Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59540S1

Date of Document: 2003-01-09

كشورهاي فقير تاوان بيشتري مي دهند پيامدهاي جهاني شدن در عرصه بهداشت و درمان و محيط زيست در تعريف جهاني شدن و جنبه هاي مثبت و منفي آن، اتفاق نظر وجود ندارد. علت شايد اين باشد كه گلوباليزيشن، بيش از آن كه يك پديده باشد، يك فرآيند است و ماهيت ديناميك آن، با طبيعت ايستاي تعريف، تضاد پيدا مي كند. گلوباليزيشن را جهاني شدن سياره اي، شدن و بين المللي شدن پديده ها تعريف و ترجمه كرده اند. بعضي ها نيز از آن به عنوان امپرياليسم امروزين ياد كرده اند، كه به عنوان روندي از دگرگوني، از مرزهاي سياسي و اقتصادي، فراتر مي رود و علم و فرهنگ و سبك زندگي و بهداشت و درمان را نيز فرا مي گيرد. از اين جهت، جهاني شدن، پديده اي است چند بعدي، كه قابل تسري به اشكال مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي و فرهنگي، نظامي و فناوري و محيط زيست است. ريتز جرج، جهاني شدن را به مثابه فراگير شدن فروشگاههاي زنجيره اي مك دونالد، در سراسر جهان يا وفور كارتهاي اعتباري در اقصا نقاط جهان، معرفي مي كند و نظريه اي تحت عنوان نظريه مك دونالدي يا شدن نظريه كارت بيان اعتباري داشته است. در ايران نيز ورود انواع كارت هاي اعتباري مثل مستر كارت يا ويزا كارت كه در هتل ها، رستوران ها و مراكز خريد گرانقيمت بعضا مشاهده مي شود، از جمله شواهد مقدماتي جهاني شدن به شمار مي آيند. به هر حال اين پديده و فرآيند كه امروزه گستره وسيعي از حيات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و بهداشتي انسانها را تحت تاثير قرار داده است داراي علل و عواملي است كه شناخت آنها، به رويارويي صحيح با عوارض منفي و نامساعد و ناگوار آن كمك شاياني خواهد نمود. پيامدهاي جهاني شدن در عرصه بهداشت و درمان و محيط زيست در دو سده اخير، مقابله با اپيدمي ها، اتحاد و همبستگي كشورها را موجب گرديد و بهداشت و سلامت جهان، يك هدف مشترك، تلقي شد و نتايج قابل ملاحظه اي نيز به دست آمد; مثل شكل گيري سازمان بهداشت جهاني ( WHO) و بيانيه آلماآتا كه خود محصولي از فرآيند گلوباليزيشن به شمار مي روند، در دستيابي به اين اهداف موثر بودند. اما در آلماآتا همه چيز پيش بيني نشده بود مثل آثار و عواقب بهداشتي ركود جهاني و جهاني شدن و نياز به استراتژي هاي توسعه پايدار و انسان مدار. سياستگذاري هاي جديد بخش بهداشت، بايد ابعاد اپيدميولوژيك، زيست محيطي، تحولات تكنولوژيك و جمعيت را مدنظر قرار دهند. بنابراين، بهداشت و درمان، ديگر تنها يك فرآيند انحصاري بين پزشك و بيمار نيست و متغيرهاي متعددي در آن دخيلند كه بايد در برنامه ريزي ها، لحاظ شوند. در دهه هاي اخير، مفهوم بهداشت و درمان، به عنوان سنگ بناي توسعه اقتصادي از سوي همگان، پذيرفته شده است اما در عين حال، تهديدات مشترك نويني نيز در حال رشد مي باشد كه از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد: - 1 بين المللي شدن مسائل زيست محيطي: در اين رابطه مي توان به گرمتر شدن زمين با پديده اثر