Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811018-59522S1

Date of Document: 2003-01-08

هرگز نه تا اين حد فاسد جديدترين نظر روشنفكران فلسطين درباره حكام عرب ادوارد سعيد ترجمه: غلامرضا رضايي نصير بر باد رفتن روزانه جان و مال فلسطينيان با شتابي بي امان ادامه دارد. رسانه هاي عربي و غربي به يكسان بمبگذاري هاي انتحاري را به شيوه اي احساساتي و وحشت انگيز، همراه با تصاوير و اسامي قربانيان و جزئيات مشمئزكننده گزارش مي كنند. همين جا بار ديگر تاكيد مي كنم كه اين تلاش ها از هر زاويه اي كه بنگريم به لحاظ اخلاقي زشت و زننده و به لحاظ سياسي مصيبت بار است. اما آنچه به همان اندازه هراس آور مي نمايد، اين واقعيت است كه اسرائيل تعداد بسيار بيشتري از شهروندان غيرمسلح فلسطيني را به قتل مي رساند _ پيرمردي 90 ساله در اينجا يك خانواده كامل آنجا، ديروز يك معلول ذهني جوان، امروز يك پرستار و الي النهايه; در عين حال به هيچ وجه حاضر نيست جلوي سربازان خود را بگيرد يا آنها را محدود كند. علي ايحال، در اغلب موارد اين قتل عام هاي وحشتناك تنها در صفحات آخر روزنامه ها بازتاب مي يابند و هرگز در تلويزيون مطرح نمي شوند. تا آنجا كه به انجام ترورهاي فراقانوني مربوط مي شود، عبارات روزنامه نگاراني كه از كلماتي مثل گفته مي شود يا به گفته مقامات براي برداشتن بار مسئوليت از دوش خود استفاده مي كنند، باعث مي شود اسرائيل تا اندازه اي بي گناه جلوه كند. به خصوص روزنامه نيويورك تايمز آن قدر از اين عبارات در مورد خاورميانه استفاده مي كند كه مي توان آن را روزنامه به گفته مقامات لقب داد. به عبارت ديگر فعاليت هاي غيرقانوني اسرائيل در ريختن خون غيرنظاميان فلسطيني مبهم جلوه داده مي شود، از نظرها پنهان مي ماند و در عين حال همچنان به طور مستمر ادامه دارد. درصد 65 بيكاري 50 درصد فقر (كساني كه با كمتر از روزي 2 دلار زندگي مي گذرانند ) تحت فشار دائم نظامي قرار گرفتن مدارس، بيمارستان ها، دانشگاه ها و بنگاه هاي اقتصادي تنها نمودهاي خارجي جنايات اسرائيل عليه بشريت هستند. در حال حاضر بيش از 40 درصد از فلسطينيان دچار سوءتغذيه و گرسنگي هستند. اعمال بي وقفه حكومت نظامي، مصادره بي پايان زمين ها و ساخت شهرك هاي يهودي نشين (كه اكنون تعداد آنها به حدود 200 شهرك مي رسد ) نابود كردن محصولات، درختان و خانه هاي مسكوني، زندگي را براي مردم عادي فلسطين غيرقابل تحمل ساخته است. بسياري ترك ديار مي كنند يا مثل ساكنان روستاي يانون به دليل تهديد به سوختن خانه هايشان و تهديد عليه جانشان مجبور به ترك خانه و كاشانه خود مي شوند. اين همه چيزي جز پاكسازي قومي نيست، هر چند طرح شيطاني شارون با چنان ظرافتي اجرا مي شود كه در گزارش هاي خبري بازتاب نمي يابد و هرگز به صورت طرحي كلي به آن نگريسته نمي شود. با توجه به حمايت بدون قيد و شرط دولت بوش از سياست هاي شارون، تعجبي ندارد كه او با اعتماد به نفس مي گويد: ما هيچ محدوديتي براي عمليات خود قائل نيستيم. اسرائيل تحت هيچ فشاري نيست. هيچ كس از ما انتقاد نكرده است و حق هم ندارد انتقاد كند. ما از حق اسرائيل براي دفاع از شهروندانش حرف مي زنيم. (به نقل از اينترنشنال هرالد تريبون 15 نوامبر ). اينكه 2002 چرا اين نوع تكبر و لاف زني بدون پاسخ مي ماند يا فورا به آن نوع رفتاري كه اكنون اسلوبودان ميلوشويچ به خاطر آن در دادگاه بين المللي لاهه محاكمه مي شود، ربط داده نمي شود، مظهر عمق فريبكاري جامعه بين المللي است. تحت حمايت آمريكا، شارون به بهانه مبارزه با تروريسم فلسطينيان را از دم تيغ مي گذراند. آنچه بر وخامت اوضاع مي افزايد، وضعيت تاسف انگيز سياست در فلسطين و جهان عرب است. هرگز رهبران عرب تا به اين حد فاسد و نسبت به مردم ستمگر نبوده اند. آنها نه به صورت فردي و نه به طور جمعي هيچ استراتژي نظام مندي، يا حتي اعتراض نظام مندي عليه طرح هاي اعلام شده از سوي واشنگتن براي ترسيم دوباره نقشه خاورميانه پس از حمله به عراق ندارند. تنها كاري كه ظاهرا از اين رژيم ها برمي آيد اين است كه يا خود را به مثابه گزينه اي ناگزير به آمريكا عرضه كنند و يا هرگونه صداي