Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59534S3

Date of Document: 2003-01-09

بياييد ذهنيتمان را تغيير دهيم در دومين گزارش از مجموعه گزارش هاي برنامه بين المللي كنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNDCP) كه تحت عنوان گزارش جهاني مواد مخدر 2000 ارائه شد مدير اجرايي دفتر پيشگيري از جرايم و كنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد (ODCCP) قبل از آغاز اولين بخش گزارش به مطلب جالب توجهي اشاره نموده است كه با اين عنوان آغاز مي شود: زمان آن فرا رسيده است كه ذهنيتمان را در خصوص مواد مخدر تغيير دهيم. اين ذهنيت اين؟ چيست ذهنيت همان ياس و نااميدي است كه بر افكار برخي از مردم و دست اندركاران چنگ انداخته است و اين تفكر را القاء مي كند كه براي مداخله در اين شيوع روبه گسترش مصرف مواد شيميايي اعتيادآور و جرايم، نمي توان راهي يافت و هرگونه مداخله اي محكوم به شكست خواهد بود. ولي باقي ماندن انسان پس از افت و خيزهاي فراوان در عرصه طبيعت و شواهد موجود بيانگر آن است كه انسان هيچ گاه در برابر مصيبت ها و بلايا محكوم به نابودي نبوده است مگر آنكه در برابر آنها خشك، متحجر، انعطاف ناپذير و بدون تغيير برخورد كند و نكته حائز اهميت در عنوان مطلب مزبور همين اعلام فرا رسيدن تغيير ذهنمان درخصوص مواد مخدر است. فقط كافي است كه نسبت به شواهد موجود بي تفاوت و كرخ نباشيم و از انكار واقعيت دست برداريم. آن كساني كه گذشته را فارغ از معضل اعتياد مي پندارند و معتقدند كه نمي توان ديگر به گذشته بازگشت، به سادگي تسليم شده اند و مانند كساني مي مانند كه به هنگام آگاهي از امكان وقوع سيل، عظمتي را از آن متصور مي شوند كه آنها را چنان بيمناك مي نمايد كه با ياس و نااميدي از حركت و تغيير بازمي ايستند تا سطح آب از دهانش فراتر رود. حتي اگر از آن هم جان سالم به در برند، باز سرنوشت خود را محكوم به آن مي بينند كه توسط سيل بعدي از بين خواهند رفت و در جستجوي راههاي پيشگيري و مداخله اي براي آن برنمي آيند. به نظر در جامعه جهاني كم نيستند افرادي كه چنين فكر مي كنند، چرا كه مدير اجرايي دفتر پيشگيري از جرايم و كنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد در مقاله خود مي نويسد: همواره كساني كه موفقيت هاي به دست آمده در مقابله با اعتياد را جدي نمي گيرند اعتقاد دارند كه كشورها و سازمان ها در مقابله با شبكه هاي جرايم سازمان يافته كه مسئول توليد، قاچاق و توزيع كوكائين و هروئين هستند بسيار ضعيف عمل كرده اند و قدرت رويارويي با اين شبكه ها را ندارند و بنابراين هيچ راهي جز سياست تسليم را پيشنهاد نمي كنند. اين افراد كه از افكار منفي خويش رهايي ندارند، بايد دستاوردهاي بي شمار سال هاي اخير در زمينه مبارزه با مواد مخدر را درنظر بگيرند. در اين گزارش براي متقاعد ساختن مردم به تغيير ذهنيت خود اطلاعات و آمارهاي موثقي ارائه شده است براي نمونه، در زمينه كاهش عرضه: - به دنبال اجراي برنامه ساله 15 ريشه كني توليد ترياك در پاكستان تقريبا از بين رفته است و در سال در 2000 پاكستان توليد ترياك ديده نشده است. - طي سالهاي دهه 90 كشت خشخاش در ويتنام در حدوددرصد 90 كاهش داشته است. - تنها چين در گذشته 20 ميليون معتاد به ترياك داشته است. اين درحالي است كه هم اكنون كل معتادان سراسر جهان ميليون 14 است. در زمينه كاهش تقاضا: - ميزان مصرف كوكائين و هروئين در دهه و1980 1970 در اروپا افزايش چشمگيري يافته بود ولي در دهه ميزان 1990 مصرف ثابت باقي مانده است. - سوء مصرف كوكائين در آمريكا در طول سال هاي تا1999 1985 تادرصد 70 كاهش داشته است. در كشور عزيزمان ايران وجود معضلي به نام اعتياد به مواد مخدر به نوعي انكار مي گرديد و معتاد مجرم شناخته مي شد. اما با تغيير اين ذهنيت و پذيرش اين واقعيت كه معضل اعتياد در جامعه ما وجود دارد و معتاد بيمار است، انجام فعاليت هاي پيشگيري و گشايش مراكز درماني معتادان و فعاليت آزادانه براي انجمن معتادان گمنام امكان پذير گرديد و با آغاز بهبودي هزاران معتاد بيمار ضمن افزايش دانش و اطلاعات ما درباره اين پديده، اثرگذاري بر كاهش تقاضا براي مصرف مواد مخدر قابل دستيابي گرديد. اين فعاليت هاي مثبتي است كه نمي توان آنها را ناديده گرفت. در غير اين صورت بدون تغيير