Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59497S2

Date of Document: 2003-01-07

نگراني هاي عميق گفت وگو با رئيس كميسيون فرهنگي مجلس _ 2 در صدا و سيما كسي به ما نمي گفت اطلاعات به شما نمي دهيم اي كاش مي گفتند نمي دهيم و اصلا با دادن اطلاعات به ما مخالفت مي كردند اما جان ما را به لب مي رساندند و عملا اطلاعاتي به ما نمي دادند بدرالسادات مفيدي * اكنون كه بحث به مواجهه دستگاه قضايي كشور با حوزه فرهنگ كشيده شد، ارزيابي شما؟ چيست من عميقا نسبت به اين روند هم نگرانم و هم مخالف. در كميسيون فرهنگي مجلس هم يكي از مسائلي كه تقريبا همه اعضا اتفاق نظر دارند، اين است كه به هيچ وجه نبايد اولين اقدامات پرسشگرايانه در عرصه فرهنگ در هر جايي در حوزه كتاب، حوزه مطبوعات، مراكز پژوهشي، مراكز آموزش عالي كشور، اساتيد دانشگاه و... اقدامات قضايي باشد. اصولا در حوزه انديشه هيچ شيوه اي به جز برخورد انديشه اي مجاز نيست، اما متاسفانه اكنون برخورد امنيتي و قضايي با مقوله فرهنگ به تدريج از حوزه مطبوعات به حوزه كتاب و مراكز پژوهشي كشيده شده و نمي دانيم نقطه بعدي آن؟ كجاست واقعا كار به جايي رسيده كه يك استاد شناخته شده حوزه ادبيات را به خاطر نوشتن كتابي كه با مجوز رسمي دستگاه فرهنگي كشور يعني ارشاد چاپ شده بود، محكوم كردند كه به كتابفروشي ها رفته و تمام نسخه هاي كتابش را خريده و تحويل دهد. در حالي كه اگر به فرض هم (كه اين فرض هم به نظر من درست نيست ) تخلفي صورت گرفته او كه تقصيري ندارد. كتابش را يك مرجع رسمي مميزي تاييد كرده است. هر چند كه من با انجام اين مميزي هم مخالفم و قانون اساسي هم در اين زمينه خيلي صريح است. ولي به هر حال اين مرجع مميزي يعني ارشاد اجازه چاپ كتاب را به او داده است. منظورم كتاب شاهد بازي آقاي دكتر سيروس شميسا است. من به محتواي كتاب كاري ندارم. مي خواهم بگويم اساسا اين شيوه برخورد غلط است. واقعا اگر در خود دستگاه قضايي يك قاضي حكم به تبرئه يك مجرم بدهد، با او چه مي كنند، آيا قاضي را كه اين كار را كرده اعدام مي كنند يا او را به زندان مي اندازند و يا اين كه مي گويند اين طور تشخيص داده ؟ است بنابراين بايد براي نظر كارشناسي و تشخيص مرجع مميزي كتاب هم اعتبار قائل بود و با برخوردهاي قضايي، امنيت حوزه فرهنگ را به مخاطره نينداخت. به نظر مي رسد كساني كه با اين شيوه با فرهنگ برخورد مي كنند، مثل كبكي مي مانند كه سر خود را لاي برف كرده اند و اين است كه يا از تاريخ بي اطلاع هستند و يا به تاريخ بي اعتقادند و البته شق سومش هم اين است كه آنها دچار نوعي خودآزاري هستند. يعني خوششان مي آيد كه در تاريخ فرداي ايران به عنوان انسان هاي مخالف مردم، معرفي شوند والا اگر به تاريخ معاصر ايران نگاهي بيندازيم، مي بينيم كه تاريخ با كسي قوم و خويشي ندارد. * آقاي پورنجاتي! شما مدتي عضو شوراي نظارت بر عملكرد صداوسيما بوده ايد و اخيرا شنيديم كه شما چند ماه پيش از سمت خود استعفا داده ايد، مردم علاقه مندند كه بدانند اين عدم همكاري يعني؟ چه مسئولين صداوسيما چه كاري بايد مي كردند كه؟ نكرده اند از سوي ديگر با توجه به روند فعلي به نظر مي رسد كه نظارت بر عملكرد صداوسيما توسط اين شورا تقريبا ممكن نيست. دليل اين كه امكان نظارت بر اين سازمان وجود ندارد، به كجا؟ برمي گردد شوراي نظارت بر صداوسيما كه بعد از بازنگري قانون اساسي در اصل 175 اين قانون تعريف شده است، وظايف و اختيارات معيني دارد. بنده هنوز در صداوسيما مسئوليت داشتم كه از طرف آقاي خاتمي كه تازه رئيس جمهور شده بودند، به عنوان يكي از دو نماينده قوه مجريه براي حضور در اين شورا انتخاب شدم. البته از همان ابتدا من به آقاي خاتمي عرض كردم كه به دو دليل اين شورا نمي تواند نقش جدي اي داشته باشد، يكي به دليل نارسايي و محدوديت هاي قانوني كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب شده بود و دوم به جهت پيشينه اين شورا كه طي يكي دو دوره تشكيل اش در برخورد با صداوسيما با توجه به تلقي مديران اين سازمان به اين نتيجه رسيده بوديم كه مجموعا يك جايگاه موثري نيست ولي ايشان اصرار كردند و ما هم پذيرفتيم. تركيب اعضاي اين شورا در آن زمان عبارت بود از آقايان طه هاشمي و فاكر از طرف مجلس پنجم، من و آقاي امين زاده از طرف