نارضايتي را در درون كشورهاي خود به شدت سركوب سازند; يا اينكه هر دو را با هم انجام دهند. بگومگوهاي ناشايست و آشفتگي اپوزيسيون عراق در لندن _ زير نگاه تيزبين نماينده آمريكا، زلماي خليل زاد، فارغ التحصيل دانشگاه آمريكايي بيروت، كه زماني از همسايگان من در نيويورك بود و اينك از نو محافظه كاران تحت الحمايه چني و ولفوويتز است _ مثالي بارز از وضعيت كنوني مردم عرب به دست مي دهد. نمايندگاني كه فقط نماينده خودشان هستند، تحت الحمايه هاي از خود راضي قدرتي كه در آستانه نابودي كشوري براي تسلط بر منابع آن است، رژيم هاي استبدادي عرب و بي اعتبار (صدام بدترين آنهاست ) كه با پراكندن تخم وحشت حكومت مي كنند و نبود حتي نوعي شبه دموكراسي در اين گونه رژيم ها چشم انداز اطمينان بخشي براي آينده ترسيم نمي كند. آنچه در مورد وضعيت كلي به خصوص شايان توجه است، عجز و سكوت اكثريت قريب به اتفاق مردمي است كه در فضايي از بي تفاوتي و سركوب و تحقير و سرافكندگي را متحمل در مي شوند جهان عرب همه تصميمات را يا اساسا حاكمان غيرمنتخب از بالا مي گيرند و يا واسطه ها و كارچاق كن هاي نامشخص و در عين حال مدبر. منابع بدون پاسخگويي به معامله يا حراج گذاشته مي شود; آينده سياسي فقط در جهت رفاه حال قدرتمندان و مقاطعه كاران محلي آنها طراحي مي شود و نهادهايي كه به فكر رفاه حال شهروندان باشند تقريبا وجود ندارند. وضعيت فلسطينيان همه اين موارد را به طرزي وحشت آور به نمايش مي گذارد. ارتش اسرائيل به عنوان نقطه اوج اشغال نظامي 35 ساله فلسطين نه ماه گذشته را به نابودي زيرساخت هاي ابتدايي زندگي مدني در كرانه باختري و غزه مشغول بوده است; مردم آنجا عملا در قفس زندگي مي كنند، محصور در حصارهاي بتوني و الكتريكي و تحت مراقبت سربازان اسرائيلي كه هر حركت آنها را زير نظر دارند. ياسر عرفات و مردانش كه حداقل به دليل امضاي پيمان اسلو و مشروعيت بخشيدن به اشغال اسرائيل به همان اندازه مسئول ويراني و فلج شدن اوضاع كنوني هستند، با آنكه داستان هاي عجيب و غريبي از فساد و مال اندوزي آنان در رسانه هاي اسرائيلي، عربي و بين المللي درز پيدا كرده است، هنوز به راه خود ادامه مشكل مي دهند اينجاست كه بسياري از آنها اخيرا درگير مذاكرات پنهاني با اتحاديه اروپا، سيا و كشورهاي اسكانديناوي براساس اعتبار سابقشان به عنوان نمايندگان و كارگزاران عرفات بوده اند. در ضمن خود آقاي فلسطين همچنان به صدور دستورات و انتقادات مضحك كه همگي يا بيهوده هستند يا سال ها عقب از قافله، ادامه مي دهد. حمله اخير او به اسامه بن لادن يكي از اين موارد است و همچنين پذيرش طرح سال 2000 كلينتون براي خاورميانه. با اين همه او و طرفدارانش نظير محمد رشيد همچنان مبالغ هنگفتي را صرف ارتشا، اختلاس و ادامه حكومتشان مي كنند. ظاهرا هيچ كس به اين موضوع توجهي ندارد كه آقايان يك روز برگزاري كنفرانس صلح و انجام اصلاحات را اعلام مي كنند، روز ديگر اين طرح ها را پس مي گيرند و روز سوم اسرائيل را به سركوب بيشتر تشويق مي كنند. چه چيز مي تواند مضحك تر از اين باشد كه آقاي عرفات، گرفتار در جنگ اسرائيلي ها، فلسطين را به انتخابات فرامي خواند، سپس انتخابات را تكذيب مي كند، آن را به تعويق مي اندازد و دوباره اعلام مي كند. همه از اصلاحات سخن مي گويند به جز كساني كه آينده شان به اين اصلاحات بستگي دارد; يعني شهروندان فلسطين كه اين همه تحمل كرده اند و قرباني داده اند و روز به روز بر فقر و بيچارگي آنها افزوده مي شود. آيا خنده دار نيست كه به نام اين مردم رنج ديده همه طرح و برنامه مي دهند الا؟ خودشان مطمئنا سوئدي ها، اسپانيايي ها، انگليسي ها، آمريكايي ها و حتي اسرائيلي ها مي دانند كه كليد نمادين آينده خاورميانه فلسطين است; به همين دليل است كه هر كاري از دستشان برآيد مي كنند تا مطمئن شوند كه مردم فلسطين تا آنجا كه ممكن است از روند تصميم گيري در مورد آينده دور بمانند. اين در زماني است كه تنور جنگ با عراق داغ داغ است و بسياري از آمريكايي ها، اروپايي ها و اسرائيلي ها آشكارا از زمان تغيير نقشه خاورميانه و توجه به دموكراسي در اين منطقه سخن مي گويند. ادامه دارد