Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59508S2

Date of Document: 2003-01-07

قيمت بنزين را در چهارچوب كارشناسي بررسي كنيم بحثي پيرامون قيمت بنزين، خودروودرآمد سرانه اغلب نوشته ها و اظهار نظرهايي كه در مورد قيمت بنزين مطرح مي شود تنها از يك يا چند منظر و ديدگاه مطرح مي گردد و عاري از ديدگاه سيستميك و استراتژيك است. در برخي نوشته ها، براي اثبات مدعا يك يا چند جنبه مطرح مي گردد و ساير عوامل تعمدا يا سهوا ناديده انگاشته مي شود، مثلا عنوان مي شود به دليل قاچاق سوخت به كشورهاي همسايه نرخ سوخت را بالا ببريم و يا به دليل مصرف بالاي اتومبيل هاي فرسوده و توليد داخل، خودرو وارد كنيم، ولي از رابطه مساله با ساير عوامل و صدها سوال مرتبط بحثي به ميان نمي آيد. حال سعي مي شود بدون قصد نتيجه گيري تعدادي از اين رابطه ها مطرح شود تا كارشناسان هشيار در سازمان برنامه ريزي و مديريت كشور كه از ارقام واقعي آگاهند بررسي و مديران تصميم گير علي الخصوص مجلس محترم را كاملا به واقعيات واقف نمايند. سوال اول اين است كه آيا اقتصاد ما متعادل است و يا مكانيزمهاي اقتصادي عمل نمي كند و اكثرا كنترل شده و تحت نظارت دولت؟ است اگر آمار درست باشد %كه 80 صنايع ما دولتي است. آب، برق، گاز، تلفن، نفت، پتروشيمي، راه آهن، دخانيات و بسياري ديگر دولتي باشد، چرا در بحث ها و از جمله قيمت خودرو و بنزين از اقتصادهاي آزاد اروپا و آمريكا و آسياي جنوب شرقي مثال مي زنيم. اين يك قياس مع الفارق است و مقايسه مبناي منطقي ندارد. در همين صنايع خودرو كه گفته مي شود سهم سازمان گسترش زير 50 درصد است و خصوصي تلقي مي شود و در بورس هم به عنوان مهمترين شركتهاي سهامي عام از سهام پرداد و ستد محسوب مي گردد اخيرا با يك اشاره مديران آن تغيير كردند و سازمان گسترش رسما اعلام نمود قصد ندارد كنترل خود را بر مديريت آنها كه به معني مديريت بر خودروي كشور است از دست بدهد. وقتي صحبت از نرخ بنزين به دلار مي كنيم و مي گوييم در آمريكا بنزين هر ليتر 45 سنت است و بنابر اين ما هم بايد هر ليتر آن را 350 تومان بفروشيم در حالي كه درآمد سرانه در كشورهاي صنعتي بالاي هزار 30 دلار است و بنابر نظر بانك مركزي سرانه كشور ما 1600 دلار يعني 20 برابر كمتر پس اگر معيار رفاه مردم قدرت خريد بنزين نسبت به درآمد سرانه باشد اگر بنزين در آنجا هر ليتر 500 تومان هم باشد (در آمريكا زير 300 تومان است ) به شرط اقتصاد متعال در كشور ما بايد 25 تومان باشد كه هم اكنون 50 تومان يعني 2 برابر آن است. بسياري از كشورها مالياتهاي سنگين بر بنزين و واردات سوخت مي بندند و آن را صرف رفاه اجتماعي مي كنند. وقتي كلا انحصار نفت در دست دولت است و %حدود 50 هزينه هاي دولت از درآمد نفت تامين مي شود آيا اين خودبه خود كار مكانيزم ماليات را عمل نمي كند و از قبل دولت ماليات خود را برنداشته؟ است چه نيازي به ماليات مضاعف؟ است اينكه گفته مي شود ساليانه يك ميليارد دلار صرف واردات سوخت و به ويژه بنزين مي شود آيا با گران كردن بنزين و كاهش و يا قطع واردات موضوع كاملا به صرفه و صلاح كشور حل ؟ مي شود چند ميليارد دلار نفت خام صادر؟ مي كنيم از هر بشكه نفت خام چند ليتر بنزين در پالايشگاه استحصال مي؟ شود آيا ساخت پالايشگاه اقتصادي است و يا فروش نفت خام و وارد كردن؟ بنزين با توجه به پيش بيني رشد مصرف چرا وزارت نفت براي ساخت پالايشگاه برنامه ريزي نكرده است و آيا براي آنها كه پالايشگاه مي سازند و به ما بنزين صادر مي كنند و نفت خام را به قيمت بازار مي خرند صرف؟ مي كند گفته مي شود كه به دليل قاچاق سوخت به تركيه و افغانستان بنزين گران شود مگر چند درصد از 50 ميليون ليتر مصرف روزانه قاچاق؟ مي شود و آيا اين مقدار از درصد تبخير بنزين در حين حمل و نقل و مصرف كمتر؟ نيست از كارشناسان بپرسيد. چرا سوخت از عراق كه براساس نرخ دينار هر ليتر 10 تومان است به ايران قاچاق نمي شود 800 كيلومتر هم مرز مشترك داريم و دولت عراق بر كردستان عراق هم كنترل چنداني ندارد و آيا اصولا سوخت كالاي كم حجمي است كه به دور از چشم ماموران و با شتر و لابه لاي بار مسافر قاچاق؟ شود اصولا ساختار حمل و نقل ما در مقايسه با ديگران چگونه؟ است چند درصد حمل و نقل با راه آهن انجام مي گيرد و چند درصد جاده اي؟ است و براي افزايش سهم ريلي با سيستم موجود دولتي چند ميليارد بايد سرمايه گذاري كنيم و آيا در بلندمدت بازده سرمايه؟ دارد خودمان را با ژاپن و يا جزيره تايوان با 20 ميليون جمعيت مقايسه نكنيم حتي با آلمان ميليوني 80كه گسترش جمعيت دارد و پرجمعيت ترين شهرش به 2 ميليون نفر هم نمي رسد مقايسه نكنيم. در مقايسه ها به پراكندگي و فاصله شهرها، تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ وسايل حمل و نقل عمومي در دسترس و... توجه كنيم. اگر در بسياري كشورهاي صنعتي 2 تا 3 نفر يك اتومبيل دارند رقم يك اتومبيل به ازاي نفر 12 براي كشور ما هنوز فاصله زيادي با آنها اين دارد موضوع در پيمايش متوسط خودروها بايد مورد توجه قرار گيرد. در جايي سيستم اداري شفاف و پاسخگو مستلزم مراجعه مكرر و حضور متقاضي نيست، حتي پرداخت هاي بانكي نيز با اينترنت انجام مي شود، اما در سيستم اداري ما براي هر موضوعي مراجعه حضوري متقاضي آن هم نه يك بار، بلكه چندين بار ضروري است. در برخي مقالات به مصرف نفت در چين يا هند استدلال مي شود، بي آنكه به زغال سنگ و نيروگاه هسته اي به عنوان منابع مهم سوخت در اين كشورها استناد شود حتي در كشور همسايه ما تركيه، هنوز زغال سنگ مهم ترين منبع سوخت مي باشد. وقتي انواع سوخت ها در اختيار دولت است، دولت خود بايد نسبت به جايگزين سوخت هايي از قبيل CNG و LNG مطالعه و بررسي كند و سرمايه گذاري هاي لازم را انجام دهد و با آينده نگري مكانيزم هاي لازم براي رونق اقتصادي و مصرف بهينه انرژي ايجاد كاهش كند مصرف انرژي خودبه خود هدف نيست. به هرحال نرخ سوخت در معادله اي قرار دارد كه چندصد پارامتر دارد و بايد از راه حل هاي علمي استفاده شود و به صورت خردمندانه منطقي در درازمدت تصميم گيري شود. سيد محمود حسين زاده حجازي