Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59499S1

Date of Document: 2003-01-07

مردان خاكستري قصه شهرياران _ 2 الويري مي دانست كه عملا شهرداري و شورا زمين گير شده است و آينده اي براي حضور او در شهرداري وجود ندارد ضمن آنكه گروه اقليت دامنه جنگ رسانه اي خود را در حوزه زندگي خصوصي و خانواده الويري متمركز كرده بودند او آمد. مثل همه روزهاي گذشته، با پوشه اي در زير بغل، پوشه اي كه به مرور زمان جزئي از وجودش شده بود مثل عينك طبي اش و شايد اگر روزي آن را به همراه نداشت تعجب همگان را بر مي انگيخت. پوشه اي كه به گفته صاحبش حاوي 350 مورد از تخلفات بزرگ شهردار تهران بود و بارها و بارها اصغرزاده تهديد كرده بود در صورتي كه الويري استيضاح نشود 350 مورد تخلف بزرگ شهردار تهران را افشا خواهد كرد اما روزي كه استيضاح الويري تقديم شورا شد و اسامي كساني كه از شهردار تهران به دليل تخلفاتش سوال داشتند قرائت شد تنها سه نام شنيده شد. و در اين ميان از ابراهيم اصغرزاده و 350 مورد تخلفات بزرگ شهردار تهران خبري نبود. آن روز پاييزي وقتي اسامي سوال كنندگان قرائت شد و به جايگاه خوانده شدند و نامي از اصغرزاده به ميان نيامد خبرنگاري به اصغرزاده گفت: ببخشيد امكان دارد چند برگ كاغذ سفيد از پوشه تان به بنده بدهيد. در سال 1354 وارد دانشگاه صنعتي تهران شد. ورود او به دانشگاه هم زمان بود با اوج حركت جنبش دانشجويي برعليه رژيم با پهلوي آن كه به كارهاي هنري و فوق برنامه علاقه خاصي داشت با توجه به وضعيت محيط و شور جواني مي كوشيد همچون ديگر چهره هاي دانشجويي خود را معرفي و شناخته شود. و به دليل اين خصوصيت دوستانش در دانشگاه او را صدر ابراهيم صدا مي زدند و اين لقبي بود كه از صدرمائو براي او به عاريه گرفته بودند، همين روحيه او را واداشت به همراه دانشجويان پيرو خط امام از ديوارهاي سفارت آمريكا بالا برود و تبديل به يكي از چهره هاي انقلابي ( چپي ) شود كه در اشغال سفارت و گروگانگيري آمريكاييان نقشي داشته است. حال پس از 23 سال با آن كه ابراهيم اصغرزاده جوان تبديل به مردي جا افتاده شده و برف پيري آرام آرام روي سرش نشسته است اما باز هم وقتي در ميان مردم است چنان با حرارت سخن از چپاول بيت المال و خرد كردن استخوان سرمايه داري! و.. مي زند كه گويي زمان به 23 سال پيش بازگشته است. در يك سو نماينده فرادستان كه شهردار تهران نماينده آن قلمداد مي شد و در سوي ديگر نماينده فرودستان كه اصغرزاده خود را نماينده آنان مي دانست، قرار دارد. يكي از هم پيمانان اصغرزاده در زمان استيضاح الويري مي گويد: قبل از طرح استيضاح به او گفتم پوشه ات را باز كن و چند مورد از اين تخلفات را بگو تا پرونده ها را بيرون بكشيم و كار را يكسره كنيم. در پاسخ شنيده بود فقط يك مورد تخلف داريم همان را علم كرده و حساب [الويري ] را مي رسيم. و آن تخلف بزرگ خريد خانه سازماني براي شهرداري به قيمت 410 ميليون تومان توسط شهردار تهران بود كه براي اولين بار يك سال قبل از استيضاح الويري در /4 13 /تاريخ در 79 نامه اي به /161 2390 شماره توسط حكيمي پور ديگر عضو گروه اقليت در قالب 12 