گلخانه اي، باران هاي اسيدي، آلودگي اقيانوس ها، كاهش لايه اوزون، از ميان رفتن گونه هاي حيات، تغيير الگوي بيماري ها (دموگرافيك ترانزيشن ) و... اشاره كرد; و بايد گفت، در حاليكه كشورهاي صنعتي مدرن، بزرگترين مصرف كنندگان جهان هستند اما سنگين ترين بهاي انباشت آلودگي در محيط، انحطاط كيفيت خاك، جنگل ها، رودها و اقيانوس ها، كه تامين كننده معيشت فقيرترين كشورهاي دنيا به شمار مي روند را، مردم اين كشورها، مي پردازند. - 2 قاچاق مواد مخدر در پهنه جهاني - 3 خشونت هاي مخرب و خودتخريبي - 4 رفتارهاي جنسي خطرساز - 5 سالخوردگي: از جمله چالش هايي است كه در دهه هاي آينده فراروي سياستگذاران كشورهاي مختلف بويژه كشورهاي پيشرفته قرار دارد. از سويي كشورهاي روبه توسعه نيز، به سرعت به سمت سالخوردگي و سالمند شدن، پيش مي روند وقتي شمار متولدين، در جامعه اي كمتر شود، نسبت به بزرگسالان به كودكان، افزايش مي يابد، بيماري هاي شايع جامعه، به طور عمده به بزرگسالان اختصاص خواهد يافت تا به كودكان و اين پديده، هزينه هاي سنگيني را به سيستم بهداشت و درمان جامعه تحميل خواهد كرد چرا كه حدود 50 درصد از هزينه هاي بهداشتي درماني و مربوط مخصوصادرماني به 2 سال آخر عمر مي باشد %كه 20 آن در سال اول %و 30 آن در سال دوم، صرف مي گردد. - 6 تغيير الگوي بيماري ها: درعصرگلوباليزيشن الگوي بيماري ها عوض مي شود. يعني به طور خلاصه، بيماري هاي عفوني مسري و قابل پيشگيري، كاهش يافته و بيماري هاي غيرواگير مزمن، جايگزين آنها مي شود. به عبارت بهتر، بيماري هاي عفوني، مي روند و بيماري هايي با بنيان اجتماعي و پيچيده تر پديدار مي گردند. در دو دهه آينده، شاهد تغييرات عمده اي در نيازهاي بهداشتي مردم جهان، خواهيم بود. در مناطق در حال توسعه كه چهار پنجم جمعيت جهان را شامل مي شود بيماري هاي غيرواگير مثل افسردگي و بيماري هاي قلبي - عروقي، به سرعت جايگزين دشمنان سنتي بشر مثل بيماري هاي عفوني و سوء تغذيه خواهند شد و در صدر عوامل ايجادكننده ناتواني و مرگ هاي زودرس قرار خواهند گرفت. انتظار مي رود تا سال 2020 بيماري هاي غيرواگير در كشورهاي در حالي توسعه از عوامل مهم مرگ و مير باشد در حالي كه امروزه، كمتر از نصف اين مقدار اهميت است صدمات، چه عمدي و چه غيرعمدي نيز روبه افزايش است و تا سال 2020 در همه جهان به عنوان منشا بر هم زننده سلامت، رقيب بيماري هاي عفوني خواهد شد. پديده انتقال ايپدميولوژيك، هم اكنون در چين و برخي از ديگر نقاط آسيا و آمريكاي لاتين، بسياربيش از آنچه متخصصين بهداشت باور دارند، پيش رفته است. در همه مناطق، سرعت و ابعاد عظيم تغيير، دشواري ها و مشكلاتي جدي بر سر راه نظام هاي بهداشتي قرار خواهد داد وتصميم هاي سختي را بر روند توزيع منابع اندك تحميل خواهد كرد و تا به امروز، بسياري از دولت ها، حتي در صدد جمع آوري اطلاعات پايه مورد نياز اين نبرد و ارزيابي اولويت هاي بهداشتي مردم نيز نبوده اند. امروزه، انتقال اپيدميولوژيك، به اندازه كافي پيش رفته است. اين روند نشان مي دهد كه سياست هاي سنتي بهداشت عمومي (با