Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59546S1

Date of Document: 2003-01-09

شهردار و شهروند در قرن هفتم هجري اشاره تبيين ساختار و وظايف مديريت شهري در كشور بدون اطلاع و آگاهي از پيشينه موضوع در فرهنگ و تمدن اسلامي، اگر نگوييم محال است، مي توان مدعي شد كه بسيار مشكل خواهد بود. از اين رو در اين نوشتار سعي شده است كه با توجه به كتاب آيين شهرداري در قرن هفتم نوشته ابن و اخوه ساير منابع در اختيار، مديريت شهري در اين قرن تعريف و تبيين شود و جايگاه آن در حكومت، رابطه آن با ساير مسئولين حكومتي در شهر، وظايف شهرداري، شرايط احراز سمت محتسب (شهردار ) رابطه مديريت، شهر و حقوق شهروندي و ضوابط و مقررات معماري و شهرسازي مورد عمل، تحليل شود. تعريف حسبت (شهرداري ) در دايره المعارف فارسي آمده است احتساب يا حسبه نگاهداري نظم اجتماع اسلامي در معاملات و مرافعات و جلوگيري مردم از تخطي به حدود و حقوق يكديگر. ديوان احتساب يا حسبه در بلاد اسلامي قديم كارهايي انجام مي داده كه اكنون در اختيار ادارات شهرداري و شهرباني و دادگستري است. ( ) 1 حسبت در اصطلاح اداري اسلامي رسيدگي به كار بازار و خيابان و خريد و فروش و جلوگيري از كلاهبرداريها و تعليمات كسبه و كارهاي نظير اينهاست.. در واقع يكي از واجبات ديني يعني امر به معروف و نهي از منكر است كه از صورت فردي خارج شده و به صورت اجتماعي در آمده است. ( ) 2 امام محمد غزالي در احياءعلوم الدين حسبت را هر منكري كه در حال موجود بود و محتسب را بي تجسس ظاهرشود و ناروايي آن بي اجتهاد و معلوم باشد تعريف كرده است. ( ) 3 ابوالحسن ماوردي در الاحكام السلطانيه گفته است: محتسب بايدمردم را از موارد شك و مظان تهمت باز دارد.. اما از منهيات آنچه نشده باشد نبايد تجسس كند يا پرده دري نمايد. ( ) 4 در واقع امر حسبت يعني انجام امر به معرف و نهي از منكر. ابن اخوه، معروف و نهي از منكر را در سه زمينه متعلق به ناس و متعلق به خدا و ناس مي داند. نهي ازمنكر در مورد خدا را سه قسم مي داند آن قسمت كه مربوط به عبادات مي شود، آن قسمت كه مربوط به منهيات مي شود و نهايت قسمت سوم مربوط به معاملات مي شود. عبادات مانند آن كه كسي با وضع نماز به عمد مخالفت كند يا اوصاف معين آن را تغيير دهد.. به محتسباست كه آن را نهي و مرتكب را تاديب كند، مگر آن كه عمل آن كس به پيروي از امامي باشد. ( ) 5 معروف متعلق به حق الله مانند امر نماز جمعه هر گاه ترك شود در وطن مسكون، معروف مربوط به حق ناس به دو دسته تقسيم مي شود: - 1 معروف مربوط به حق ناس عام مانند بي آب بودن شهر يا ويراني حصار آن يا اين كه ابن سبيل به شهر در آيد و مردم او راكمك مالي نكنند. ( ) 6 - 2 معروف مربوط به حق ناس خاص مانند حقوق معوقه و ديون معوقه. - 3 معروف مشترك بين حق ناس و حق الله چون مواخذه اولياي مجردان درباره ازدواج با زنان و نيز الزام زنان به نگه داشتن عده به هنگام طلاق. ( ) 7 - 1 جايگاه محتسب در حكومت ابن خلدون پيدايش حسبت را در شهرهاي كشورهاي اسلامي از زماني مي داند كه وظيفه سلطان از خلافت جدا شد و سلطان در امور سياسي كشور به طور عموم نظارت و مراقبت مي كرد و حسبت به صورت يك منصب و پايگاه مستقل در آمد. ( ) 10 در اصناف كتاب در عصر عباسي از عوامل ايجاد حسبه را ضرورت محدودسازي قدرت اقتصادي اصناف توسط دولت ذكر كرده است. در اين كتاب آمده است كه با مرور ( زمان ) نظارت محتسب، بر اصناف شدت يافت و دخالت دولت در امور اصناف بيشتر شد به گونه اي كه سلطان حق يافت كه شيوخ اصناف را بگمارد و يا بركنار نمايد. ( ) 11 در كتاب مقدمه نهايه الرقبه في احكام حسبه نوشته سيد بازالعريني آمده است كه در قرن ششم هجري در بسياري از سرزمين هاي