سوال از شهردار تهران مطرح شد. اگرچه در پايان كميته بررسي سوالات شورا و پاسخ شورا به سرپرستي دكتر صديقه وسمقي (به عنوان معتمد شورا ) پس از بررسي و دريافت پاسخ شهردار در گزارشي كه در /9 /79 6 تاريخ تقديم شورا كردند ضمن اعلام غيرمستند بودن اكثر ادله احمد حكيمي پور تنها به شهردار توصيه كردند. بهتر بود كه چنين مي كردند يا نمي كردند و يا آن كه توجيه شهردار مناسب نبود. در اين گزارش كميته در مورد خانه خريداري شده شهردار تهران مي نويسد... ساختمان مذكور به عنوان مهمانسراي شهرداري و زمين مجاور آن به منظور گسترش ساختمان مهمانسرا خريداري شده است پس از يك سال و سه ماه از ماجراي طرح 12 سوال در تاريخ سي ام مهرماه گروه 80 اقليت با تقديم طرحي به شورا خواستار استيضاح الويري شهردار تهران شدند اما نكته قابل توجه آن كه در 12 سوال مطرح شده براي استيضاح شهردار تهران يكي از مواردي كه بيش از يك برگ برنده اصغرزاده در پوشه همراهش بود و همچنين سوال سال گذشته احمد حكيمي پور ديگر خبري نبود اما نكته قابل توجه در اين استيضاح قرار گرفتن نام صديقه وسمقي از گروه اكثريت در ميان نام هاي اصغرزاده - لطفي، عابديني و خسروي از گروه اقليت بود. وسمقي گرچه با گروه اقليت اشتراك فكري نداشت اما تنها به اين دليل حاضر به امضاي اين نامه شد و آن هم مربوط به ساخت و ساز در پروژه بوعلي بود كه شهروندان تهراني در اين پروژه متضرر شده و شهردار نيز نتوانسته بود كاري انجام داده وسمقي را قانع كند. اما گروه اقليت چرا درصدد استيضاح و بركناري الويري حكيمي پور بودند يكي از امضاكنندگان استيضاح و نويسنده 12 سوال از شهردار در سال 79 در نامه خود به خسروي رئيس وقت شورا مي نويسد: ديدگاه [الويري ] بيانگر تقابل تئوريك عملي شخص ايشان به عنوان شهردار تهران با مديريت شورايي و شوراي اسلامي شهر تهران است. آن چه كه حكيمي پور به عنوان سند براي نشان دادن تقابل تئوريك به آن استناد مي كند مصاحبه الويري با ويژه نامه سالگرد تاسيس شوراهاي اسلامي شهر و روستا است كه نشان دهنده تقابل تئوريك دو ديدگاه پارلماني (گروه اكثريت ) و مداخله گرانه ( اقليت ) است. الويري در اين مصاحبه مي گويد: به اعتقاد من مديريت شورايي محكوم به شكست است و اگر ما تصور بكنيم كه كارهاي اجرايي شهر را شوراي شهر و شهرداري مشتركا انجام مي دهند اين فقط آغاز يك شكست محتوم است. چرا كه مديريت شورايي پرونده موفقي نداشت، نه در ايران و نه در هيچ جاي ديگر، نكته دوم عبارت از اين است كه به هيچ وجه شهردار معاون اجرايي شوراي شهر تلقي نمي شود. اصلا شوراي شهر اجرايي نيست تا معاون اجرايي داشته باشد و اصولا دخالت كردن شوراي شهر در كار اجرايي تخطي از چارچوبهاي قانوني و همچنين تخطي از اصول مديريتي است كه در دنيا مرسوم است. شوراي شهر جايگاهش هيات امنا است در يك شركت نه جايگاه هيات مديره يا به تعبير ديگري من نمي توانم بگويم شوراي شهر جايگاهش جايگاه مجلس است در مقابل دولت و شما مي توانيد بگوييد كه رئيس جمهور در دولت معاون مجلس است، چون اصلا نوع و حوزه كارشان فرق مي كند. شوراي شهر وظيفه اش برنامه ريزي و تصويب بودجه است و نظارت