نااميد و آماده نابودي خواهيم بود. اما تعجبآور اينكه انسان ذاتا به دنبال تغيير است و ايستايي و جمودي، با عظمت روحيه او منافات دارد. يكي از دلايل مسلم آن همين پديده اعتياد انسان است براي تغيير دادن خلق خود به طرف مواد شيميايي تغييردهنده خلق مي رود. ولي مواد آن تغييردهنده خلق حقيقي نيست و لاجرم اين افراد بامصيبت و بلا روبه رو مي شوند. تغييري كه در زمينه مداخله در مقابله با موادهاي شيميايي اعتيادآور طي دهه گذشته به عمل آمده است، تغيير تمركز ازاقدام در جهت كاهش عرضه مواد به اقدام براي كاهش تقاضاي مصرف مواد است تا بااين تغيير و ايجاد تعادل ميان كاهش عرضه و تقاضا، با مواد مخدر به طور همه جانبه اي بتوان برخورد كرد. آنچه كه در كاهش عرضه قابل اهميت است اين است كه شايد بتوان مقدار كاشت و برداشت موادهاي غيرقانوني را به صفر نزديك كرد ولي نمي توان موادهاي شيميايي تغييردهنده خلق را به طور كامل نابود نمود. چرا كه مصرف برخي از آنها به لحاظ پزشكي گاه براي انسان جنبه حياتي صرف نظر دارد از آن، اين انسان است كه از درون خود ميل به تغيير دارد و تا زماني كه براي ارضاي اين ميل بخواهد از راههاي سريع و فوري با كمترين تلاش به خواست خود دست يابد، مي تواند حداقل از داروهاي قانوني سوءاستفاده كند و همچنان متقاضي مواد تغييردهنده خلق باشد. اما در اين مورد اعتياد به دليل خواستگاهش كه در درون انسان است، صادق نيست و از طرفي چنانچه بخواهيم مشكلات اجتماعي را مانند معادلات رياضي حل و فصل كنيم احتمالا عكس اين رابطه مي تواند صادق باشد با كاهش تقاضا و به صفر رساندنش. كاهش عرضه هم به صفر خواهد رسيد چرا كه ديگر دليلي كه همان تمايل انسان است وجود ندارد تا توليدي صورت گيرد مگر براي توليد داروهاي خاص پزشكي. مداخله در شيوع وابستگي به مواد شيميايي براساس برنامه كاهش تقاضا دربرگيرنده اقداماتي است كه به ايجاد اطلاعات، پيشگيري از گرايش به مصرف با افزايش انواع مهارت هاي مورد نياز عموم و بخصوص جوانان، بازتواني و بهبودي بيماران، پيشگيري از عود مجدد و به كاهش پيامدهاي خطرناك ناشي از وابستگي به مواد شيميايي مانند ايدز، هپاتيت، جرم و جنايت مي پردازد. به طور كلي برنامه كاهش تقاضا شامل سه محور اصلي است: - 1 همه گير شناسي و جمع آوري اطلاعات; اين عنصر مهمي در درك معضل مواد مخدر توسعه راهكارهاي صحيح و ميزان مناسب بودن آنها است كه با توجه به شرايط متفاوت مي تواند مداخلات را اصلاح و تغيير دهد. از اين رو نظارت همه گير شناسي مواد مخدر از اجزاء اصلي و بسيار مهم و استراتژي مواد مخدر محسوب مي شود. - 2 پيشگيري; به طور كلي هدف از پيشگيري از مصرف مواد مخدر جلوگيري از رويداد سوء مصرف مواد در اجتماع است. از آنجايي كه آسيبپذيري در برابر سوء مصرف مواد معمولا با بالا رفتن سن، كمتر مي شود و با توجه به اينكه اغلب افراد اولين بار مواد شيميايي تغييردهنده خلق را در سنين دانش آموزي تجربه مي كنند، برنامه هاي پيشگيري نيز در همان سنين آغاز مي شود. فعاليت هاي پيشگيري به سه بخش تقسيم مي شود كه آنچه كه در بالا به آن اشاره شد در سطح پيشگيري اوليه جاي دارد. پيشگيري ثانوي به متقاعد نمودن مصرف كنندگان مواد مخدر براي ترك و درمان مي پردازد. پيشگيري ثالث در جهت كاهش خطر ابتلا به ويروس ايدز، هپاتيت و ديگر بيماري هاي مهلك كه از طريق سرنگ اشتراكي، ارتباطات جنسي، معتادان تزريقي و... اشاعه مي يابد و همين طور در جهت كاهش جرايم تلاش مي كند. - 3 درمان; به عنوان رويكردي جامع جهت شناسايي مراقبت بهداشتي و جلوگيري از بازگشت مجدد افرادي كه مشكلات مربوط به مصرف مواد اعتيادآور دارند، مطرح است. به طور كل درمان به عنوان جزء اصلي يك استراتژي جامع كاهش تقاضا و بيان اصول راهنمايي كاهش تقاضاي مواد مخدر تلقي مي گردد. در اينجا لازم به يادآوري است كه طبق گزارش جهاني مواد مخدر2000 حجم كلي درآمدهاي ناشي از جرايم مواد مخدر توسط معتادين درمان شده بيش از سه چهارم و فعاليت هاي قاچاق بيش %از 80 كاهش داشته است. براساس آنچه كه در اين بخش مربوط به مداخله تشريح گرديد اين طرح قصد دارد به آگاه سازي مسئولين و دست اندركاران و همين طور افراد جامعه در سطح شهرستان تهران بخصوص دانش آموزان كه تاثير بسزايي در كاهش تقاضاي مصرف مواد مخدر دارند، بپردازد. حسام الدين معصوميان