اسلامي، كشاكشهاي مذهبي ميان اهل سنت و شيعه راه يافته بود و جنگهاي صليبي هم برخاسته بود و بيم آن مي رفت كه اهل ذمه در بلاد اسلامي به صليبيان ياري كنند، خاصه كه بيشتر صاحبان حرف و صنايع از اهل ذمه بودند و آنچه در اينجا قابل توجه است اين است كه امور و حركات باطنيه در جزو وظايف محتسب بود و اين امر ايجاب مي كرد كه اصل حسبت و پيدايي آن در دولت اسلامي مورد بحث قرار مي گيرد. ( ) 12 در واقع وظايف محتسب مرتبط با دلايل موجده آن در دو بخش عمده قابل تقسيم است: - 1 اجراي دستورات و احكام شرعي در مورد حرف و پيشه ها - كه مورد علاقه تام علماي دين بود. - 2 حفظ منافع مالي دولت در بازار ( ) 13 - 2 موقعيت و جايگاه محتسب درنظام مديريت شهر محتسب در قرن هفتم هجري با ساير مديران شهر نيز داراي روابطي بود كه شناخت اين عناصر نيز تبيين ارتباط اين عناصر با يكديگر و ساختار مديريت شهري در اين دوره را روشن مي سازد. در ادوار مختلف و در سرزمينهاي مختلف، تقسيم وظايف مالي، قضايي، اداري و انتظامي بين مسئولين مختلف شهر تفاوتهايي داشته است. چنانكه در عهدصفوي داروغه داراي وظايف انتظامي، كلانتر وظيفه جمع آوري ماليات از اصناف و محتسب صرفا بر صحت اجراي احكام شرعي و عرفي در زمينه رفتارهاي كسبه و پيشه وران نظارت داشته است. ( ) 14 محتسب قاضي، امير و كاردان از مهمترين مديران شهري در اين عهد به شمار مي روند. - 21 رابطه محتسب و قاضي براي اين كه به نحوه ارتباط قاضي و محتسب پي ببريم و تفاوت وظايف آنها را در بيابيم; قبل از آن به تفاوت موضوع وظايف آنها بايد پرداخت. اين تفاوت ها عبارتند از: - 1 محتسبمي تواند در امور مربوطبه امر به معروف و نهي از منكر تفحص كند اگر چه شكايتي در ميان نباشد، ولي قاضي جز به وجود مدعي شاكي نمي تواند اقدام كند. - 2 مامور حسبت را سلطه اي است كه به موجب آن بر نگهبانان در آنچه مربوط به منكرات باشد نظارت دارد و قاضي رااين سلطه نيست. - 3 حسبت بر پايه ترس نهاده شده است و استفاده محتسب از سلطه و درشتي تعدي و تجاوز از منصب نيست. - 4 وظيفه محتسب تفحص درباره منكرات ظاهر و ممانعت از آنهاست و نيز تفحص درباره ترك نيكوي ظاهر و برپا داشتن آن است و اين امر تنها وظيفه محتسب است. - 5 وظيفه قاضي رسيدگي به دعواهايي است كه در ظواهر منكرات ديده نمي شود مانند عقد و فرض و فسخ و كسوه (خرج پوشاك ) - 6 حسبت منحصر به حقوقي است كه بدان اقرار شود. اما در صورت انكار اقامه دليل و گواهان لازم است كه از وظايف قاضي است. - 7 محتسب اموري را كه از لحاظ تعميم و سهولت اغراض قاضي از انجام دادن آنها احتراز مي جست انجام مي داد و بدين ترتيب به منصب قضا نيز خدمت مي كرد. ( ) 15 - 8 محتسب وظيفه داشت كه متهم را وادارد كه به حكم قاضي گردن نهد ودر غير اين صورت وي را تعزيز كند. - 9 اگر قاضي در انجام وظيفه اش قصور مي ورزيد و از رسيدگي به كار مدعيان ابا مي كرد و يا خشم ورزيده و افراد را دشنام داده و يا كينه مي ورزيد، محتسب وظيفه داشت كه قاضي را پند و اندرز دهد. ( ) 16 ابراهيم بن بطحاء - كه حسبت دو جانب بغداد را برعهده داشت - بر در خانه ابو عمروبن حمار كه قاضي القضات بود بگذشت و گروهي را ديد كه بر در نشسته اند و منتظر ابو عمرو هستند تا بر داوري بنشيند و آفتاب دميده و هوا را گرم كرده بود. ابراهيم حاجب خود را فرا خواند و گفت: قاضي را بگو كه مردم بر در زير گرماي آفتاب نشسته و از انتظار در رنجند يا به محاكمه بنشين يا آن كه عذر خود را برگو تا بازگردند. ( ) 17 - 10 محتسب وظيفه رسيدگي به منكرات آشكار را به عهده دارد چون بخس (كم دادن حق كسي ) كم فروشي در پيمانه يا وزن يا غش يا تدليس در كالا يا بها يا تاخير وام در صورت تمكن وامدار و لذا در