بر كار اجرايي و به موجب صراحت قانون هم نمي تواند هيچ دخالتي در كار اجرايي داشته باشد و شهردار به عنوان يك شخصيت حقوقي مستقل، مسئوليت اجرايي را به طور دربست در اختيار دارد. چرا كه اگر غير از اين باشد نمي تواند پاسخگو باشد. شهردار زماني مي تواند پاسخگو باشد كه همه مسئوليت را به طور كامل در اختيار داشته باشد. همراهي اكثريت با اقليت تلفن زنگ زد، چند بار، اما تصميم نداشت گوشي را بردارد. الويري در انتظار ميهمانش نشسته بود. او مي دانست به چه منظور به ديدنش مي آيد. چرا كه آگاه بود گروه اقليت پس از ناكامي در استيضاحش با ارائه طرح هاي دوفوريتي و آبستراكسيون درصدد بودند تا او را مجبور به استعفا كنند و حتي در اين كار موفق شده بودند نظر اكثريت شورا را نيز با خود همراه كنند. گروه اكثريت هنگام استيضاح الويري معتقد بود پس از برخوردهاي قوه قضاييه با شهرداري تهران و توقف چرخه فعاليت شهرداري براي به حركت درآمدن اين چرخه بايد از شهردار تهران حمايت كرد حتي اگر مديريت او دچار اشكالاتي باشد چرا كه پس از به حركت درآمدن اين چرخه مي توان در انتخاب شهردار تجديدنظر كرد اما پس از 34 ماه از عمر الويري در شهرداري سياست ها و منش گروه اقليت در مواجهه با الويري شورا را به اين جمع بندي رساند كه شورا منفعل و فلج شده و تمامي كارهاي عمراني ابرشهر تهران بي سرانجام و بلاتكليف متوقف شده است. در برابر فشار گروه اقليت مقاومت گروه اكثريت شورا شكست. آن ها پذيرفتند در صورتي كه گروه اقليت بتوانند استعفاي الويري را دريافت كنند آنها نيز مخالفتي با رفتن وي نخواهند كرد. اگر چه گروه اقليت خود را پيروز مي ديد اما پاسخ الويري به گروه اقليت صريح و روشن بود: نه. وقتي الويري حاضر به پذيرش استعفا نشد و جواب تلفن ها را نداد، گروه اقليت باز هم با مراجعه به اكثريت خواستار آن شدند تا در گرفتن استعفا آنان را ياري كنند. با توجه به اينكه تنها يك سال تا پايان دوره سه ساله شورا زمان باقي بود گروه اكثريت اعلام كرد در صورتي حاضر به دريافت استعفا از الويري خواهند بود كه اصغرزاده و دوستانش ابتدا شهردار موردنظر خود را براي تهران انتخاب و به شورا معرفي كنند اما آنان اعلام كردند اول استعفاي الويري را مي خواهند تابعد شهردار جديد را معرفي كنند اما اكثريت نپذيرفت. و حتي هنگامي كه اقليت نظر آنان را در مورد شهردار آينده جويا شدند اكثريت اعلام كردند به دليل زمين گير شدن شورا هيچ نظري ندارند. و هر كسي را كه گروه اقليت به عنوان شهردار برگزيند به او راي داده و از او حمايت خواهند كرد تا چرخه متوقف شهرداري به حركت در آيد. رايزني ها در گروه اقليت براي استفاده بهينه از اين فرصت طلايي و انتخاب شهردار مورد نظر خود شروع شد. اما وقتي اصغرزاده با جواب نه از نزد تنها فرد مورد نظرشان براي شهرداري تهران و دوست قديمي و صميمي اش محمدحسن ملك مدني بازگشت باز هم با مراجعه به گروه اكثريت اين بار خواهان آن شدند تا اكثريت هم رضايت ملك مدني را براي تصدي اين پست دريافت كنند و هم استعفاي الويري را از شهرداري تهران بگيرند و در اين داستان راهي جز توسل به سعيد حجاريان و محمد عطريانفر نبود