Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59495S4

Date of Document: 2003-01-07

چگونه مسئوليت پذيري دانش آموزان راتقويت ؟ كنيم اشاره: شايد اين واژه ها را از زبان اولياي خانه ومدرسه كودكانتان شنيده ايد. مسئوليت پذيري فلاني كم؟ است و يا فكر نكنم اين مسئوليت را در گروه عهده دار؟ شود به راستي چگونه مي توان احساس مسئوليت را در دانش آموزان پرورش مسئوليت پذيري؟ داد يك رفتار اكتسابي است كه فرد از همان اوان كودكي در خانه و مدرسه اين رفتارها را از طريق پدر ومادر و مدرسه ياد مي گيرد. امروزه كساني كه در عرصه هاي مديريتي از توان مسئوليت پذيري بالايي برخوردار هستند، بي ترديد تجربه هاي اوليه را در بستر خانه و مدرسه تجربه كرده اند. علي نقي يزدان پناه از كارشناسان تربيتي، مطلبي را در زمينه باروري مسئوليت پذيري در دانش آموزان نوشته است كه آن را در پي مي آوريم. حوزه مسئوليت انسان از محيط خانواده شروع مي شود و به تدريج و با قرار گرفتن در زمينه مناسب به اجتماع كوچك و بزرگ، شهر و كشور مي رسد. احساس مسئوليت اگر در مسير درست پرورش قرار بگيرد، تا جايي پيش مي رود كه فرد خود را در مقابل همه عالمي كه در رويت و ادراك او قرار مي گيرند، مسئول مي داند. اين امر مي تواند او را در برابر گذشته، حال و آينده و در نهايت در مقابل پروردگار جهان مسئول بداند. احساس مسئوليت، در واقع توانايي و آمادگي پاسخ دادن فرد نسبت به وظيفه اي است كه پذيرفته است. ضرورت پرداختن به احساس مسئوليت از آن جهت اهميت دارد كه به عنوان يك ابزار اساسي و بنيادين ترتيب يك انسان عمل مي كند. اگر احساس مسئوليت را به عنوان كليد بسياري از معماهاي تربيتي در نظر بگيريم، بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا احساس مسئوليت، به وجود آوردني؟ است بشر از دوران كودكي نيازمند است كه مورد قبول واقع شود و در نزد ديگران ارزش پيدا كند. ابراهام مزلو، اين نياز ارزشمندي در نزد ديگران را در طبقه طبقه بندي سوم، خود قرار داده است. اين ارزشمندي به عنوان اساس و پايه براي ادراكات كودك از تجارب زندگي، عمل مي كند. كفايت اجتماعي - عاطفي ناشي از ارضاي اين نياز مي تواند نيرويي باشد كه در جهت اجتناب از مشكلات جدي در زندگي آينده به كودك كمك كند. از سويي ديگر، كودكان و نوجوانان همواره مي خواهند كاري به آنها سپرده شود تا انجام دهند. اين دو بخش، يعني مورد قبول واقع شدن و كار براي آن، در علم روانشناسي مورد توجه قرار گرفته است. يعني رابطه ميان پذيرفته شدن و تلاش براي آن و كار و قبول مسئوليت، همبستگي بالايي را از خود نشان داده اين است نشان دهنده آن است كه به مسئوليت، عنوان ابزاري براي ارضاي يك نياز فطري انسان مطرح است. نوع مسئوليت ها با توجه به تفاوتهاي فردي شامل سن، جنسيت، ترتيب تولد بين خواهران و برادران، سطح رشد، شخصيت، هوش و منابع انتقال ارزشي در فرد و جامعه اي كه در آن زندگي مي كند مثل فرهنگ، مليت، خانواده، تكنولوژي و... متفاوت است. كودك براي آموختن راه و رسم زندگي با ديگران و براي قبول مسئوليت پاره اي از مسئوليت هاي عمومي مربوط به محيط نيازمند به كمك مردم است. با اين وصف استقبال و شور بچه ها از انجام فعاليت هايي كه به يك سازندگي منجر