Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59545S1

Date of Document: 2003-01-09

جماعت مجذوب رفتارشناسي تماشاگران فوتبال در آستانه بازي استقلال _ پرسپوليس گروه ورزش اميرحسين ناصري: سرما به مغز استخوانمان رسيده است نفر 150 هستيم و پتويي يك نفره كه بايد همگي زير آن پناه بگيريم. آسفالت پياده رو سرما را بيشتر مي كند. مشكل حل نمي شود. بلند مي شويم. كمي مي دويم، بلكه تن مان گرم باز شود هم فايده اي ندارد. برگ هاي خشك را دور هم جمع مي كنيم. يك كبريت از جيباش خارج مي كند - شايد به دليل اينكه اغلب سيگار مي كشند اين تنها چيزي باشد كه به راحتي در دسترس مان قرار دارد - يك بسته كبريت تمام مي شود، اما برگ هاي خشك هنوز آتش نگرفته اند; -اي كاش نفت مي آورديم. - فايده نداره، ول كن. - بابا بيا برگرديم، حداقل خونه گرم تره. -كي مثل ما چند هزار تا ديوونه داره. الان راحت خوابيدن، جاشون گرمه، ما اينجا براي بازي فرداشون داريم جون مي كنيم. سه نفرمان برمي گردند كه به خانه بروند، اما ما فكر مي كنيم بايد طوري تعصبمان را - حداقل براي خودمان - نشان بدهيم. جلوي در ورودي شرقي استاديوم حدود 100 نفري مثل ما روي پتوها و زيلوها چمباتمه زده اند. سرما رمق رقابت شب قبل از بازي را هم از آنها گرفته. با اين حال يكي كه شعار مي دهد بقيه هم شروع مي كنند. فرقي نمي كند. اول كمي شعارها جدي و مودبانه است و پس از چند لحظه همين طور نقل و نبات است كه در بزرگراه پخش مي شود. ما هم مي شويم اينجا جزوشان درسخوان و تنبل و معتاد و سالم و ورزشكار و دزد و... فرقي باهم ندارند. همه هرچه به دهانشان مي رسد بيرون بين شان مي ريزند هر طور آدمي از هر شهري را مي تواني از ببيني همدان، ميانه، اراك، قزوين، شيراز و حتي اهواز. اين همه شور و علاقه به چيزي كه امروز مي فهمم خودش هيچ بود. جماعت مجذوب از نظر جامعه شناسي، اصولا تماشاگران ورزش - به ويژه فوتبال - جزو جماعت مجذوب قرار مي گيرند. منظم، آشوبگر، نمايشي، تصادفي و مجذوب از تقسيم بندي هاي جماعت ها به شمار مي آيند. جماعت مجذوب جماعتي هستند كه تحت تاثير محيط كارهايي مي كنند كه بسيار ناآگاهانه، موقتي، زودگذر، خطرناك، و تهاجمي دكتر است قرايي مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه مي گويد: جماعت مجذوب بدون اراده و تحت تاثير عوامل محيطي هستند كه رفتارشان گاهي پرخاشگرانه است. اينها گروه منسجمي نيستند و از بافت هاي مختلف فرهنگي، از بي سواد تا تحصيلكرده، مي توانند تشكيل دهنده آن باشند. اين افراد اگر رهبراني داشته باشند مي توانند به سمت درست يا نادرست هدايت شوند. در صورت هدايت نادرست رفتارشان مي تواند آشوبگرانه و مخرب باشد. از ويژگي هاي اين گروه، حركات خودبه خودي، ناآگاهانه و بدون عقل و منطق است. معمولا زمان تشكيل و تداوم اين گروه ها از يك تا چند ساعت تجاوز نمي كند. تفاوت عمده گروه يا جماعت مجذوب با جماعت آشوبگر ( غوغا ) در اين است كه اولا زمان تشكيل و تداوم جماعت مجذوب بيش از چند ساعت نيست و ثانيا افراد جماعت آشوبگر با آگاهي به تخريب، نابودي غوغا، چاقوكشي و.. دست مي زنند. در جماعت مجذوب افراد ترسي از شناخته شدن ندارند. در اين شرايط رفتارهايي از افراد بروز مي كند كه در حالت عادي كمتر جرات انجام آنها را دارند. جماعت مجذوب