Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811020-59555S3

Date of Document: 2003-01-10

خوشه هاي خشم رمان برگزيده قرن بيستم روزنامه ال پاييس اين روزها در ستوني به نام دعوت به ضيافت آثار ادبيات برگزيده قرن بيستم را به خوانندگان و مخاطبان خود معرفي مي كند. از اين هفته ما نيز در همين ستون اين آثار را معرفي مي كنيم. يكي از برجسته ترين و عالي ترين نمايندگان ادبي جنبشي كه شايد بتوان آن را سوسيال رئاليسم آمريكايي نام داد بي شك جان اشتاين بك ( - 1902 ) 1968 متولد ساليناس كاليفرنيا بايد است متذكر شد آنچه اين جنبش خاص را از ديگر انواع سوسيال رئاليسم هاي نظري و ستيزه جويانه متمايز مي كند، اهميت تاثير شگرف متقابل آن، بر ادبيات معاصر خود است. اشتاين بك از همان اولين داستان هاي كوتاهش مصمم به جانبداري و حمايت از طبقات ضعيف و ناتوان است. يادآور مي شود كه ايالات متحده سال هاي پاياني دهه بيست ميلادي، كه درگير ورشكستگي عظيم اقتصادي و نابساماني هاي حاد اجتماعي بود، شمار افرادي كه هيچ نداشتند بسيار زياد بود و بخش انبوهي از اين طبقه را كارگران فصلي مزارع تشكيل مي دادند. جان اشتاين بك در اولين كتاب مجموعه داستان هاي كوتاه خود به نام دشت هاي سبز آسمان، كه در سال 1932 به چاپ رساند به تشريح شرايط سخت و طاقت فرساي جماعتي از زارعين مزدبگير جنوب كاليفرنيا مي پردازد. با همين كتاب است كه او پرسوناژها و لحن خاص خود را در بيان ساده و تاثيرگذار زندگي و راز بقاي اين قشر ضعيف از جامعه مي يابد. سه سال بعد در 1935 ذرت داغ را منتشر كرد كه شهرت ناگهاني را برايش در پي داشت. در سال 1939 بود كه به زعم بي شماري از منتقدين و صاحبنظران ادبي برجسته ترين رمان خود خوشه هاي خشم را، عرضه كرد; رماني كه اكنون جزء چهل اثر كلاسيك ادبي قرن گذشته محسوب مي شود. رمان ماجراي سفر طولاني خانواده جاد از آكلاهاما تا كاليفرنيا در جست وجوي به دست آوردن زميني براي خودشان است، مزرعه اي كه روي آن كار كنند. اين رمان به كارگرداني جان فورد روي پرده سينما رفت و به اين ترتيب هم رمان و هم فيلم به ماندگارترين آثار كلاسيك جهان در محكوميت بي عدالتي و ستايش همبستگي انسان ها بدل شدند. اشتاين بك در سال 1952 شرق عدن را منتشر ساخت كه نسخه سينمايي آن نيز به موفقيت و فروش چشمگيري دست يافت. اما او كه در 1962 برترين افتخار ادبي جهان يعني جايزه نوبل در ادبيات را به خود اختصاص داد، لحظه اي نقش خود را به عنوان بازگوكننده شرايط وخيم زندگي مردمي كه صدايشان به جايي نمي رسيد فراموش نكرد. از سويي ديگر، او مستقيما با دنياي سينما به همكاري مي پرداخت و در اين وادي نيز در مقام فيلمنامه نويس همانند رمان هايش تاثير شاياني در جامعه بر جا نهاد. در 1939 موش ها و آدم ها را با بازي به يادماندني لون چاني در نقش لني به نمايش درآورد و يك سال بعد جان فورد خوشه هاي خشم را روي پرده عريض سينما و با بازيگري خيره كننده هنري فوندا جان بخشيد. ذرت داغ هم، كه با انتشارش شهرت را براي اشتاين بك به ارمغان آورده بود، توسط ويكتور فلمينگ كارگردان بزرگ سينما روي پرده رفت. اين نويسنده شهير در نوشتن و تنظيم فيلمنامه مرواريد كه در سال 1947 به كارگرداني اميليو اينديو فرناندس ساخته شد نيز همكاري داشت. اشتاين بك همچنين از روي يكي از موفق ترين داستان هاي خود پوني سرخ فيلمنامه اي نوشت كه در سال 1949 به نمايش درآمد. اما همكاري بي نظير و پرثمر وي در عرصه سينما نوشتن ديالوگ هاي قوي فيلم زنده باد زاپاتا به كارگرداني اليا كازان بود; فيلمي كه با بازي فوق العاده مارلون براندو در، نقش رهبر انقلابي و شورشي مكزيكي، در حافظه تاريخي سينما ماندگار شد. اشتاين بك همچنين بر كار تنظيم رمان شرق عدن براي ساخت فيلمي به همين نام، با هنرمندي جاودانه جيمز دين در نقش شخصيت اصلي داستان، كه اولين حضور او در يك فيلم بلند محسوب مي شد، نظارت داشت.