Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59537S5

Date of Document: 2003-01-09

بازيگران دو دهه - 43 سياستمدار ساده پوش حميد قزويني از سوي ديگر نبوي به واسطه پست مشاورت در امور اجرايي و نزديكي به رجايي در فعاليت ها و تصميمات دولت حضور موثر داشت. گفته مي شود اين حضور و نفوذ حتي از نفوذ و اقتدار برخي وزرا و روساي سازمان هاي تابعه دولت هم بيشتر بوده است. نمونه آن را مي توان در ماجراهاي مرتبط با سازمان برنامه و بودجه مشاهده كرد. گويا موسي خير رئيس وقت اين سازمان به واسطه برخي مسائل بر سر تهيه لايحه بودجه ساليانه با دولت اختلاف نظرهايي پيدا مي كند كه اين بار هم معضل لايحه به محوريت بهزاد و همكاري تني چند از اعضاي دولت حل و فصل شده و تقديم مجلس مي گردد. البته به رغم گذشت 2 دهه هنوز هيچ يك از طرفين پيرامون اين موضوع و حوادث پيرامون آن توضيحي نداده اند و مشخص نيست كه علت چنين مسايلي هم به اختلاف بني صدر و رجايي باز مي گشت يا دلايل ديگري؟ داشت نبوي در همين مقطع سمت سخنگويي دولت را هم عهده دار بود. او سومين سخنگويي بود كه دولت هاي پس از انقلاب مي ديدند; نفر اول عباس اميرانتظام بود و نفر دوم صادق طباطبايي. جالب اين است كه نبوي تفاوتي جدي با 2 نفر اول داشت. آن ها خوش پوش بودند و به ظاهر خود توجه جدي داشتند (خصوصا صادق طباطبايي ) اما نبوي نه تنها اين گونه نبود كه در نقطه مقابل قرار داشت. شايد او تنها سياستمداري است كه به رغم گذشت بيش از 20 سال هنوز هم به ظاهر خود توجه چنداني نمي كند. لباس هاي كوتاه و تنگ، چروك و مندرس جزء لاينفك پوشش ظاهري اين چريك پير است. او تنها در مواقعي كه ناچار است به عنوان نايب رئيس مجلس با مقامات خارجي ديدار رسمي داشته باشد تا حدودي از رويه هميشگي خود دست برمي دارد (تاكيد مي كنم تا حدودي ). سياستمداراني كه هنوز ساده پوشي را ترك نكرده اند چندان فراوان نيستند افرادي مانند عباس شيباني، حسين مظفري نژاد، مرتضي نبوي و... البته در ميان روحانيون تمايز ساده پوشان كار چندان آساني نيست مثلا جنس عبا، عمامه، قبا و پيراهن از ناحيه اطرافيان كه تخصصي در اين زمينه ندارند به راحتي قابل تشخيص نيست. گفته مي شود در لباس روحانيت هم پارچه هاي گران قيمت و حتي خارجي وجود دارد كه برخي از روحانيون از آن ها استفاده كرده و بر آراستگي خود مي افزايند اما مردم از قيمت آن ها چندان مطلع نيستند. بديهي است در فضايي كه ساده پوشي - نظير آن چه كه در سال هاي نخست انقلاب مرسوم بود _ رواج ندارد پافشاري عده اي اندك بر همان سبك و سياق نوعي ارزش به شمار مي آيد. گفته مي شود نبوي در سفرهاي خارجي خود هم توجه چنداني به ظواهر خود نمي كرده است. به هر حال بهزاد در مقام سخنگوي دولت موظف بود دائم به ديدار خبرنگاران رفته و پاسخگوي سوالات آن ها باشد. او ضمن تشريح عملكرد قوه مجريه در همه زمينه هاي سياسي و اجرايي از طرف دولت به اتخاذ موضع مي پرداخت. او در روزهايي كه دولت شرايطي بحراني را سپري مي كرد تلاش داشت تا مردم را نسبت به اقدامات دولت مطلع كرده و آن ها را نسبت به آينده اميدوار سازد. نبوي همچنين در جلساتي كه رجايي با مسئولين عالي رتبه نظام داشت هم شركت مي كرد و گويي رجايي بدون او حاضر به شركت در اين جلسات نبود. او اگر با نمايندگان فراكسيون حزب جمهوري هم جلسه داشت بهزاد را به همراه خود مي برد. اگر چه نبوي مخالفان زيادي در حزب و فراكسيون آن داشت، مخالفين هيچ گاه با او كنار نيامدند. البته بخشي از حضور دائمي بهزاد ناشي از مسئوليت او به عنوان وزير مشاور در امور اجرايي بود. پس از عزل بني صدر و اعطاي سمت رياست جمهوري از سوي مردم به محمدعلي رجايي، هيات دولت دچار تغييراتي شد كه مهم ترين آن تعيين نخست وزير جديد يعني دكتر محمدجواد باهنر بود. گفته مي شود اوايل كار نبوي از نامزدهاي اصلي احراز سمت وزارت كشور بود و رجايي شخصا پيگير آن بوده است. اما مخالفين بهزاد در مجلس و حزب جمهوري چنين امكاني را فراهم نياوردند و در مقابل از افرادي مانند حجت الاسلام ناطق نوري و زواره اي حمايت كردند. آيت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود به نامزدي هر سه نفر براي وزارت كشور اشاره كرده و تصريح مي كند كه هريك به دلايلي مخالفاني داشتند. (عبور از بحران ص ) 244 بديهي است فراكسيون سازمان مجاهدين انقلاب حاضر نبود به ناطق نوري و زواره اي كه مورد حمايت حزب جمهوري بودند راي دهد. در چنين شرايطي جمعي از نيروهاي سياسي از آيت الله مهدوي كني درخواست كردند تا همچنان سمت وزارت كشور را به عهده گيرد. آنها مي دانستند كه هرگونه تغيير در وزارتخانه مذكور هزينه هاي سنگيني براي كشور به دنبال خواهد داشت ضمن آنكه هيچ يك از نامزدهاي مورد نظر از شانس محمدرضا مهدوي كني برخوردار نبودند. اين روحاني باسابقه در آن زمان از حمايت و موافقت بيشتر نيروهاي سياسي درون نظام براي اين سمت بهره مند بود. پس از فروكش كردن ماجراهاي مرتبط با وزارت كشور و انتخاب كابينه، نبوي مجددا به سمت وزير مشاور در امور اجرايي و سخنگوي دولت منصوب شد و عملا نقشي كه در كابينه رجايي داشت در دولت جديد هم ادامه داد. شايد به همين دليل است كه وقتي در /6 /60 8 تاريخ انفجار دفتر نخست وزيري به وقوع پيوست مخالفين او اين سوال را مطرح كردند كه چرا در جلسه شوراي امنيت شركت نداشته است. آنها معتقد بودند كه نبوي به واسطه جايگاهي كه در اداره دولت و جلسات مختلف داشته است بايد در چنين جلسه اي هم شركت مي كرد. جلسه اي كه با انفجار بمب مملو از دود و آتش شد. در اين انفجار تخريب چنداني در محل صورت نگرفت و چند تن از مقامات نظامي و امنيتي حاضر در جلسه با جراحات كم و زياد از محل خارج شدند لكن رجايي و باهنر كه گرفتار شعله هاي آتش بودند امكان نجات نيافتند.