چرا كه مي دانستند به دليل قرابت فكري و سياسي آن ها با الويري و شناختي كه از ملك مدني دارند آن ها تنها كساني هستند كه قادر به انجام اين كارند. ضمن آنكه اكثريت اعضاي شورا چندان شناختي از ملك مدني نداشتند. در گروه اقليت تنها ابراهيم اصغرزاده به دليل دوستي با سابقه و صميمي او را مي شناخت و نشان اين نزديكي تاسيس شركتي با شراكت طاهره رضازاده، همسر اصغرزاده با ملك مدني در بود گروه اكثريت نيز فقط اعضا نام او را شنيده بودند و حتي عليزاده طباطبايي در همان جلسه گفته بود: من يك بار در ضيافت شام آقاي كرباسچي او را ديده ام اما تنها كسي كه ملك مدني را به خوبي مي شناخت عطريانفر بود. با توجه به روحيه و ديدگاه مداخله گرايانه گروه اقليت او تنها كسي بود كه اعلام كرد با آمدن ملك مدني به شهرداري تهران مشكل روحيه مداخله گرايانه اقليت حل نمي شود. او روحيات و ديدگاه هاي ملك مدني را نيز به خوبي مي شناخت چرا كه در سال 1361 معرف ملك مدني براي تصدي مسئوليت شهرداري اصفهان به استاندار وقت اصفهان (غلامحسين كرباسچي ) بود. آن زمان نيز پيش بيني مي شد مهندس ميرحسين موسوي با رفتن ملك مدني به شهرداري اصفهان مخالفت كند. چون هم زمان با سردبيري مهندس ميرحسن موسوي در روزنامه جمهوري اسلامي محمدحسن ملك مدني نيز در دوره محمد خاتمي به عنوان معاون اداري و مالي و عطريانفر به عنوان عضو شوراي سردبيري بودند، ملك مدني معاون اداري و مالي سختگير روزنامه كيهان بود. نكته قابل توجه ديگر اين بود: روزنامه جمهوري اسلامي توسط چاپخانه روزنامه كيهان به چاپ مي رسيد و به دليل سختگيري هاي مالي همواره بين ملك مدني و مهندس ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوري اسلامي اختلاف نظرهايي وجود داشت و روزي هم كه كرباسچي استاندار وقت اصفهان براي شهرداري اصفهان نام محمدحسن ملك مدني را بر زبان آورد، مهندس موسوي با لبخند گفته بود: در روزنامه جمهوري اسلامي پدر ما را در آورد، ولي نيروي خوبي است. گروه اقليت با بردن شكايت به نزد غلامحسين كرباسچي دبيركل حزب كارگزاران اعلام كردند عطريانفر با آمدن ملك مدني مخالفت كرده و كارها متوقف شده است و در جلسه غيررسمي كه در طبقه اول ساختمان شورا برگزار شد و اعلام كردند در صورتي كه ملك مدني به شهرداري بيايد زير پاي او فرش قرمز پهن كرده و تهران را مانند چك سفيد تحويل او داده و خود به منزل خواهند رفت. عطريانفر و حجاريان از سوي شورا ماموريت يافتند تا هم استعفاي الويري را بگيرند و هم ملك مدني را راضي به آمدن كنند. اما در مقابل گروه اقليت بايد براي انجام اين پروسه يك ماه سكوت اختيار مي كردند. ماموريت ويژه الويري همراه او آمد، در را برايش باز كرد او را در آغوش گرفت و آن گاه ايستاد و رفتن حجاريان را نظاره كرد. الويري مي دانست كه عملا شهرداري و شورا زمين گير شده است و آينده اي براي حضور او در شهرداري وجود ندارد ضمن آنكه گروه اقليت دامنه جنگ رسانه اي خود را در حوزه زندگي خصوصي و خانواده الويري متمركز كرده بودند و حتي شايعه شده بود كه او را به دادگاه خواهند كشاند. اما او ديگر حاضر نبود براي شهرداري بيش از اين هزينه كند. الويري