Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811018-59523S2

Date of Document: 2003-01-08

بحران تندرستي 61 فشارخون ( ) 1 دكتر محمود بهزاد انقباض هاي منظم قلب خون را با نيرويي در سراسر رگ هاي بدن به حركت درمي آورند كه به آن فشار خون مي گويند. با هر ضربان قلب، بطن چپ خون اكسيژن دار را با فشار به درون شريان هاي سراسر بدن مي فرستد. خوني كه با هر ضربان وارد بزرگترين شريان بدني يعني آئورت، مي شود به ديواره آن فشار وارد مي آورد تا خون موجود در آن را به جلو براند. در نتيجه اين فشار ديواره آئورت منبسط مي شود و چون كشسان است فشار را به خون موجود منتقل مي كند و آن را به جلو مي راند. وقتي خون از آئورت به انشعابات آن، كه تنگ ترند مي رسد، مقاومت آنها فشار خون را بالا مي برد. در اندازه گيري فشار خون به دو نوع فشار اشاره مي كنند: يكي فشاري است كه با انقباض بطن چپ حاصل مي شود و آن حداكثر فشارخون است زيرا به خون موجود در آئورت انتقال مي يابد و آن را در رگ ها به جريان مي اندازد. اين فشار را سيستولي ديگري مي گويند فشار خون موقع انبساط بطن چپ است كه خون حداقل فشار را دارد و آن را فشار دياستولي مي نامند. اين را اين طور نمايش مي دهند/120 800 (صد و بيست درواقع فشار شريان ها است. اين دو فشارخون روي ) 80 يا /150 95 مثلا.عددبزرگتر فشار سيستولي و عدد كوچكتر فشار دياستولي است تفاوت اين دو فشار را فشار نبض مي نامند. فشار خون هر فرد در حالات مختلف فعاليت بدني، هيجاني، استراحت تغيير مي كند. بعضي كسان با ديدن پزشك در روپوش سفيدش فشار خونشان بالا مي رود. اين وضع در افراد 60 ساله و بالا بيشتر ديده مي شود. براي تعيين دقيق فشار خون معمولا در يك جلسه ملاقات پزشك دو بار با فاصله اندازه گيري مي شود. زماني مي گويند كه كسي دچار پرفشاري خون است كه فشارخونش به مدتي دراز، حتي بعد از استراحت كامل 140 روي 90 باقي بماند. در گذشته رهنمودهاي تشخيص پرفشاري خون بدين گونه بود كه فشارخون 160 روي 90 يا بيشتر را براي افراد 40 ساله به بالا خطرناك مي پنداشتند. پزشكي امروز خطر پرفشاري خون را مستقل از سن مي داند، اگرچه سالخوردگان كه آسيبپذيرترند بيشتر در معرض خطر قرار دارند. تا اين اواخر پرفشاري خون را به خفيف، متوسط و شديد توصيف مي كرده اند ولي اخيرا سيستم ديگري به كار مي رود. فشارخون كمتر از 120 روي 80 را مناسبترين; 85 130 روز و 139 روي 89 را زيادتر از متعارف و فشارخون 140 روي 90 و 159 روي 99 را مرحله 1 پرفشاري خون; 100 160 روي و 179روي 109 را مرحله 2 پرفشاري خون; 110 180 روي و 209 روي 119 را مرحله 3 پرفشاري خون وسر آخر فشار خون بيش از 210 روي 120 را مرحله 4 پرفشاري خون به حساب مي آورند. عوامل ايجاد پرفشاري خون - كسي به درستي نمي داند چه عواملي موجب پرفشاري خون مي شوند. دانشمندان عوامل مختلف را دست اندركار بيماري هاي مي دانند كليه از عمده ترين عوامل اند; استيل كولين مغز را در ارتباط با پرفشاري خون يافته اند; هورمون افزايش دفع سديم از ادرار; قطع موقت تنفس در خواب كه به سالخوردگان دست مي دهد; وراثت را نيز از عوامل مي شناسند. از اين رو است كه درمان آن بسيار مشكل است و نمي توان درباره آن به كليت پرداخت و براي درمان آن نسخه هاي ثابت نوشت. پرفشاري خون بيماري شايعي است و حدود نيمي از مبتلايان از ابتلاي خود آگاه نيستند; زيرا علامات مرضي خاصي فقط ندارد وقتي بيمار متوجه مي شود كه پرفشاري خون به مرحله آخر برسد. به همين دليل است كه به پرفشاري خون، كشنده خاموش مي گويند. شخص تنها وقتي مي تواند بفهمد كه پرفشاري خون دارد كه فشارخونش را اندازه بگيرد يا ناگهان دچار سكته مغزي شود كه خيلي دير است. بر اساس گزارش انجمن آمريكايي قلب پرفشاري خون در بسياري از موارد مرگ و از كارافتادگي ناشي از سكته مغزي 143640 نفر در سال 1992 دخالت داشته است. آخرين آمار حكايت از اين دارد كه در همين سال 36000 نفر به خاطر پرفشاري خون جان باخته اند. در اين اواخر معدودي علامات مرضي يافته اند كه از فردي به فرد ديگر متفاوت است و مي تواند علامات مرضي بيماري هاي ديگر نيز باشد. اما بيشتر پزشكان بر اين باورند كه اگر يك يا چند علامت مرضي زير را احساس مي كنيد، به اندازه گيري فشارخون خود اقدام نماييد شايد علت آنها پرفشاري خون باشد: سردرد، تپش قلب، گر گرفتن صورت، تاري ديد، خون روي از بيني، دشواري تنفس بعد از ورزش، خستگي، نياز شديد به دفع ادرار (به خصوص در شب ) صداي، وزوز يا زنگ زدن در گوش، سرگيجه. 95درصد 85 تا موارد پرفشاري خون بنيادي اند يعني ارثي اند يا ناشي از اثر عوامل ناشناخته اي هستند كه يافتن آنها دشوار است. اين نوع پرفشاري خون درمان ندارد ولي قابل كنترل است. پرفشاري بنيادي خون نتيجه وجود يك يا چند نقص در سيستم كنترل و حفظ موازنه فشار خون در شريان هاست. پرفشاري ثانوي نتيجه بعضي عوامل ديگر و غالبا حاصل بيماري كليه است - كليه مي تواند متهم به ايجاد پرفشاري خون يا قرباني آن باشد; يعني يا گرفتاري هاي كليه موجب بالا رفتن فشار خون مي شود يا پرفشاري خون گرفتاري هاي كليه به وجود مي آورد. وقتي پرفشاري خون وجود داشته باشد هر دو حالت بايد مورد توجه باشد با كنترل يا درمان كردن مشكلات اساسي كليه ها، پرفشاري ثانوي خون مي تواند رفع شود. اگر پرفشاري خون تشخيص داده نشده باشد و درمان نگردد، علاوه بر سكته مغزي، كه قبلا اشاره شد، راه را براي ايجاد حملات قلبي، نارسايي احتقاني قلب، بيماري رگ هاي خود قلب و ديگر عوارض بدفرجام آماده مي كند. نيز با دشوار كردن كار قلب براي راندن خون در شريان ها، قلب را بزرگتر و در عين حال خسته مي كند و پيامدهاي بدفرجام به بار مي آورد. از اين گذشته ته نشين شدن مواد چرب را در ديواره شريان ها آسان مي نمايد و سرانجام آنها را مسدود مي كند.