Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59501S2

Date of Document: 2003-01-07

سيم سازترانه پردازش به ياد استاد سعيد هرمزي نوازنده و، رديف دان موسيقي سنتي ايران دكتر عطاءالله اميدوار درآمد: دي ماه 1355 استاد بزرگ موسيقي و نوازنده نامي تار و سه تار استاد سعيد ميرزا هرمزي در تهران چشم از جهان فروبست. نوشته زير به بهانه سالگرد درگذشت آن زنده ياد از سوي يكي از پيگيران جدي آثار مرحوم هرمزي نگاشته شده كه در پي مي آيد. استاد سعيد ميرزا هرمزي در سال 1276 خورشيدي در تهران محله سنگلج (پارك شهر فعلي ) ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ميرزاحسين خان ثقالسلطنه از مديران و صاحبمنصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوك خانم بود كه از معلمين خصوصي پيانو، زبان فرانسه و انگليسي را آموزش ديده بود و با اين هنرها آشنا بود. فرزندان هم كم و بيش در كنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه اي به اين هنرها پيدا كرده بودند. يكي از فرزندان اين خانواده به نام ابوالفتح نيز آموختن تار را پيش خود و سپس در محضر ميرزاحسينقلي، استاد و نوازنده چيره دست تار و يكي از پيشگامان موسيقي ايراني فرا گرفت و به گفته برادرش تار را به زيبايي شنيدن مي نواخت صداي تار برادر آنچنان تاثيري در دل برادر كوچكتر گذاشت كه درخواست خريد تار و مشق در خدمت برادر را كرد. پس از مدتي به خدمت استاد درويش خان كه خود از بهترين شاگردان ميرزاحسينقلي و صاحب ابداعات پيش درآمد يارنگ ها در موسيقي ايراني بود رفت و باعشق وكار شبانه روزي موفق به آموختن ذخائر هنري استاد خويش، درويش شد و از تبرزين استاد، طلا را كه درويش به بهترين شاگردان مي داد گرفت. سپس در سال 1307 در خيابان شاهپور كلاس مشق موسيقي دائر نمود و شاگردان زيادي داشت. پس از مدتي به علت كار در بانك سپه و انتقال به مشهد، كلاس تعطيل شد. اما استاد از پاي ننشست و در مشهد هم به تعليم شاگرداني پرداخت و به گفته خود وي يكي از شاگردانش اندوخته هاي استاد را فرا گرفته و به خوبي مي نواخت. پس از بازگشت از مشهد در خلوت خود ساز مي زد و مدتي هم نزد استاد حاج علي اكبر خان شهنازي فرزند خلف ميرزاحسينقلي رنگ ها و ضربي هاي وي را فرا گرفت و همچنين پيش درآمدها و تصنيف هاي موسي خان ني داود و ركن الدين خان مختاري را كه از نوازندگان و موسيقيدانان بزرگ بودند ياد گرفت و به زيبايي با شيوه خود مي نواخت. استاد به علت كسالت وعمل جراحي، وزن تار و صداي آن به گوششان سنگين مي آمد و سه تار را براي نواختن ترجيح دادند. در سال 1350 بنا به درخواست راديو تلويزيون ملي ايران در مركز حفظ و اشاعه موسيقي به تعليم نوازندگاني كه خود از فارغ التحصيلان رشته موسيقي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بودند واكنون از اساتيد موسيقي هستند، مشغول شدند. از آن جمله: آقايان لطفي، طلايي، عليزاده، جنگوك و خانم توفيق. استاد به درخواست همين موسسه تمام دستگاههاي ايراني را توسط مرحوم كماليان، كه خود سه تار مي ساخت و مدتي هم شاگرد استاد بود، ضبط نمود كه در آرشيو حفظ و اشاعه موجود است. متاسفانه هيچ يك از شاگردان نتوانستند سبك استاد را ياد گرفته و اگر بنوازند، چه تا حدودي نواختن سه تار مرحوم كماليان شباهتي به استاد داشت. مرحوم استاد هرمزي تمام اندوخته هايي را كه از استادش فرا گرفته بود به خوبي مي نواخت. انگشت راست محكم و چپ روان و سريع داشت كه با قدرت و سرعت و نرمي روي سه تار حركت مي كردند. استاد با مرحوم استاد سليمان خان اميرقاسمي كه از اساتيد بنام آواز موسيقي ايران دوستي بود، فراوان داشت وهر هفته يك بعد ازظهر در منزل استاداميرقاسمي حضور پيدا مي كرد و دمي را با هم به نواختن و آواز خواندن و يادآوري موسيقي مي پرداختند و اينجانب هم افتخار همراهي را داشتم و درس آواز را با آنها تعليم مي گرفتم و نوارهايي را از ساز و آواز اين دو استاد و اجراي خصوصي آنها در اختيار دارم. از دوستداران مخلص ايشان مرحوم استاد شهريار، شاعر بزرگ زمانه بود كه هر فرصتي در تهران پيدا مي كرد به منزل استاد مي رفت و از مجالست و شنيدن صداي ايشان لذت مي برد و شعري را هم در وصف استاد استاد سرود هرمزي سرانجام پس از يك عمر تلاش و كوشش در راه اعتلاي موسيقي اصيل ايراني پس از طي يك دوران مريضي طولاني در 9 مهر ماه 1355 در منزل كوچك شخصي خود در خيابان شاهپور سابق دار فاني را وداع و گفت دربهشت زهرا به خاك سپرده شد. روحش شاد. سروده اي از استاد شهريار در وصف استاد سعيد هرمزي: اي جگر گوشه! كيست دمسازت با جگر حرف مي زندسازت تار و پودم در اهتزاز آرد سيم ساز ترانه پردازت نازنينا! نيازمند توام عمر اگر بود مي كشم نازت حيف، ناي فرشتگانم نيست كه كنم ساز دل هم آوازت شور فرهاد و عشوه شيرين زنده كردي به شور و شهنازت چشم من در پي تو خواهد بود در كجا ببينم اي پسر! بازت گاهي از لطف سرفرازم كن شكر سرو قد سرافرازت شهريار! اين نه شعر حافظ بود كه بسر زدهواي شيرازت