در حالي استعفا كرد كه هيچ كس جز دو نفر از اين مسئله آگاه نبود. از طرفي ملك مدني كه حاضر به پذيرش اين مسئوليت نبود در مذاكره با عطريانفر گله مند شد كه چرا با آمدن او به شهرداري تهران مخالفت كرده است. دو نامه در دست يك نفر وقتي عطريانفر به خانه بازمي گشت در يك جيب خود نامه استعفاي الويري شهردار تهران و در جيب ديگر موافقت ملك مدني را براي پذيرش شهرداري تهران به همراه داشت، ولي ملك مدني به شرطي حاضر به پذيرش اين مسئوليت بود كه مقامات عالي، رياست جمهوري و ديگر مسئولين عالي رتبه نظام و اعضاي شوراي شهر با آمدن او به پايتخت مخالفتي نداشته باشند. در حالي كه گروه اكثريت رايزني هاي خود را براي تماس با رئيس جمهور و ديگر مسئولين نظام انجام مي دادند گروه اقليت با آنكه نتوانسته بودند سكوت يك ماه عطريانفر را بشكنند اما از مجموعه فعل و انفعالات الويري براي ترك شهرداري و ملك مدني براي آمدن دريافتند فرستاده ويژه شورا ماموريت خود را به خوبي انجام داده است، بلافاصله برقراري تماس از طريق ابراهيم اصغرزاده با ملك مدني در مورد آينده شهرداري تهران، نقش و حدود و ثغور دخالت شورا در شهرداري و مسائل ساخت و ساز و ديگر مسائل شهري و از همه مهم تر جايگاه گروه اقليت در نزد شهردار آينده، آغاز شد اما هرچه بيشتر از زمان مذاكرات طولاني مي گذشت نقطه افتراق اين دو دوست قديمي و دو همكار آينده لحظه به لحظه بيشتر و بيشتر مي شد و درست لحظه اي كه از جانب رئيس جمهور خبر آوردند كه وي با آمدن ملك مدني به شهرداري مخالفتي ندارد گروه اقليت به اين نتيجه رسيد كه ملك مدني ديگر شهردار مورد نظر آنان نيست. وقتي براي اولين بار از سيدمحمد خاتمي استعلام شد كه آيا با آمدن ملك مدني به شهرداري تهران موافق هستيد يا نه، خاتمي نيز به دليل پاره اي از ملاحظات از جمله همشهري بودن و همچنين از سر دلسوزي براي ملك مدني كه مي دانست نزديك به يك دهه است او از كار دولتي دست شسته و در آرامش به كار خصوصي خود مي پردازد، گفته بود بگذاريد ملك زندگي اش را بكند. اما وقتي براي دومين بار به او اعلام شد كه گروه اقليت شورا اصرار بر آمدن ملك مدني دارد و تنها راه خلاصي از اين بن بست تن دادن به خواسته گروه اقليت يعني آمدن ملك مدني است خاتمي در پاسخ گفته بود موفق باشند. گروه اقليت عليرغم تلاش هاي اوليه و اصرار بر حضور ملك مدني در شهرداري پس از نظر موافق رئيس جمهوري مخالفت خود را با آمدن ملك مدني اعلام كردند. الويري رسما استعفاي خود را تحويل نمايندگان اكثريت شورا داده بود و از طرفي ملك مدني نيز آماده بود تا به شهرداري تهران بيايد. در اين شرايط گروه اكثريت وضعيت چتربازي را پيدا كرد كه با دو چتر از هواپيما به بيرون پرتاب شده چتر بود اول در هر شرايطي باز نمي شد چرا كه الويري ديگر حاضر به ماندن در شهرداري نبود و تنها راه باز كردن چتر دوم بود. چتر باز شد. ملك مدني به شهرداري تهران آمد اما بدون آنكه فرش قرمزي زير پايش پهن شده باشد. در آغاز كار، شهردار جديد در جلسات غيرعلني _ غيررسمي مهم ترين مشكلات تهران را براي اعضاي شورا برشمرد و همه اعضا از نظرات شهردار استقبال كردند. ملك