Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59541S1

Date of Document: 2003-01-09

مافياي فرتوت ديدگاه روشنفكران فلسطين درباره حكام عرب _ بخش پاياني ادوارد سعيد ترجمه: غلامرضا رضايي نصير در حقيقت زمان آن رسيده است كه امپراتور لباسي نو بر تن كند; لباسي كه آن را دموكراسي مي نامند، تا مردمان بدانند او چه شارلاتاني است. دموكراسي را نمي توان وارد كرد يا آن را به زور به مردم قبولاند. دموكراسي امتياز مردماني است كه خود آن را ايجاد مي كنند و مي خواهند تحت لواي آن زندگي كنند. از زمان پايان جنگ جهاني دوم كشورهاي عرب در حالتي از اضطرار به سر برده اند، حالتي كه به حاكمان اين كشورها اجازه داده است به بهانه حفظ امنيت، آن كنند كه مي خواهند. حتي بر فلسطينيان طبق پيمان اسلو رژيمي تحميل شد كه علت وجودي اش در وهله اول خدمت به امنيت اسرائيل و پس از آن خدمت (يا كمك ) به خود بود. بنابه انواع دلايل، از جمله اينكه آرمان فلسطين (مثل آزادي آفريقاي جنوبي از بند آپارتايد ) همواره الگويي براي اعراب و مردم ايده آل گراي عدالت خواه در هر جاي ديگري بوده است، امروز ضروري است كه فلسطينيان گام هايي جدي در جهت به دست گرفتن سرنوشت خويش بردارند. عرصه سياسي فلسطين اكنون بين دو آلترناتيو نامطلوب و غيرقابل اعتماد تقسيم شده است. در يك سو بقاياي حكومت خودگردان و عرفات قرار دارد و در سوي ديگر احزاب اسلامي. هيچ يك از اين دو احتمالا نمي توانند آينده اي را براي شهروندان فلسطين تضمين كنند. حكومت خودگردان آن قدر بي اعتبار شده و قصور آن در ساخت نهادهاي مدني آن قدر اساسي است و تاريخ آن، آن قدر با فساد و بدبيني آميخته شده است كه براي آينده به هيچ وجه نمي توان بر آن تكيه كرد. تنها روساي امنيتي و مذاكره كنندگان شاخص حكومت خودگردان به غير از اين تظاهر اگر مي كنند ما از شكست سياسي و اجتماعي صهيونيسم سخن مي گوييم، چگونه مي توانيم براي رستگاري دنيوي خود منفعلانه به ديگر سو؟ كنيم نوع بشر خود تاريخ خويش را مي سازد. سخن گفتن از پاك سازي زمين از لوث بيگانگان از سوي هر كه باشد، در واقع هتك حرمت از آن زندگي بشري است كه اكنون ميلياردها انسان با نژاد، تاريخ، هويت قومي، مذهب يا مليت مختلف آن را مي پويند. اما اكثريت عظيم فلسطينيان و، به نظر من، اسرائيلي ها اين چيزها را مي دانند و خوشبختانه يك آلترناتيو سياسي نيز موجود است كه حكومت خودگردان عرفات نيست. منظور من تشكيل سازمان ابتكار ملي (مبادره وطنيه ) به دست فلسطينيان در سرزمين هاي اشغالي است. از رهبران اين تشكل كه در ماه ژوئن موجوديت خود را اعلام كرد، مي توان از دكتر مصطفي برغوتي، دكتر حيدر عبدالشافي، رويه الشوي و بسياري ديگر از شخصيت هاي مستقل نام برد كه درك مي كنند جامعه فلسطين در وضعيتي تضعيف شده از سوي احزابي هدف اصلاحات قرار گرفته است كه منافع واقعيشان در انحلال فلسطين به مثابه يك نيروي سياسي و اخلاقي در سال هاي آينده است. سخن گفتن بيهوده از انتخابات توسط عرفات و نايبانش فقط به منظور مطمئن ساختن خارجيان به در راه بودن دموكراسي است. چنين نيست.. آنها صرفا مي خواهند با هر وسيله ممكن، از جمله دروغ محض، روش هاي فاسد و ورشكسته خود را ادامه دهند. نبايد از ياد برد كه انتخابات سال 1996 براساس روند مذاكرات اسلو انجام شد كه هدف اصلي آن ادامه اشغال اسرائيل تحت عنواني متفاوت بود. مجلس قانون گذاري فلسطين (المجلس التشريعي ) در حقيقت بدون حكم عرفات و با وجود وتوي اسرائيل هيچ قدرتي نداشت. آنچه اكنون شارون و حكومت خودگردان پيشنهاد مي كنند ادامه همان رژيم غيرقابل قبول است. به همين دليل ابتكار ملي انتخابي ناگزير براي فلسطينيان در همه جاي دنياست. اولا برخلاف حكومت خودگردان اين تشكل به جاي همكاري با اشغال اسرائيلي ها، رهايي از آن را پيشنهاد مي كند. دوم، طيف وسيعي از جامعه مدني فلسطين را نمايندگي مي كند و بنابراين