Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811019-59532S3

Date of Document: 2003-01-09

فرهنگ اقوام ايراني 4 سقوط صفويه اكبر شيراني با مرگ شاه عباس اول اوضاع براي زرتشتيان بدتر شد. نخست در دوره شاه عباس دوم به دستور وي از گبرآباد به جنوب غربي جلفا كوچ داده شدند و در محل خانه هاي آنان كاخ و باغ هاي بزرگ عصر شاه عباس دوم بنا گرديد و براي ارتباط اين بخش با قسمت شمالي شهر و باغ هاي شاهي پل جويي احداث گرديد جغرافياي ] اصفهان [صفحه. سپس 237 با اضمحلال تدريجي صفويان شرايط زرتشتيان نيز سخت تر شد تا آنجا كه در زمان سلطان حسين صفوي بين مرگ و پذيرش اسلام مخير گرديدند. ماجرا از اين قرار بود كه بنا بر اصرار اطرافيان، شاه تصميم گرفت ارمنيان و پيروان اديان ديگر را كه در قلمرو حكومت او مي زيستند به دين اسلام درآورد كه در مورد زرتشتيان به ميل باطني خويش تحقق بخشيد. از پيروان اين مذهب 200 خانوار در جنوب جلفا ساكن بودند كه محله شان گبرآباد نام داشت و آنها همگي، بخشي از ترس و گروهي با تشويق و وعده وعيد به دين محمدي درآمدند و از آن هنگام اين محله را حسين آباد خواندند و نسل هاي بعدي آنها بيشتر از خود مسلمانان به مذهب نو پايبند شدند. تاريخ ] جلفاي اصفهان [صفحه 147 البته گروهي نيز موفق به فرار و حفظ دين خويش گرديدند دستور كاوس معروف به استاد آذربان، آتشكده گبرآباد بود، هنگامي كه سلطان حسين به قتل عام زرتشتيان فرمان داد، دستور كاوس آتش مقدس را برداشته به اتفاق ديگران به يزد فرار كرد پرستشگاه ] زرتشتيان رشيد شهمردان 1336 يزدگردي [صفحه 58 از نظر علمي نيز در اين دوران در فارس و اصفهان دانشمنداني زرتشتي زندگي مي كرده اند كه علما و فقهاي اسلام در برابر آنان سكوت محض اختيار مي كردند. يكي از آنان دستور آذركيوان بود و ديگري فرزانه بهرام فرهاد، محيط علم و دانش، حتي فقه و اصول تاريخ ]اسلام زرتشتيان، (فرزانگان زرتشتي ) رشيد شهمردان 1336 [صفحه 11 از آثار تاريخ زرتشتيان اين دوره چيزي باقي نمانده است نه آتشگاه بزرگ گبرآباد و نه برج گبرها كه در سفرنامه كمپفر به آن اشاره شده است و در بالاي تپه هاي شني شرق كوه صفه محل قرار دادن اجساد زرتشتيان بود آشنايي ] با شهر تاريخي اصفهان لطف الله هنرفر 1373 [صفحه 10 زرتشتيان اصفهان پس ازسلسله صفوي با حمله افغان ها و طي بي نظمي و آشوب پس از آن زرتشتيان نيز دوران تلخي را تجربه كردند. براي نمونه در حمله افاغنه زرتشتيان كرمان از بيگانه و خودي تلفات زيادي ديدند به نحوي كه ملافيروز دانشمند پارسي در سفرنامه خود مي نويسد: 10 از تا يكي زنده بر جاي نماند كرمان ] و زرتشتيان جهانگير اشيدري چيستا بهمن 1365 [صفحه 470 لينا ملكميان نيز در گزارش خويش به كشتار زرتشتيان اشاره دارد: زرتشتيان كرمان كه از مهاجرت هم كيشان خراساني و سيستاني تقويت يافته بودند و 12 هزار تن مي شدند در حمله محمود افغان قتل عام گرديدند و بقيه به داخل شهر پناه بردند و به 1200 نفر رسيدند بررسي ] جمعيت شناسي اقليت هاي مذهبي در ايران لينا ملكميان 1362 [صفحه 18 ژين چاردين نيز مشابه همين اوضاع را در 1713 ميلادي درباره زرتشتيان گبرآباد نقل مي كند: اين ساكنين باستاني ايران به واسطه تعصب مسلمانان نابود گشتند و دهات آنها در جنوب اصفهان در جنگ داخلي گذشته ويران وعده معدودي از بازماندگان به يزد و كرمان پناه بردند ] همان [صفحه 17 ژ. ب. اوليويه گياه شناس و پزشك فرانسوي كه معاصر فتحعلي شاه قاجار در 1807 م. به اصفهان آمده بود با ذكر ويراني اصفهان مي نويسد: از محله گبرها در جانب جنوبي و طرف راست زاينده رود اثري باقي در نيست تمام جانب شرقي و شمالي در دايره اي به قطر بيش از نيم فرسخ غير از خانه هاي خراب و ديوارهاي شكسته و تل هاي خاك چيزي ديگر نمي بيني. اصفهان كه پيش از استيلاي افاغنه بيش از 24 ميل محيط دايره اش بود اكنون محل مسكوني آن دايره اي كه 2 ميل قطر او باشد بيش نيست. جمعيت آن را كه 600 هزار نفر يا بيشتر (تا. 000 نفر ) 10100 گفته بودند حالا علاوه بر 50 هزار نفس نيابي اصفهان ] از ديدگاه سياحان خارجي [صفحه. 300 ارنست هولتزر آلماني كه در 1863 م. به ايران آمد ديدارش از اصفهان را چنين گزارش مي دهد: اصفهان حداقل 30 هزار نفر جمعيت دارد كه قريب 3 هزار نفرشان يهودي هستند سابقا بسياري از گبرها در اصفهان منزل داشتند ولي ديگر از آن ها نه در اصفهان كسي مانده نه در جلفا و اطراف اصفهان ] همان [صفحه. 428 دكتر ابراهام جكسن استاد دانشگاه كلمبياي آمريكا كه در 1903 به ايران سفر كرد مي نويسد: زرتشتيان اصفهان كه قبلا در يكي از محلات شهر به اسم گبرآباد سكونت داشتند به شهر سلطان آباد ( اراك ) مهاجرت نموده اند و تعداد كمي از آن ها در بازار اصفهان مشغول تجارتند و زرتشتيان سلطان آباد مرتبا براي كارهاي تجاري و تهيه مواد لازم براي رنگ آميزي فرش به اصفهان مي آيند... به لطف وزير انگليسي بانك شاهي اصفهان نشاني بازرگان عمده گبران را كه نام و هومن جمشيد داشت به دست آوردم، مردي بود درشت هيكل با بيش از 180 سانتي متر بلندي قبايي قهوه اي مايل به زرد كه خاص گبران است به تن داشت صورتش گرد و پر بود، قيافه اش با قيافه مسلمانان كه علامت اختلاط با خون بيگانه دارند تفاوت فاحشي داشت كه مرا به ياد مجسمه هاي عهد هخامنشي و ساساني در بيستون و تاق بستان افكند حركات و رفتار او مودبانه و آميخته با بزرگ منشي بود ] همان صفحات 588 [و. 589