تاكيد صرف بر بيماري هاي عفوني ) با، حوادث همگام نبوده است. به عنوان مثال، در ديدگاه هاي سنتي، سنجش وضعيت بهداشتي كه تنها بر بيماري و نه ناتواني، تاكيد دارند، بار ناخوشي هاي رواني مثل اعتياد افسردگي، به الكل و اسكيزوفرني، بسيار كمتر از آنچه هست، برآورد مي گردد. هر چند كه ناراحتي هاي رواني، مسئول كمي بيش مرگ ها %از 1 هستند %اما 11 از بار بيماري هاي جهان برعهده همين عامل است. يك مورد ديگر اينكه احتمال مرگ از بيماري هاي غيرواگير در زير 70 سالگان آفريقاي زير صحرا، بيشتر از افرادهمان گروه سني در كشورهاي داراي اقتصاد جاافتاده بازار است. يا مثلا احتمال مي رود كه تا سال 2020 سيگار بيش از هر عامل حتي بيماري موجب ايدز مرگ و مير انسان ها شود. ويژگي عمده بيماري هاي عصر جهاني شدن كشورهاي در حال توسعه، در آستانه سياره اي شدن، در عرصه بهداشت و درمان خود بايد در دو جبهه بجنگند، جبهه اول، بيماري هاي واگير و موجي كه هنوز به طور كامل در آنها ريشه كن نشده و ديگري بيماري هاي تمدن جديد، كه به طور اجتنابناپذيري با افزايش متوسط در عمر، اين كشورها و نفوذ وتكنولوژي غربي، در آن كشورها، بعد پيدا مي كند. ويژگي عمده بيماري هاي اين عصر مزمن بودن و هزينه هاي سنگين درمان آنهاست. بيماري هاي مزمن، ويژگي هايي دارند كه تامل درباره آنها براي تصميم گيري و برنامه ريزي آينده، مهم است اين ويژگي ها عبارتند از: - 1 بيمار بايد ياد بگيرد كه اين بيماري براي مدت زيادي با وي خواهد بود لذا ناتواني هايي كه بيماري به وي تحميل مي كند و گرفتاري هايي كه در زندگي خانوادگي و زندگي حرفه اي او پيش مي آيد را بايد تحمل كند و با بيماري خود كنار بيايد. - 2 بيماري مزمن نوعي بيماري است كه طي آن تنها خود بيمار مي داند كه مريض است. - 3 درمان طولاني مدت يا پيشگيري از وخامت بيشتر بيماري بار بيماري رابه شدت افزايش مي دهد. - 4 يك ويژگي ديگر بيماري هاي مزمن كه بر موقعيت بيماران اثر مي گذارد رابطه صميمانه اي است كه آنها با پزشك برقرار مي كنند چرا كه اين گونه بيماران، اغلب مجبورند به مداواي دائمي خود بپردازند و اين امر، مستلزم توجه دقيق به پزشك خود و تماس منظم با وي البته است گلوباليزيشن پارادايم جديدي بوجود آورده است كه رابطه پزشك و بيمار را تحت تاثير قرار مي دهد چرا كه گروهي معتقدند در اين عصر به دليل تكنيكاليزه شدن فرآيند درمان و رشد تكنولوژي تله مديسين و.. رابطه پزشك و بيمار به حالت ايزوله در آمده و به حداقل مي رسد و هر دو تنها هستند. يك نكته مهم در كيفيت بيماري هاي عصر جديد ( گلوباليزيشن ) و بيماري هاي دهه پيشين اين است كه فقدان عوارض خارجي در اين بيماري ها همكاري و مساعدت سازمان هاي بين المللي نظير WHO WB،، UN و... و كشورهاي پيشرفته به طور فردي را تحت تاثير قرارداده يا آنها را محدود مي كند و همه همكاري ها، چهره جهاني و متحد به خود مي گيرند. به عبارت بهتر، طبيعت جهاني تهديدات ناشي از بيماري هاي عفوني جديد و از نو برخاسته، همكاري هاي بين المللي در شناسايي و كنترل و پيشگيري از اين بيماري ها را ايجاب مي