افراد نظامي يا امنيتي يا قضايي عرفات را شامل نمي شود. سوم، به آزادي از اشغال اعتقاد دارد نه تعديل آن به صورتي كه مناسب حال نخبگان و اشخاص بسيار مهم باشد. مهم تر از همه اينكه اين نهاد _ كه من با اشتياق حمايت خود را از آن اعلام مي كنم _ ايده يك حكومت متحد ملي منتخب براي خدمت به مردم و نياز آنها به آزادي، آزادي هاي دموكراتيك و پاسخگويي را ارائه مي دهد. مدت هاست كه اين مسائل به فراموشي سپرده شده اند. تقسيمات قديمي بين فتح، جبهه خلق و همه گروه هاي ديگر، امروزه بي معني به نظر مي رسد. ما استطاعت اين ژست هاي مضحك را نداريم. ما ملت تحت اشغال فلسطين به رهبريتي نياز داريم كه هدف اصلي آن رهايي ما از چنگ وحشيگري ها و اشغالگري هاي اسرائيل باشد و براي ما نظمي دراندازد كه قادر باشد نيازهاي ما را به صداقت، شفافيت و سخن صريح برآورد. عرفات به دوپهلو سخن گفتن شهره است، اما برغوتي برعكس چه مخاطبش فلسطيني ها باشند چه اسرائيلي ها و چه رسانه هاي خارجي، خطي اصولي را پي مي گيرد. او به دليل خدمات پزشكي اش در روستاها مورد احترام مردم است و صداقت و قدرت رهبري او احترام هر كسي را كه با او برخورد داشته، برانگيخته است. در ضمن به اعتقاد من اين نكته بسيار مهم است كه مردم فلسطين اكنون بايد توسط افرادي نوگرا و تحصيلكرده رهبري شوند كه ارزش هاي شهروندي مركز ثقل بينش آنها باشد. حاكمان امروز ما هرگز شهروند نبوده اند، هرگز در صف نانوايي نايستاده اند، هرگز صورتحساب خدمات درماني يا مدرسه خود را نپرداخته اند، هرگز مزه بازداشت هاي خودسرانه و وحشيانه را نچشيده اند، هرگز تحت زورگويي هاي قبيله اي و توطئه هاي صاحبان قدرت قرار نگرفته اند. برغوتي و عبدالشافي، مثل همه چهره هاي اصلي ابتكار ملي از نياز ما به استقلال فكري و مدنيت مدرن و مسئول سخن مي گويند. روزهاي گذشته به سر آمده است و بايد با شتاب هر چه بيشتر آنها را دفن كرد. سخنم را با اين نكته به پايان مي برم كه تغيير واقعي تنها زماني رخ مي دهد كه مردم فعالانه آن تغيير را بخواهند و خود آن را ميسر سازند. اپوزيسيون عراق با سپردن مهار سرنوشتش به دست آمريكايي ها اشتباهي وحشتناك را مرتكب مي شود و با اين كار توجه كافي به نيازهاي مردم واقعي عراق مبذول نمي دارد كه اكنون از ايذا دهشتناك حكومتي استبدادي در رنجند و قرار است بمبهاي آمريكايي كه به همان اندازه دهشتناك است بر سر آنها فرو ريزد. در فلسطين اكنون بايد شرايط براي برگزاري انتخابات آماده شود; اما نه انتخاباتي كه در آن اعوان و انصار فرسوده عرفات بار ديگر در سمت هاي خود ابقا شوند، بلكه انتخاباتي كه در آن نمايندگاني براي مجلسي واقعي و قانوني انتخاب مي شوند. واقعيتي تاسف بار است كه عرفات طي ده سال سوء حاكميتش، به رغم تمام ياوه گويي هاي مضحكش در مورد دموكراسي فلسطيني با، تمام توانش از تدوين يك قانون اساسي براي فلسطين ممانعت كرده است. ميراث او نه يك قانون اساسي و نه حتي قوانين پايه، بلكه يك مافياي فرتوت بوده است. به رغم اين موضوع و به رغم آرزوي ديوانه وار شارون براي پايان دادن به حيات ملي فلسطين، نهادهاي مدني و مردمي ما هنوز زير فشار و شرايط بي نهايت سخت به فعاليت خود ادامه مي دهند. به نوعي معلمان درس مي دهند، پرستاران پرستاري مي كنند، پزشكان به مريضان مي رسند و الي آخر، اين فعاليت هاي روزمره هرگز متوقف نشده اند، شايد به اين دليل كه ضرورت تلاشي نامحدود را ديكته مي كرده اكنون است اين نهادها و كساني كه واقعا به جامعه شان خدمت كرده اند بايد قدم پيش گذارند و با استفاده از وسايل مسالمت آميز و با عزم ملي چارچوبي اخلاقي و روشنفكري براي رهايي و دموكراسي ارائه كنند. در اين تلاش فلسطينيان تحت اشغال و آنان كه در خارج به سر مي برند، وظيفه اي يكسان بر دوش دارند. شايد اين ابتكار ملي الگويي دموكراتيك پيش روي ديگر كشورهاي عربي نيز قرار دهد. منبع: هفته نامه الاهرام