شود، انرژي و نيروي دروني آنان را تخليه مي كند. در واقع سپردن كارها از طرف مربي و قبول مسئوليت توسط دانش آموزان، همكاري و مشاركت دو طرفه براي ايجاد زمينه مناسب تربيت است. شوق و قبول مسئوليت، انسان را خلاق مي كند و سازندگي به بار مي آورد، به عبارتي با مسئوليت سپردن به بچه ها، آنها را در مسير خلاقيت قرار داده ايم و در هر مرحله رشد او را به بالاترين درجه توانايي هاي عقلاني و عاطفي نزديك كرده ايم. از نظر ويت هد از، همان ابتدا بچه بايد لذت كشف يك امر را تجربه كند. علاقه به كشف امور سبب درك مفاهيم اساسي و فهم وقايعي مي شود كه زندگي طفل از آنها تشكيل شده است. زمينه سازي براي كشف امور و تحريك كنجكاوي فرد، در واقع قرار دادن او در مسير پروراندن خلاقيت است. منظور از به كار افتادن مفاهيم يا تصورات، ارتباط دادن آنها با ادراكات حسي احساسها، اميدها، تمايلات، فعاليت هاي ذهني كه سبب سازگاري افكار با يكديگر مي شوند و زندگي را شكل مي دهند مي باشد. يكي از موانع رشد احساس مسئوليت بي توجهي خانواده نسبت به رعايت ارزشهاي تعليم و تربيت و خرده فرهنگ هاي حاكم بر جامعه است. اما عامل عمده اي كه در عوامل ياد شده مي تواند مشترك باشد، اعمال ترس و تنبيه در محيط است. ترس و تنبيه، شوق و احساس مسئوليت را از بين مي برد ترس، اطاعت كوركورانه و خودكامگي به بار مي آورد. فرد خودكامه و مستبد نيز ترس را حاكم مي كند و اين چرخه ادامه پيدا مي كند و در اين بين آزادي و انسانيت قرباني مي شود و محصول آن پرورش مهره هاي بي اختيار و بدون احساس مسئوليت است. در مدارس علت لزوم ترس و تنبيه را حفظ نظم و انضباط مي دانند. حال اين پرسش مطرح است: چه كنيم كه بچه ها آزادانه نظم را برقرار؟ كنند اگر بخواهيم مسئوليت را در بچه ها پرورش دهيم بايد نظمي آگاهانه در محيط حاكم شود. خمارلو از قول كارنكو مي گويد كه سازمان داخلي و محيط اجتماعي بايد طوري تنظيم شود كه افراد منطق اش را درك كند. از نظر او اگر محيط كار، زندگي و تحصيل نظم و سازمان منطقي پذيرفته شده داشته باشد هيچ كس نظم شكني يا بي انضباطي نمي كند. يلوون و وينستاين مي گويند: رفتار معلم به خودي خود يك عنصر انضباطي نيرومند است. در جايي ديگر باتلر از قول هورن نقل مي كند: در جريان انضباط تا حدي فشار يا اجبار خارجي لازم است. در مساله انضباط نيز بايد به نقش خود فرد توجه اجبار داشت خارجي فرد را به مقاومت برمي انگيزد و مانع بررسي دليل يا علت انجام كاري از طرف وي مي شود و انضباط نيز بايد در موقعيت تعليماتي خود به خود به وجود آيد و شاگرد خود در ايجاد آن موقعيت و تدوين مقررات و قوانين مربوط به آن دخالت داشته باشد. به عبارت ديگر انضباط بايد به وسيله خود شاگرد به وجود آيد. دانستن دليل انجام كاري و ضرورت انجام آن و همچنين توجه به نتايج حاصل از آن فرد را با انضباط بار مي آورد. با اين وصف اگر بپذيريم افراد در جامعه تابع نظمي خواهند شد كه خود آن را پايه گذاري كنند خوب است در جامعه هاي دانش آموزي نظمي را با مشاركت خود دانش آموزان به وجود آوريم تا نسبت به حفظ آن و رعايت آن احساس مسئوليت بيشتري نمايند. در اين صورت هم به پرورش احساس مسئوليت كمك كرده ايم و هم با ايجاد نظم به اهداف مورد نظر رسيده ايم.