كليت رسيدگي به حقوق آدميان با وظايف قاضي مشابهت دارد. - 11 مورد دوم مشابهت وظايف قاضي و محتسب در اينهاست كه محتسب مدعي را آنگاه كه اقرار به تعدي مي كند و توامان بازگردانيدن حق مدعي راداشته به ايفاي حق مجبور كند. زيرا تاخير در اين امر ناروا و العده است. ( ) 18 - 22 محتسب و اميد محتسب وظيفه داشت كه در مجالس اميران و كاردانان حاضرشود و آنان را فرمان دهد كه به مردم مهرباني و نيكي كنند واحاديثي را كه در اين باب وارد شده است به ايشان برخواند. ( ) 19 خواجه نظام الملك طوسي در سياست نامه اش وظيفه پادشاهان و گماشتگان در مقابل محتسب را قوي داشتن دست او در انجام وظايفش دانسته است. ( ) 20 - 23 محتسب و متطوع محتسب توسط سلطان برگزيده مي شد در حالي كه متطوع وظيفه حكومتي بر دوش نداشت اين دو عنوان از نه جهت با يكديگر تفاوت داشتند: - 1 حسبت محتسب واجب عيني است به حكم ولايت ولي حسبت متطوع واجب كفايي است. - 2 حسبت و محتسب از حقوق تصرفي اوست و جز بدان نتواند پرداخت اما حسبت متطوع عمل نافله است و مي تواند به كار ديگر بپردازد. - 3 محتسب براي شكايت در باب نهي از منكر گماشته شده برخلاف متطوع كه مرجع شكايت نيست. - 4 محتسب را واجب است كه به شكايت شاكي رسيدگي كند و متطوع چنين وظيفه اي ندارد. - 5 محتسب بايد در موارد لازم براي نهي از منكر ياران گيرد زيرا وظيفه اوست و وي را بدين كار گمارده اند و بايد بدان توانا باشد اما متطوع چنين وظيفه اي ندارد. - 6 محتسب در مورد منكرات ظاهري مي تواند تعزير كند و از حدود تجاوز نكند و متطوع حق تعزير ندارد. - 7 محتسب برخلاف متطوع مي تواند از بيت المال در برابر حسبت خود مقرري بگيرد. - 8 محتسب در امور عرفي نه شرعي اجتهاد راي دارد مانند جاهاي نشستن در بازار و تعبيه روزنه ها كه طبق اجتهاد خود هر چه خواست برقرار مي كند و متطوع را چنين حقي نيست. ( ) 21 - 9 بر محتسب است كه منكرات ظاهر را پي گيري كند تا بتواند آنها را از ميان بردارد و نيز از كارهاي نيكي كه ترك شده است تفحص كند تا به انجام دادن آن فرمان دهد، اما داوطلب چنين وظيفه اي ندارد. ( ) 22 - 3 شرايط احراز سمت محتسب شهردار از سوي امام يا نايب وي براي نظارت در احوال رعيت و بازبيني كارها و مصالح آنان تعيين مي شد و داراي ويژگي هاي ذيل بود: - 1 آزاد- 2 بالغ - 3 عاقل - 4 عادل - 5 قادر- 6 مومن به اسلام - 7 مدبر- 8 قاطعيت و درشتي در دين - 9 آشنا به احكام شرع - 10 خاص و عام از وي واهمه داشته باشند. ( ) 26 * رعايا اگر چه ماذون نيستند مي توانند حسبت كنند. - 11 گفتار و كردار وي با هم مطابقت داشته باشد. در انجام كارها خشنودي خدا را لحاظ كند ( )رعايت 27 همه سنت ها و مستحبات شرعي مستحب را سزاست كه آيين رسول خدا (ص )را در مورد كوتاه كردن شارب و پيراستن موي بغل و عانه و گرفتن ناخن وپاكيزگي و كوتاهي جامه و مشك بر خود زدن و همه سنت ها و مستحبات شرعي رعايت كند و پيداست كه اين وظايف علاوه بر فرايض و مستحبات راتبه است كه بايد انجام دهد. ( ) 28 از اموال مردم چشم برگيرد و يا كه امن باشد و از كسبه و پيشه وران هديه نپذيرد كه رشوه باشد. ( ) 29 بايد كه محتسب در هنگام حسبت نرم گفتار و گشاده رو و خوشخو باشد چه اينروش سبب گرايش دلها و رسيدن به مقصود است. ( ) 30 اما واقعيات جامعه آن روز بيانگر آن است كه محتسب از ويژگي هاي لازم براي مديريت شهري برخوردارنبود و شعر شعراي آن دوران بيانگر اين موضوع است. با محتسبم عيب مگوييد، كه او نيز همواره چو ما در طلب عيش مدام است محتسب شيخ شد وفسق خود از ياد ببرد از زبان و دل ما بين كه، در آن كار، بماند *** باده با محتسب شهر ننوشي زنهار كه خورد باده ات و سنگ به جام اندازد ادامه دارد دكتر علي نوذرپور