اغلب تحت تاثير دو مسئله محيط و جو و يا رفتار گروهي كه به آنها تمكين مي كنند قرار دارند. جايي براي تخليه انرژي منفي اينكه اصلا تماشاگران به ورزشگاه مي روند از نقطه نظر روان شناسان دليل روشني دارد; به دليل تخليه انرژي منفي. طبق تحقيقات به عمل آمده در آمريكا بيش از 60 درصد از تماشاگراني كه براي تماشاي بيس بال، يا فوتبال آمريكايي به استاديوم ها مي روند به دليل تخليه انرژي است. آنها بيش از اينكه تيمشان پيروز شده باشد از تخليه انرژي خود خوشحال مي شوند. دكتر جليل گل عنبر ضمن بيان اين نكته معتقد است، لذت بردن با تخليه انرژي منفي متفاوت است. مسئله تخليه انرژي منفي از روم باستان رواج يافت. جايي كه گلادياتورها به جان هم مي افتادند و يا برده مجبور به مبارزه با شير مي شد. در مقابل عده بي شماري دور تا دور آنها ايستاده، فرياد زده، ابراز شادماني مي كردند. با اين حال ميل به تخليه انرژي از نگاه روان شناسان تحت تاثير سه عامل تقليد كودكان از والدين، شرطي شدن حركات انسان ها و الگوهاي نامناسب قرار دارد; خيلي از بچه ها نمي دانند چرا فرياد مي زنند، عصباني مي شوند و حركاتي خارج از حيطه فرهنگي و شخصيتي شان انجام مي دهند. اين ها، آثار رفتار بزرگ ترها است كه در كوچك ترها خود را نشان مي دهد. در مورد شرطي شدن حركات ما بسياري از كارها را فقط به خاطر عادت انجام مي دهيم. به طور مثال وقتي پليس در چهارراه باشد پشت چراغ قرمز مي ايستيم، اما اگر نباشد به راحتي عبور مي كنيم. از سوي ديگر متاسفانه الگوها در جامعه ما به روشني تعريف و داراي ضابطه نيستند. بسياري از الگوهاي امروزي جوانان، كه فوتباليست ها هستند، خود، شرايط و ضوابط الگو شدن را ندارند. به همين دليل مي توانند موجب حركت در مسيري ناصحيح براي عده بي شماري از افراد و علاقه مندان باشند. با اين همه، وجود اين سطح از علاقه مندي نسبت به فوتبال در جامعه و شدت آن، چه دلايلي مي تواند داشته؟ باشد از نگاه جامعه شناسان دلايلي چون بيكاري در جامعه، فقر مالي و فرهنگي، مطبوعات و رسانه ها و سرخوردگي از جامعه، مي توانند از جمله عوامل و علت هاي رشد سطح علاقه در جامعه باشند. در كنار علت هاي علاقه مندي جامعه به فوتبال، تشكيل و رشد جماعت مجذوب نيز دلايلي دارد: ) 1 سطح بيكاري در جامعه: /5 5 ميليون دختر /3 5 و ميليون پسر ازدواج نكرده داريم 40 ميليون بيكار داريم /16 3 يعني درصد/15 170 درصد از فارغ التحصيلان دانشگاه ها بيكار هستند آيا اين جماعت نبايد جايي و به نوعي خود را تخليه؟ كنند ) 2 فقر مالي و فرهنگي در جامعه: به اعتقاد دكتر قرايي مقدم تماشاگران فوتبال در كشورهايي به اوج مي رسند كه مشكلات مالي در سطح جامعه ديده مي شود. كشورهاي جهان سوم بيشترين قشر تماشاگر را در خود جاي داده اند. كشورهاي آمريكاي جنوبي مانند برزيل، آرژانتين نمونه هاي بارز اين وضعيت هستند. ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. فقر فرهنگي نيز عاملي است كه در كنار فقر مالي در به وجود آمدن اين شرايط سهم به سزايي دارد; تاكنون از خود پرسيده ايد كه چرا در كشورهايي چون برزيل يا آرژانتين با اقتصاد ورشكسته مردم به فوتبال كشيده؟ شده اند اگر شما كمي دقت كنيد، اغلب تماشاگران فوتبال كه به استاديوم مي روند از قشر خاصي قشري هستند كه نشانه اش سطح پايين تحصيلات در خانواده آنها است بيشتر از مناطق خاصي به استاديوم مي روند. افرادي كه استاديوم را جايگاهي براي تفريح يافته اند، معمولا، تفريح ديگري ندارند. ضمن اينكه شما كمتر جواني از قشر تحصيلكرده جامعه را مي بينيد كه به استاديوم برود. عصباني هستند اين را در خيابان ها نيز مي توان ديد در سال هاي اخير اين مسئله رشد كرده و شاهد بيشتر شدنش هم خواهيم بود ) 3 رسانه ها: يكي از مهم ترين عوامل وجود چنين علاقه مندي به فوتبال رسانه هاي مكتوب و تصويري است. شما وقتي يك شبكه (شبكه ) 3 را براي نشان دادن ورزش اختصاص داده ايد و بيش از 90 درصد برنامه هاي ورزشي اين شبكه فوتبال و مسائل پيرامون آن است جامعه به سمت آن كشيده مي شود. حجم روزنامه هاي ورزشي و صفحات ورزشي روزنامه هاي سياسي را در كنار آن بگذاريد و ببينيد كه چه خط سيري براي جذب افراد درون جامعه به فوتبال تشكيل و طي مي شود. آنها محرك هاي اصلي جامعه به ورزش هر هستند چند ورزش از برخي مسائل جلوگيري مي كند ولي اغلب آنهايي كه به ورزش علاقه مند هستند، ورزشكار نيستند. در اثر چنين تبليغاتي جوان، تحصيل را رها كرده و تحت تاثير احساساتش به استاديوم مي رود و اين غفلت بزرگي است. يعني ما با تبليغات به افزايش حجم جماعت مجذوب كمك مي كنيم. ) 4 استاديوم ها تنها جايي كه مي توان فرياد زد: در واقع تنها جايي كه جوانان مي توانند انرژي منفي خود را بدون هيچ مشكل و ايجاد مزاحمتي تخليه كنند استاديوم ها است. يك مسئول ورزشي در اين مورد مي گويد: جوان ما كجا مي تواند بدون اينكه قانون را نقض كند و مزاحم ديگران شود، خود را با فرياد تخليه؟ كند از نظر دكتر قرايي مقدم فرياد در استاديوم ها به نوعي اعتراض به كمبودهايي است كه اين قشر با آن دست به گريبان است. ) 5 نداشتن امكانات مناسب: علاوه بر كمبودهاي مختلف در جامعه مشكل ديگري نيز وجود دارد. سردار طلايي فرمانده ناحيه انتظامي تهران بزرگ مي گويد: تماشاگري كه از ساعت ها قبل مجبور است به استاديوم بيايد تا بتواند بازي حداكثر دو ساعته را تماشا كند چه امكانات رفاهي دارد. نه سرويس بهداشتي وجود دارد، نه جايي براي استراحت و نه امكانات ديگر. او ساعت ها در سرما و گرما در استاديوم به انتظار مي نشيند، آن هم روي سكوهاي سيماني. وقتي بازي شروع مي شود او آماده آشوب است، چه توقعي از او؟ داريد او حتي امكان بازگشت بدون مشكل را نيز وسيله ندارد رفت و بازگشت در حداقل است. ) 6 سرخوردگي در جامعه: جوان ما كجا برود كه سرخورده نشود. در جامعه ما هر چه هست عاملي است براي افسردگي جوان. چرا ايران بيشترين سطح نخبه فرستي به خارج را؟ دارد جوان ما بالطبع نااميد و فحاش است. مجبور است جايي برود براي تخليه. آنجا؟ كجاست جايي كه بدون مشكل بتواند عقده گشايي كند، استاديوم است. دلايلي كه ذكر شد و عواملي كه از قلم افتاد، مي توانند باعث افزايش و رشد تماشاگران فوتبال و جماعت مجذوب باشند. جماعتي كه با توجه به دلايل فوق آماده تخليه احساساتي است كه گاه بسيار خطرناك مي شوند. جامعه پرخاشگر نتايج تشكيل چنين جماعتي چه مي تواند؟ باشد وقتي جماعتي تمام مشكلاتشان را به داخل استاديوم مي آورند و در داخل نيز با مشكلات عديده اي مواجه مي شوند، نتايج آن تا حدي مشخص است. بسيار ديده و شنيده ايم كه هواداران حاضر در استاديوم ها دقايق زيادي را فقط به فحاشي به رقبا سپري مي كنند. در برخي موارد اين مسائل به خارج از استاديوم ها نيز كشيده مي شوند. وقتي با شكست تيم ايران جوان ها به خيابان ها مي ريزند و شيشه مي شكنند و يا وقتي پس از پيروزي به خيابان ها مي آيند و مي رقصند، تحت تاثير جو و احساسات ناشي از آن هستند. مقابل چنين جماعتي نمي توان ايستاد. در هر كجاي دنيا كه باشد. اما مسئله عمده رشد حيرت آور فحاشي در استاديوم هاي ورزشي است. دكتر قرايي مقدم در اين مورد مي گويد: جامعه ما به طور كلي پرخاشگر شده است. مردم ما عصباني هستند. اين را در خيابان ها نيز مي توان ديد. در سال هاي اخير اين مسئله رشد كرده و شاهد بيشتر شدنش هم خواهيم جامعه بود به نوعي دچار سرخوردگي و غم است و نتيجه آن عصياني است كه در استاديوم ها نمود مي يابد. اگر دقت كرده باشيد ما كمتر حرفي مي زنيم كه داخل اش حرف بي ادبي يا فحاشي نباشد. پس استاديوم بخشي از جامعه ما است. از سوي ديگر حركات و رفتار افرادي كه داخل زمين و كنار آن حضور دارند، عاملي براي افزايش احساسات تماشاگران و تحريك آنان به فحاشي است. در اينجا است كه الگوسازي نامناسب و غلط نتايج و تبعات خود را بيش از گذشته نمايان مي كند. مشكلات پنهاني به اعتقاد دكتر قرايي حضور جوانان در استاديوم، نتيجه عمده ديگري دارد و آن غفلت از مشكلات و دردسرهايي است كه متوجه اين قشر است. 100 وقتي هزار نفر به استاديوم مي روند به جاي تفكر به مسائل اصلي زندگي شان به هورا كشيدن مشغول و از آنها غافل مي شوند، اين به نفع دولت هاي جهان سوم است. جوان بيكار شادي اش را در زمين فوتبال جست وجو مي كند. از سوي ديگر ساخت آرزوها و آمال مصنوعي و دروغين از جمله ضررهايي است كه تماشاگران فوتبال اغلب به آن دچار مي شوند. الگوي جوان ورزش دوست كه متاسفانه در كل زندگي اش تسري مي يابد، ورزشكاري مي شود كه خوب فوتبال بازي مي كند و چون قشر فوتباليست ها، معمولا از سطح سواد و معلومات فرهنگي پاييني برخوردارند پس به جاي تاثيرگذاري مثبت، آنان را تا حدقابل توجهي منحرف مي كنند (قطعا تعدادي از فوتباليست ها از اين قاعده مستثني هستند ) آرزوي رسيدن به جايگاه افرادي چون رونالدو، زيدان، فيگو، بكن بائر، فرگوسن و... مي تواند در تغيير جهت مسير زندگي آنان تاثير داشته باشد. گروهي متضرر اينها متضررترين گروه هستند. فوتباليست، باشگاهدار، مربي و حتي راننده اي كه آنها را به استاديوم مي برند براي هدفشان - پول - تلاش مي كنند. جوان ما فقط پول مي دهد. اگر بيكار باشد اين وضعيت تشديد مي شود. بايد پذيرفت جدا از هيجاناتي كه اغلب به صورت مصنوعي از سوي تيم ها به تماشاگران القا مي شود، در دنياي واقعيت و حقيقت مهم ترين مسئله كسب درآمد بيشتر است. سقوط در قعر در چنين شرايطي تماشاگران فوتبال كه اغلب جوان هستند، پس از امتحان روش هاي مختلفي چون بيشتر فحاشي كردن يا فرياد زدن درمي يابند كه اين مسائل نيز نمي توانند آنها را تخليه كنند. در نتيجه تعداد تماشاگران فوتبال - كه مجبورند محيط ناامن ورزشگاه (كلامي ) و فوتبال نازيبا را تحمل كنند - هر روز كاهش مي يابد. جايي كه حداقل مي توانستند در آن فرياد بزنند نيز قادر نيست وضعيت نامناسب روحي شان را سامان بخشد. رفتارهاي به دور از اخلاق در، حداقل باقي مانده به اوج رسيده و همه را عاصي مي كند.