قوه مجريه و آقايان ضرغامي و ايزدپناه از قوه قضاييه. رياست اين شورا هم بر عهده آقاي طه هاشمي آقاي بود فاكر، از همان ابتداي كار در اعتراض به بي فايدگي اين شورا استعفا داد. بر اين اساس مي خواهم بگويم كساني در آن زمان معترض بودند كه الان فكر مي كنند اين مسائل جناحي و سياسي اين طرف و آن طرف است. بعد از انتخابات مجلس ششم و ورود دو تن از نمايندگان اين دوره مجلس كه متعلق به جبهه دوم خرداد بودند، به شوراي نظارت بر صداوسيما، تصور ما اين بود كه شوراي جديد برخورد فعالي را آغاز خواهد كرد. بر اين اساس برنامه ريزي كرديم و چند موضوع محوري را به عنوان دستور كار شورا قرار داديم. به عنوان مثال يكي از محورهايي كه قرار شد بررسي كنيم نقش صداوسيما در مقاطع بحراني بود. بدين ترتيب كه آيا در چند سال اخير نقش صداوسيما آرام بخش بوده يا تشديدكننده يا صرفا توضيح دهنده و؟ اطلاع رسان جانبدارانه بوده يا؟ نه چند مقطع را هم به عنوان نقاط عطف در اين رابطه در نظر گرفتيم، نقش صداوسيما در قتل هاي زنجيره اي، در قضيه كنفرانس برلين، درترور حجاريان و البته اين كار در يك سيكل بسته انجام مي گرفت چون قرار نبود نتايج كار شوراي نظارت بر افكار عمومي داده شود و صرفا در اختيار مقام رهبري، سران سه قوه و رئيس صداوسيما گذاشته مي شد. همچنين تصويب كرديم كه اين كار در قالبهايي چون نظرسنجي، گفت وگو با مديران و دست اندركاران صداوسيما و صاحبنظران صورت بگيرد كه البته اين كار به دليل عدم همكاري مديران و دست اندركاران صداوسيما به جايي نرسيد و ما تنها توانستيم در حوزه تحقيق ميداني يعني مراجعه به نظرات مردم كه چون ارزان ترين كار در اين كشور البته تاقبل از برخورد با نظرسنجي ها بود، در اين زمينه اطلاعاتي كسب كنيم. در هر صورت اولين مسئله اين بود كه نظارت اين شورا استطلاعي تعريف شده است. اگر استصوابي بود، مي توانست مثل شوراي نگهبان در تمام مراحل دخالت اجرايي كند اما استطلاعي يعني اين كه بتواني در چارچوب وظايف و اختيارات اطلاعات بگيري اما همين اطلاعات را هم مديران و دست اندركاران صداوسيما به شوراي نظارت نمي دادند. ببينيد، كسي به ما نمي گفت اطلاعات به شما نمي دهيم. اي كاش مي گفتند نمي دهيم و اصلا با دادن اطلاعات به ما مخالفت مي كردند اما جان ما را به لب مي رساندند و عملا اطلاعاتي به ما نمي دادند. دليلش هم به نوع ديدگاه و برداشت مسئولين صداوسيما از نحوه نظارت شورا بر اين سازمان برمي گشت. جالب است بدانيد كه رئيس صداوسيما در اولين جلسه در حضور رئيس جمهوري خيلي صريح و بي رودربايستي گفتند نظارت اين شورا بايد كلان باشد. ما ديگر اين واژه ها را مي فهميم كلان بودن نظارت يعني كليات ابوالبقا يعني اين كه در سال يكي دو گزارش داده شود كه آقا مجموعا عملكرد صداوسيما خوب است و يا مجموعا بد است. خوب ما اهل اين كارها نبوديم. مشكل پست و مقام هم كه نداشتيم و همه يك جايي گرفتار بدين بوديم خاطر اصرار داشتيم كه اين شورا بايد بر نيروي انساني صداوسيما، معاملات و خريدهاي خارجي سازمان و سياست هاي خبري آن كه گه گاه مشاهده مي شود يك بام و چند هوا است، نظارت كند. شما الان مي بينيد كه صداوسيما كيفرخواست يك متهم را (حالا به خوب و بد اين متهم كاري نداريم ) به اعتبار اين كه قاضي گفته است، به طور كامل پخش مي كند ولي پاسخ متهم فلك زده را پخش نمي كند. خوب اين از نظر ما كاملا غيرمنصفانه است. بر اين اساس من چندين بار به آقاي خاتمي گفتم اين شورا به جايي نمي رسد و اگر راضي هستيد كه در دولت شما يك شورايي باشد و نماينده هاي شما به طور فرمايشي در آن حضور داشته باشند و يك ميوه و شيريني و شامي، خب ما حرفي نداريم اما اگر مي خواهيد كاري انجام شود، بدين ترتيب كار پيش نمي رود و ما هم نمي خواهيم شما را اذيت در كنيم هر صورت با ادامه اين وضع من استعفا دادم البته تا مدت ها هم آقاي خاتمي نمي پذيرفتند ولي من چون حضور خود را بي فايده مي ديدم از 8 ماه قبل ديگر در اين شورا شركت نكردم البته با توجه به اين كه من كارمند رسمي صداوسيما هستم و اكنون به مجلس مامور شده ام، معتقدم كه تكليف بدنه صداوسيما كه به لحاظ فكري مستقل و نيروهاي ارزنده اي هستند از تدابير سياسي دست اندركاران صداوسيما و نيروهاي تزريقي تازه وارد شده در اين سال هاي اخير كاملا جداست.