاي تلويزيوني پخش شده از يك فيلم، در سينماها اكران شده و به فروش نسبتا ضعيفي دست يافته است. هنرمند در اين سه فيلم اخير خود از پرويز پرستويي در نقش اول استفاده كرده است، بازيگري كه اجماع عمومي بر پديده بودن او در دهه هفتاد تاكيد دارد و تقريبا به عنوان بهترين بازيگر اين سال ها از او ياد مي شود اينكه استفاده هنرمند از پرستويي در نقش هاي اول فيلم هاي كمدي خود بيشتر به نفع هنرمند است يا ممكن است كارنامه پرستويي را به چالش بكشد مورد بحث ما نيست ولي به نظر مي رسد اين بازيگر، توانايي درك هر پرسوناژي را دارد، اما درك بازيگر از نقش درصدي از موفقيت اجراي او را تضمين مي كند، چه بقيه موفقيت به ديگر عوامل سازنده يك فيلم وابسته است. عزيزم من.. حكايت كارمند شريف و مقرراتي اي را بازگو مي كند كه از هرگونه كار غيرقانوني حذر دارد و از دريافت هرگونه رشوه خودداري او مي كند كه به تنها پسر خود قول داده است اگر معدلش 20 شود برايش كامپيوتر مي خرد بعد از اينكه مي فهمد مبلغ خريد كامپيوتر را ندارد كاملا سرخورده و ناراحت به فكر مي افتد كه از هر راهي شده اين پول را تهيه كند. تا اينكه روبه آدم ربايي مي آورد تا از طريق تهديد به قتل گروگانش مبلغ موردنظرش براي خريد رايانه حاصل شود. گريم خاص پرستويي با يقه بسته پيراهن و عينك كه قصد دارد چهره يك كارمند وظيفه شناس و مقرراتي را القا كند تقريبا مشابه گريم او در موميايي 3 است. گريم در چهره پرستويي خيلي مي تواند كارآمد باشد به عبارت معمول چهره او گريم خور است. براي مثال در مرد عوضي گريم كاركرد خود را عيني تر مي سازد. چهره كارمند منظم به قامت پرستويي نشسته است، گرچه ميميك هاي صورت او نيز به اين حس كمك فراواني كرده است. فيلم با صحنه اي از دستبندي كه يك پليس به فرد مجرمي زده است و او را با خود به سمت دادگاه مي برد آغاز مي شود و با اين عنوان بندي، اين ذهنيت را براي تماشاگر مي آفريند كه او بايد اثري را ببيند كه محور روايي آن پديده جرم و جرم گرايي است، اما در ادامه فيلمنامه عملا اين ذهنيت را به بن بست مي كشاند و در حقيقت خط ربط اصلي داستان را از دست مي دهد و داستان را براي مخاطب غيرقابل باور مي كند. پرستويي نيز در بطن فيلم نمي تواند كليت اثر را از سقوط نجات دهد، او اگرچه در صحنه هايي مايه هايي از استعداد كم نظير خود را نشان مي دهد ولي باز هم در تاروپود يك فيلمنامه كسل كننده و راكد گرفتار در مي شود موميايي 3 گرچه فيلمنامه مشكلات ساختاري داشت اما نوع كمدي هجو آن با بازي پرستويي طوري درآميخته بود كه تقريبا تعقيب فيلم را براي تماشاگر ممكن در مي ساخت مرد عوضي حتي اين قضيه بيشتر نمود داشت، تعويض مغز دو انسان، تغيير فضاي زندگي يك فرد از پايين ترين سطح اقتصادي به لايه هاي غني اجتماعي، و از همه چالش برانگيزتر حضور دو زن در زندگي يك مرد، همه و همه ظرفيت هاي زيادي براي خلق موقعيت هاي طنزآميز فراهم كرده بود. در عزيزم من.. اما پرستويي در دام بي هويتي شخصيت حميد افشار اسير مي شود. درحالي كه فيلم در حال يادآوري همان اصل معروف تاثير روابط فاسد اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه بر اراده مرتكب شونده جرم است ولي تماشاگر نه علت شرافت و عزت نفس اوليه كارمند را درمي يابد و نه از انگيزه وي در آدم ربايي رفتار سردرمي آورد احمقانه و تاسف برانگيز افشار در مغازه ابزارآلات كامپيوتري كه منجر به اخراجش از اين مغازه مي شود با چه دليلي قابل توجيه است. چگونگي تكوين پرسوناژ پرستويي در اين فيلم بيش از آنكه وابسته به فضاي فيلمنامه باشد متعلق به پيامدها و اتفاقات است. حميد افشار گاهي رفتارهاي بلاهت آميز از خود نشان مي دهد، گاهي هم مانند انسان هاي معمولي مي شود و اين نوسان رفتار، بدون هيچ پيش زمينه اي به بلاتكليفي فيلم و به طور متقابل تماشاگر شخصيت مي افزايد پرستويي در فيلم موميايي 3 با كمترين نوسان يك پليس فانتزي را شكل داده بود كه گرچه از آن مابه ازاي بيروني در اجتماع وجود نداشت ولي همه دامنه نوسانش در فضاي فانتزي فيلم محدود مانده بود. همچنين، تناسب شخصيت ها نسبت به فضاي كلي فيلمنامه و تعامل آنها نسبت به فضاي كلي فيلمنامه و تعامل آنها نسبت به هم در مرد عوضي حفظ شده بود و پرستويي در آن فيلم ها، كنترل حرفه اي خود را بر پرسوناژهايش حفظ كرده بود در حالي كه در عزيزم من.. اين كنترل تا حدودي از دست رفته است. صحنه هاي اغراق آميز و كسل كننده نظير نحوه طراحي نقشه روي كاغذ يا ارجاع رشوه دهنده به توالت كه قرار است كمدي باشد با سكانس هاي عاشق شدن مرد يا آن روياي پاياني، تضادي غيرقابل هضم دارند. به هرحال بازي هاي پرستويي در اين 3 فيلم استعداد او را در ژانر كمدي سنجيده است، گرچه نقش او در آدم برفي كه به نوعي يك كمدي سياه محسوب مي شود شايد نسبت به ديگر پرسوناژهاي كمدي او پربارتر و مهم تر به نظر مي رسد ولي بايد به اين نكته اذعان كرد كه پرستويي در عزيزم من... يك بازگشت به عقب را طي كرده است. حتي اگر دليل عمده ضعف فيلمنامه باشد _ كه همين طور هم است _ ولي شايد قبول اين نقش از طرف پرستويي كارنامه او را به چالش خطرناكي كشيده است.