مدني وقتي كارها را در شهرداري به دست گرفت در اولين اقدام فروش تراكم را متوقف كرد. اگرچه پيش از آمدن شهردار جديد اعضاي شورا با تهيه و تصويب منشور تهران، به فوريت خواستار توقف تراكم شده بودند. همچنين طرح جامع شهري تهران مصوب سال 1370 كه در سال 1375 تمديد شد نيز سقف جمعيت تهران را مشخص و همچنين براساس آن ميزان ساخت وساز شهري را معين و تامين كرده بود. بر اساس اين طرح ساخت و ساز بيش از 120 درصد ممنوع و بلند مرتبه سازي در همه نقاط شهر خطرناك اعلام شده بود مگر در مناطق خاص. ملك مدني مبتني بر توصيه شوراي شهر تهران و مبتني بر يك سابقه تاريخي كه در قالب منشور تهران تصويب شده بود و طرح جامع شوراي عالي شهرسازي و بر پايه عرف و منطق عمومي جامعه كه ساخت برج را در يك كوچه چندمتري نمي پذيرفت، فروش تراكم را متوقف كرد و اين آغاز يك ماجراي بزرگ و جنجالي بود. اصل ماجرا و تقسيم پول ها آمار فروش تراكم در دوره تصدي شهرداري تهران توسط غلامحسين كرباسچي، نشان مي دهد كه به طور ميانگين براي هر سال 900 هزار متر و در مدت 9 سال حضور /7 5 وي ميليون متر تراكم فروخته شده است و عرفا قيمت هر متر تراكم معادل يك سوم قيمت (هر متر ) آپارتمان تعيين شده و در اين دوره زماني قيمت يك متر آپارتمان به صورت ميانگين 200 هزار تومان بوده. بر اين اساس ميانگين هر متر تراكم 67 هزار تومان فروخته مي شد اما در دوره حضور الويري و با توجه به اينكه كميسيون عمران شورا كاملا در اختيار گروه اقليت و به رياست رحمت الله خسروي اداره مي شد در طول مدت كمتر از سه /14 5 سال ميليون متر تراكم مازاد با قيمتي كمتر از دوران كرباسچي به قيمت هر متر 40 هزار تومان فروخته مي شود. در اين دوره ساليانه 6 برابر دوران كرباسچي تراكم و به نصف قيمت آن زمان فروخته شد. فقط در سال آخر حضور الويري در /5 7 شهرداري ميليون متر تراكم مازاد به قيمت 40 هزار تومان عرضه شد. در صورتي كه بر اساس مكانيسمي كه كرباسچي و همكارانش براي تهران طراحي كرده بودند به صورت خودكار مقدار تقاضا براي تراكم سالانه به بالاتر از 800 تا 900 هزار متر نمي رسيد و سودآوري مسكن نيز در تهران 40 درصد بود. اما وقتي قيمت يك متر تراكم در سال 74 ( هزار 70 تومان ) به جاي افزايش در سال 79 و 80 كاهش يافت و با 600 درصد سقوط به 40 هزار تومان تنزل يافت، تهران حراج شد. گرچه در اين ميان حتي برخي از مسئولين اقتصادي كشور نيز گفتند كه توقف فروش تراكم به اقتصاد ملي ضربه مي زند كساني اين سخن را به زبان مي آوردند كه مي دانستند بودجه كل كشور در سال گذشته مبلغ 66 هزار ميليارد تومان بوده و درآمد شهرداري از محل /5 7 فروش ميليون متر تراكم تنها 200 ميليارد تومان بوده. اينكه چگونه توقف 200 ميليارد تومان مي تواند به اقتصاد 66 هزار ميلياردي ضربه بزند جوابي است كه مسئولان اقتصادي و طرفداران فروش تراكم بايد به آن پاسخ بدهند. اما از زاويه اي ديگر مي توان پذيرفت، اين عمل شوك بزرگ و ضربه سهمناكي نه بر منافع ملي، بر منافع فردي برخي وارد آورد. اين افراد چه كساني بودند. براي رسيدن به اين افراد ابتدا بايد پرسيد اين عده چه چيزي را از دست داده اند.