Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811020-59556S3

Date of Document: 2003-01-10

آيين مردم ايران پادشاهي زنان روستاي افوس از توابع شهرستان فريدن در سال هاي قبل به شكلي باشكوه مراسم جشن حكومت زن (جشن محصول ) را برگزار اين مي كرد روستا در 38 كيلومتري غرب فريدن قرار دارد. اين جشن مصادف با زمان برداشت محصول است و معمولا 80 روز بعد از فروردين برگزار مي شود. در يكي از روزهاي اواخر بهار، انجمني از ريش سفيدان و بزرگترها و تني چند از زنان گيس سفيد و مسن تشكيل مي شود. وظيفه اصلي اين انجمن تعيين قطعي روز جشن است. افراد در اين كميته وظيفه مخصوص دارند. مهم ترين وظيفه اين گروه انتخاب حاكم است كه پس از مشورت و گفت وگوي زياد از بين زنان ده انتخاب مي شود. اين حاكم بايد رشيد و بلندقامت جذبه باشد و شهرت داشته باشد و به حسن خلق و نيكوكاري معروف باشد. آنچه در انتخاب يك حاكم دخالت زياد دارد آن است كه بين زنان محبوبيت خاص داشته باشد. خوب حرف بزند و امر و نهي كند و در فرمانش ثابت قدم باشد. زني كه به عنوان حاكم زن انتخاب مي شود براي خانواده و همسرش مايه افتخار است. بعد از انتخاب حاكم، زيرنظر او رجال دولت و اعيان مملكت انتخاب مي شوند و جايگاه شان در بارگاه معين مي شود. قراولاني نيز براي بارگاه و دروازه ها انتخاب مي شوند. شخصي مامور مي شود تا به مردم خبر دهد. با اعلان و تعيين روز جشن همه آماده برگزاري جشن مي شوند. در اين جشن زنان وظايفي خاص و مردان نيز مراسمي مخصوص دارند كه بايد دور از هم انجام دهند. ميدان بزرگ ده چراغاني مي شود و ديوار و كف ميدان با قالي مفروش مي شود. در روز جشن هيچ مردي در ده حضور ندارد. بنابراين روز قبل از جشن عده اي از مردان وسايل خورد و خوراك و خواب خود را برمي دارند و راهي سرچشمه مي شوند. در اين روز اداره امور ده به دست زنان است. در صبح روز جشن، زنان بهترين لباس خود را مي پوشند و دسته رامشگران زن در گوشه اي از بارگاه مي نوازند. مدعوين و درباريان به دستور حاكم با چاي و شربت پذيرايي مي شوند. همه زنان ده به هر ترتيب كه بتوانند خود را به ميدان زنان مي رسانند مسن رقص چوب مي كنند. اين مراسم تا كمي بعدازظهر ادامه دارد. پس حاكم به زنان دستور مي دهد كه مدعوين و زنان ده براي صرف ناهار به منازل خود بروند. دستور مرخصي وزرا و درباريان نيز صادر مي شود و حاكم با نديمه هاي خود به منزل مي رود فقط چند نگهبان از بارگاه نگاهباني مي كنند. در همين روز در سرچشمه كه در 5 كيلومتري روستا در دل كوهستان است مراسم ديگري برپاست. مردان به محض ورود به سرچشمه جايگاه مخصوص خانوادگي خود را كه اجدادشان در آن مي نشستند آب و جارو مي كنند و چادرها را برپا مي دارند. وقتي همه چادرها برپا شد چنان منظره بديع و جالبي به وجود مي آيد كه انسان را به ياد زيباترين پلاژهاي سواحل دريا مي اندازد. رنگ گوناگون چادرها، و اين كه در دو طرف دره امتداد سيصدمتر در شيب زمين به طور مطبق نصب شده اند، نسيم ملايم و خنك كوهستان كه به اين چادرها مي وزد، مردان دهاتي با شلوارهاي گشاد كه داخل چادرها و در كنار منقل و قوري لميده اند، منظره پيران و جوانان و پسربچه ها كه به حكم مراسم از مادرشان جدا شده اند، چمباتمه زدن عده اي از بچه ها در چادرها، بوي غذا كه فضاي سرچشمه را در بر مي گيرد، آن طرف تر صداي جوشش آب از زمين، هياهوي عده اي از مردم كه هنوز به دنبال جاي مناسب براي استقرار چادر مي گردند، منظره كوهستان پربرف افوس و استخري كه در قسمت شمال سرچشمه از انباشته شدن آب به وجود آمده، چشم اندازي است كه هر بيننده اي را به تحسين وامي دارد. غذاي مردها در سرچشمه از شب پيش آماده شده است. بعد از غذا مردان مسن تر با نشستن به دور سماور و منقل و قوري از گذشته هاي اين جشن صحبت مي كنند. مردان جوان و پسربچه ها از قسمت هاي مختلف دره كوهستاني سرچشمه ديدن مي كنند و بعضي از آنها براي آوردن برف راه ارتفاعات را در پيش مي گيرند. وقتي جوانان از بازديد قسمت هاي مختلف سرچشمه فراغت يافتند در حدود ساعت 3 بعدازظهر صداي تكبير در كوهستان مي پيچد. مردان و پسران با شنيدن صداي موذن به سمت غرب سرچشمه كه مكاني رفيع و مسطح است مي شتابند و نماز ظهر و عصر برگزار مي شود. نماز و دعا ساعت 4 بعدازظهر پايان مي پذيرد و مراسم سرچشمه از اين ساعت به بعد تمام مي شود و هركس مي خواهد مي تواند باروبنه خود را جمع كند و عازم ده شود. زنان تا دروازه ده به استقبال مردان مي آيند و همراه آنان كوچه هاي ده را طي مي كنند و در پياده كردن اثاثيه و بار به آنها كمك مي كنند. حوالي غروب همه مردان و پسران به خانواده خود ملحق مي شوند. زنان از انجام مراسم خود و مردان از رويدادهاي سرچشمه صحبت مي كنند.