Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59503S4

Date of Document: 2003-01-07

اگر جنگ در نگيرد رابرت *مالي ترجمه: غلامرضا رضايي نصير اكنون مدتي است كه بحث در مورد عراق حول محور امكان جنگ و حوادث پس از آن دور مي زند. آنچه در اين ميان عجيب مي نمايد اين است كه كسي در آمريكا در مورد شق ديگر، يعني يك راه حل غيرنظامي كه بقيه دنيا از آن حمايت مي كنند و حتي خود دولت بوش هم ادعاي طرفداري از آن را دارد، چيزي نمي گويد. به طور مجمل همه صحبت ها در مورد فرداي پس از جنگ است، اما از آينده در صورتي كه جنگي در نگيرد سخني در ميان نيست. هر چند هنوز حمله به عراق محتمل به نظر مي رسد، اما ممكن است شاهد تغييري چشمگير در عراق باشيم: گردن نهادن به شرايط شوراي امنيت سازمان ملل در آخرين دقايق براي نجات رژيم صدام حسين. ممكن است پيش از حمله آمريكا نيروهاي امنيتي عراق تصميم بگيرند با يك كودتاي غافلگيرانه خود را از شر صدام رها سازند. يا ممكن است به دليل غيرقطعي بودن نتايج بازرسي، تصور متحدان آمريكا در مورد نابسنده بودن دلايل براي توجيه تهديدآميز بودن عراق، رسيدن واشنگتن به اين نتيجه كه نجنگيدن بهتر از جنگيدن به تنهايي است و نبود دليل كافي براي اثبات وجود يا عدم وجود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق، اين وضعيت نه جنگ نه صلح مدت هاي طولاني ادامه يابد. در هر صورت اجتناب از جنگ با عراق به معناي حل مسئله عراق طي نيست دهه گذشته سياست آمريكا در قبال عراق بين آنان كه معتقد بوده اند تحريم هاي اقتصادي و فعاليت هاي پنهاني باعث سرنگوني رژيم مي شود و آنان كه معتقد بوده اند زمان خود مسئله را حل خواهد كرد، در نوسان بوده است. در نتيجه امروز عراق از تحريم هاي سخت بين المللي و سركوب سخت تر داخلي در رنج تحريم ها است برخلاف هدفي كه براي آنها در نظر گرفته شده، به رژيم عراق آسيبي نمي رسانند، حال آنكه به قربانيان ناخواسته، يعني مردم عراق لطمه وارد مي سازند. قدرت استبدادي رژيم دست نخورده باقي مانده، اما حاكميت ملي اين كشور با توجه به منطقه هاي پرواز ممنوع در شمال و جنوب، منطقه شبه مستقل كردها و دخالت همسايگان دچار تزلزل شده در است حقيقت پيام شهروندان عراقي كه اخيرا گروه بين المللي بحران با آنها مصاحبه كرده است، اين بوده كه وضعيت آن قدر نااميدكننده است كه بسياري از مردم حاضرند جنگي را بپذيرند كه تاثير ويرانگر آن اول از همه خود بر آنان وارد مي شود. حتي اگر صدام حسين بر كنار گردد، بعيد به نظر مي رسد كه مشكل عراق بر طرف در شود آن صورت نيز عراق داراي وضعيت داخلي متزلزل، دعواهاي مرزي ديرينه با همسايگان، رقابت با ايران و انگيزه براي دستيابي به سلاح هاي غيرمتعارف خواهد بود. امروز مسئوليت خطير، به خصوص براي كساني كه مخالف جنگ هستند، تفكر در مورد اين است كه اگر جنگي در نگيرد، چه اتفاقي خواهد افتاد. ستون اصلي هر طرحي لزوما بايد بازدارندگي باشد، همراه با تعهد از سوي متحدان - احتمالا به پشتيباني قطعنامه اي از شوراي امنيت - براي واكنش نظامي درهم شكننده، به طوري كه رژيم عراق دريابد هرگونه استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي، يا در واقع هرگونه تهديدي عليه همسايگان، با سرنگوني فوري آن همراه خواهد ستون بود دوم برانگيختن تغييرات سياسي در عراق خواهد بود. قطعنامه هاي سازمان ملل كه پس از جنگ خليج فارس به تصويب رسيد از رژيم عراق مي خواست كه سركوب شهروندانش را متوقف سازد. لازم به گفتن نيست كه به اين تقاضا وقعي نهاده نشده است. اما بايد توجه داشت كه اكنون عراق در بد تنگنايي گرفتار آمده است. صنعت نفت به هيچ وجه در حد ظرفيتش كار نمي كند، جاده ها و تاسيسات آب روبه ويراني نهاده اند و انزواي عراق از اغلب كشورهاي صنعتي هرگونه بهبودي را در اين زمينه غيرممكن ساخته است. ما به ازاي يكپارچگي اقتصادي عراق، از جمله كمك هاي بين المللي، اعطاي وام براي پروژه هاي بازسازي و لغو تحريم ها بايد اصلاحات اساسي داخلي مثل برگزاري انتخابات واقعي، كثرت گرايي سياسي و احترام به حقوق قومي باشد. در نهايت مادام كه نگراني در مورد مقاصد اين كشور در ارتباط با سلاح هاي كشتار جمعي وجود داشته باشد، ممنوعيت ورود كالاي با مصرف نظامي و برنامه نفت در برابر غذا بايد ادامه داشته باشد. تحريم هاي ديگر را نظير ممنوعيت ورود تكنولوژي دو منظوره كه هم استفاده نظامي و هم استفاده غيرنظامي دارد، مي توان به تدريج، براي تشويق اصلاحات داخلي لغو كرد. در بلندمدت، ستون سوم مي تواند يك سيستم امنيتي در خليج فارس باشد. عناصر اين سيستم مي تواند شامل تعهد از سوي تمامي كشورهاي حوزه خليج فارس (از جمله ايران ) براي احترام به تماميت ارضي و حاكميت ملي همسايگان و رها كردن هرگونه برنامه براي دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي باشد. پاي بندي به اين تعهدات را مي توان توسط حضور بين المللي در منطقه نظارت كرد. با آنكه ممكن است ايران و عراق براي توليد زرادخانه غيرمتعارف خود دلايل بدي داشته باشند، اما حقيقت اين است كه دلايل خوبي نيز براي اين كار دارند - حداقل اينكه از يكديگر مادامي مي ترسند كه اين هراس ها به طور مناسب رفع و رجوع نگردد، هر گونه راه حلي محكوم به عمري كوتاه مدت است. كوتاهي در ارائه راه حل هاي عملي براي فرداي زماني كه جنگ درنگيرد فقط و فقط احتمال بروز جنگ را بيشتر مي سازد - چه اكنون باشد و چه زماني كه بحران بعدي دامنگير ما شود. پي نوشت: * نويسنده مقاله مدير برنامه خاورميانه در گروه بين المللي بحران است. وي از سال 1998 تا 2001 دستيار ويژه بيل كلينتون در امور اعراب و اسرائيل بوده است.