Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59499S3

Date of Document: 2003-01-07

قضاوت آمريكايي - 32 ممنوع بودن اعتراف با زور اگر متهم حق ساكت ماندن نداشته باشد پليس مي تواند متوسل به شكنجه، ضرب و جرح و تهديد شود تا ] از متهم حرفي [بكشد. چنين روش هايي ممكن است موجب شود كه يك فرد بي گناه براي اجتناب از تنبيهاتي كه پيش روي او قرار دارد دست به اعتراف بزند. در واقع در تاريخ آمريكا، زمان هايي بوده است كه پليس با بدرفتاري و اشتباهي، اعترافاتي را از مظنونين بيرون مي كشيد. يكي از ظالمانه ترين حوادثي كه در سال 1936 اتفاق افتاد و منجر به مورد قانون براون و مي سي سي پي شد، اين بود كه پليس، سه مرد سياهپوست را متهم به قتل كرد و به آنها تازيانه زد تا اقرار كردند. يكي از دادگاه هاي مي سي سي پي حكم مرگ براي آنها صادر كرد اما ديوانعالي آمريكا راي را نقض كرد. اقرارهاي اخذ شده به وسيله شكنجه جسمي نمي تواند اساس محكوميت در دادگاه هاي ايالتي و فدرال قرار گيرد. منطق نهفته در پشت اين نكته حقوقي اين است كه اعترافات به زور گرفته شده اهانتي به شان بشريت است و درستكاري و شان دولت را تضعيف و غيرقابل اعتماد مي سازد. شرايط اثبات حق مقابله با خوداتهامي حق مقابله با خوداتهامي عمدتا براي اعترافات درخواست مي شود و فقط مربوط به ارتباطاتي است كه مجرمانه قلمداد مي شود چه ارتباطات اجباري باشد چه ارتباطات رضايتمندانه. اگر متهمي از حق سكوت خود صرفنظر كند و داوطلبانه اعتراف نمايد، دولت مي تواند از اقرار عليه مظنون استفاده كند. ماده اصلاحي پنجم قانون اساسي، از شهود براي دادن شهادت اختياري يا جواب به پرسش هايي كه ممكن است شهود را گرفتار كند و در معرض اتهام قرار دهد، حمايت مي كند. شهادت اختياري و رضايتمندانه به وسيله شاهدان زنده و يا از طريق يك رونوشت از شهادت يك شاهد زنده انجام مي شود. ماده اصلاحي پنجم براي مدرك فيزيكي به كار نمي رود (مثلا براي گرفتن نمونه هاي خون در زماني كه دليلي وجود داشته باشد كه مظنون به هنگام رانندگي مست بوده است. ) اعترافات و حق وكيل گرفتن امتياز ماده اصلاحي پنجم عليه خوداتهامي چگونه به حق وكيل داشتن در ماده اصلاحي ششم قانون اساسي مرتبط؟ مي شود در قانون اسكوبدو و وايلي نوي ( ) 1964 ديوانعالي كشور پليس را ملزم كرد به شخص متهم اجازه دهد طي تحقيق از يك شخص، او وكيل داشته باشد. هر وقت افسران پليس، پرسش را از بازجويي به پرسش اتهامي تغيير مي دادند متهمين به وكيل دعاوي نياز پيدا مي كردند. هشدارهاي ميراندا ديوان عالي با بسط دادن قانون اسكوبدو، رويه قانوني شديدي را براي استنطاق مظنونين تبهكاري به منظور حمايت از آزادي فرد از خود اتهامي كه مندرج در پنجمين ماده اصلاحي است، بيان كرد. اعترافات ميراندا بدون حضور وكيل او و بدون آگاهي وي از حق سكوتش، به زور و عنف گرفته شد. بنابراين به آن اعترافات به عنوان مداركي غيرقابل استناد و غيرمعتبر نگريسته لذا شد اين راي يعني قانون ميراندا و آريزونا ( ) 1960 پليس را وادار كرد كه مظنونين را هنگامي كه براي بازداشت شان اقدام مي كنند از حقوق شان آگاه نمايند. قبل از هر پرسشي از مظنونين بازداشت شده، پليس بايد آنها را آگاه كند كه حق ساكت ماندن حق ] پاسخ ندادن به سوالات [پليس را دارند و هر چه مظنونين مي گويند ممكن است عليه خودشان استفاده شود و همچنين اينكه آنها حق وكيل گرفتن دارند. مظنونين ممكن است داوطلبانه از اين حقوق صرفنظر كنند. اگر در هر زمان طي تحقيقات، مظنون اعلام كند كه مي خواهد ساكت بماند پليس بايد از سوال كردن صرفنظر كند. به علاوه، قانون ميراندا اعلام مي كند كه اعترافات اخذ شده بدون رعايت كامل قانون ميراندا، در دادگاه غيرقابل طرح هستند. زوال قانون ميراندا محافظه كاران، قانون ميراندا را به عنوان يك تشريفات مي نگرند كه باعث مي شود دست پليس را در كار خود ببندد. در دهه هاي 1980 و 1990 ديوان عالي آمريكا گستره ميراندا را كاهش داد. هر چند كه ديوان هنوز قانون ميراندا را نقض نكرده است اما تاثيرش را محدود ساخته است. براي مثال در قانون هريس و نيويورك ( ) 1971 ديوان برگر حكم داد كه احكام صادر شده براي فردي كه هشدارهاي ميراندا به او داده نشده مي تواند براي به چالش كشيدن اعتبار شهادت فرد در دادگاه مورد استفاده قرار گيرد. در قانون نيويورك و كوارلز ( ) 1984 ديوان استثناء امنيت عمومي را وضع كرد كه طبق آن افسران مي توانند قبل از دادن هشدارهاي ميراندا سوالاتي را بپرسند در صورتي كه سوالات مرتبط با يك موقعيت ضروري موثر بر امنيت عمومي باشد. در قانون تيكس و ويليامز ( ) 1984 ديوان استثناء اكتشاف غيرقابل اجتناب را براي ميراندا ابداع كرد كه اجازه ارائه مداركي كه به طور غيرقانوني توقيف شده اند را مي دهد، در صورتي كه دادگاهي تعيين كند كه پليس بدون اينكه احتياج باشد سوالات نامناسب از متهم بكند در جريان تحقيقات به مدرك قطعي كشف نشده اي دست خواهد يافت. زماني كه هشدار ميراندا لازم مي شود ميراندا زماني اعمال مي شود كه پليس، مظنوني را در بازداشت دارد. زماني كه هشدار ميراندا لازم نيست در اين مواقع پليس مجبور به هشدار دادن نيست. - 1 وقتي كه پليس بر روي مظنونين خاصي متمركز نشده و در حال بازجويي از شهود در صحنه جرم است. - 2 وقتي كه يك شخص قبل از بازجويي پليس داوطلبانه اطلاعاتي را ارائه مي دهد. - 3 وقتي كه پليس خيلي كوتاه و مختصر افراد را در خيابان متوقف و پرسش مي كند. - 4 طي ايست هاي ترافيكي. بحث هاي وسيع تر درباره دادگاه جزايي: آيا حقوق شهروندان مانع اجرا؟ مي شود از لحاظ تاريخي، ديوان عالي آمريكا تلاش كرده است كه توازني ميان حقوق متهمين و قدرت پليس براي دستگيري متهمين ايجاد كند. منتقدين اثبات مي كنند كه قانون استثنائات و هشدارهاي ميراندا تاثير اجراي قانون را تضعيف مي كند.