Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811018-59520S6

Date of Document: 2003-01-08

بازيگران دو دهه - 42 مخالفان حقوقدان بهزاد حميد قزويني گفته مي شود رجايي و نبوي بارها از حضرت امام خواسته بودند تا اجازه دهند پاسخ انتقادات بني صدر را از طريق رسانه ها بدهند كه رهبري نظام با هرگونه موضع گيري كه به تشديد اختلافات در چارچوب نظام بيانجامد مخالفت كرده بودند. پرونده اختلافات مالي ايران و آمريكا در ادامه كار به داوري ديوان لاهه كشيد كه باز هم بهزاد نبوي ماموريت يافت تا از طرف دولت جمهوري اسلامي ايران موضوع را پيگيري بهزاد كند در اين مقطع اقدام به تاسيس دفتر خدمات حقوق بين الملل با حضور جمعي از حقوقدانان ايراني كرد. يكي از حقوقدانان فعال در اين دفتر محمود كاشاني فرزند آيت الله ابوالقاسم كاشاني بود كه در كنار برادرش احمد كاشاني نماينده مردم نطنز در مجلس شوراي اسلامي از مخالفان بهزاد و عملكرد او بودند. جالب اين است كه اين دو برادر يكي در دفتر خدمات حقوق بين الملل عضويت داشت و ديگري در كميسيون ويژه مجلس البته افراد ديگري مانند منوچهر محمدي هم در دفتر مذكور حضور داشتند كه در زمره مخالفين بهزاد و دوست برادران كاشاني به شمار مي آمدند و همگي با حسن آيت در ارتباط بودند. از نكات جالب اينكه محمود كاشاني كه به عنوان وكيل پرونده ايران به لاهه معرفي شده بود در يكي از مواجهات خود با داور پرونده در لاهه به شدت عصباني شد. گفته مي شود او در اين مشاجره سيلي محكمي به صورت داور مذكور زده است. اين اقدام نه تنها گشايشي در وضعيت پرونده ايجاد نكرد كه موجب پيچيده تر شدن آن نيز گرديد. گويا اقدام مذكور با انتقادو واكنش امام روبه رو شده بود. بهزاد در اين مرحله نيز روزهاي آرام و خوشي را سپري نكرد و اختلافات در مجموعه دفتر بالا گرفت و مسئولان عالي رتبه بارها در تلاش بر آمدند تا از حجم اختلافات بكاهند، اما چندان موفق نبودند. اين دفتر بعدها تحت امر بهزاد به فعاليت خود ادامه اگر داد چه نيروهاي آن بارها تغيير كردند. به هر حال ماجراهاي مرتبط با بيانيه الجزاير و ارجاع پرونده اختلافات ايران و آمريكا به ديوان لاهه روزهايي فراموش نشدني براي بهزاد نبوي و حساس و مهم براي تاريخ معاصر است. شنيدن و تحليل حوادث آن روزها هنوز هم جذاب است به ويژه آنكه دو جناح عمده و گروه هاي مختلف سياسي هر يك تحليل جداگانه اي را در اين باره ارائه مي دهند. عده اي به ستايش نبوي و عملكرد او مي پردازند و گروهي او را شكننده نقد مي كنند. بديهي است بهزاد و همكاران او بيش از سايرين مي توانند به تبيين و تحليل آنچه كه رخ داده مبادرت ورزند. شايد آنها روزي به تشريح وقايع و بيان ناگفته ها بپردازند و خود را در معرض سوالات و شبهات قرار دهند. در عين حال ممكن است هيچ گاه به اين ضرورت تاريخي تن ندهند.