كند. به همين دليل و به خاطر اين نياز، قانون بين المللي، نقش اساسي در استراتژي جهاني، براي كنترل اين بيماري هاي نوظهور، ايفا مي كند. هم اكنون WHO تجديدنظر، در قوانين و مقررات بين المللي در زمينه بهداشت و درمان را آغاز كرده است. از سويي، قرن بيست و يكم، قرن تسلط منطقه اي قاره آسياست، از اين رو قرن آسيا ناميده شده است و دليل آن نيز سرازير شدن سرمايه و جمعيت به اين قاره خواهد بود به گونه اي كه تا سال ميلادي 2100 قاره هاي آمريكا و اروپا تنها %داراي 14 از جمعيت جهان خواهند بود و اين امر، لزوم برنامه ريزي و سياستگذاري دقيق بهداشتي درماني را ايجاب مي كند. در آينده، مسائل و مشكلات بهداشتي، همگام با روند جهاني شدن، خود را نشان مي دهند. چرا كه در آن حال، تهديدات بهداشتي و سلامتي، ديگر به مرزهاي ملي، محدود نخواهد بود، در عصر جهاني شدن و در دوران اقتصاد جهاني، مطالعه نظام هاي بهداشتي درماني به صورت تطبيقي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار خواهد بود; و تكنولوژي هايي مثل تله مديسين، ژن تراپي، ليزردرماني، روشهاي غيرتهاجمي و تله كاميونيكيشن، توسعه يافته و از اهميت خاصي برخوردار مي گردند. Providerهمچنين ها اين امكان را مي يابند تا به منظور آموزش، مانيتور و up-Follow به راحتي به گروه وسيعي از افراد و بيماران، دسترسي داشته باشند به همين دليل، نه تنها تشخيص بلكه درمان نيز بسيار تخصصي صورت خواهد پذيرفت. چرا بار بيماري در جهان متفاوت؟ است سياره اي شدن يك ويژگي در زندگي امروز است اين ويژگي در عرصه بهداشت، خود را در قالب اپيدميولوژيك ترنزيشن و در عرصه اقتصاد بهداشت، خود را به صورت محاسبه بار بيماري ها، نشان مي دهد. به طور كلي آمارهاي مربوط به وضعيت جهاني بيماري ها، با محدوديت هايي روبه رو است كه در عمل از ارزش آن براي سياستگذاري مي كاهد. اولا، اين آمارها، ناقص است و تنها جزيي از اطلاعات را در بردارد و در بسياري از كشورها، حتي داده هاي پايه مثل تعداد مرگ از بيماري هاي خاص در هر سال، در دست نيست، حتي در جاهايي كه آمار مرگ، در اختيار دست است، يافتن به پيامدهايي از بيماري يا صدمه كه كشنده نيست، مثل فراموشي يا كوري (در جامعه ) ميسر نمي باشد. ثانيا، برآورد تعداد كشته شدگان يا مبتلايان به يك بيماري خاص گاه با نيت خير اپيدميولوژيست هايي كه قصد دفاع از بيماران و جذب منابع بيشتري دارند، بسيار بيش از آنچه با واقعيت دموگرافيك، توجيه پذير است ارائه مي شود. اگر قرار بود برآوردهاي اپيدميولوژيك فعلي درست و صحيح بودند افراد برخي از گروه هاي سنتي يا مناطق خاص، همگي بايد دوبار مي مردند!! ثالثا: آمارهاي معمولي بهداشتي، به سياستگذاران، امكان نمي دهد كه هزينه اثر بخشي نسبي مداخلات مختلف، مثل درمان بيماري ايسكميك قلب را با مراقبت هاي طولاني مدت از بيماران اسكيزوفرني، مقايسه كنند. درزمانه اي كه توقع مردم از خدمات بهداشتي روبه فزوني و منابع به شدت روبه فشردگي و محدوديت است، چنين اطلاعاتي براي كمك به تخصيص منطقي منابع، حياتي خواهد بود. فاطمه بنادرويش ادامه دارد