Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59495S3

Date of Document: 2003-01-07

روش، شيوه يا؟ سنت بررسي حديثي از اميرالمومنين علي ( ع ) درباره پژوهش دكتر حسن ستايش در ايام هفته پژوهش، حديثي از اميرالمومنين علي عليه السلام از سوي ستاد هفته پژوهش وزارت آموزش و پرورش در پلاكاردها و نشرياتي كه به مناسبت اين هفته منتشر شده بود، با اين مضمون به چشم مي خورد: هيچ روشي، برتر از پژوهش نيست بدون، اين كه عبارت عربي و يا منبع آن ذكر شده باشد. به نظر مي رسد مترجم اين متن و به خصوص انتخابكننده آن عبارت فارسي، با اين كار نوعي اهمال و سستي، هم نسبت به ساحت علم ورزيده است و هم نسبت به ساحت مقدسات. رسم اين است كه در ترجمه متون كه متضمن بار فرهنگي متفاوت با زبان مقصد است، بويژه متون مقدس ديني، مترجم معمولا اصل واژه يا عبارت را به نحوي متذكر مي شود تا از هرگونه فهم نادرست و سوءبرداشت جلوگيري شود. صورتي بشنيده گشتي ترجمان بي خبر از گفت خود چون طوطيان از آنجا كه عبارت مزبور ترجمه نارسايي از يك متن عربي است و موجب نامفهومي يا كژفهمي در پيام شده است، نگارنده بر آن شد تا كاوشي در اين زمينه بنمايد و ريشه و اصل حديث را بيابد. اينجانب به طريق اولي سراغ نهج البلاغه رفتم كه در آنجا جمله اي حتي قريب به اين مضمون يافت نشد. سپس كتب ديگري همچون بحارالانوار، غررالحكم و مستدرك را جست وجو كردم، در آنجا هم نيافتم. تا اين كه بالاخره در كتاب عيون الحكم و المواعظ حديثي يافتم كه ظاهرا جمله مورد بحث، ترجمه يك حديث از علي عليه السلام است و از نظر صاحبنظران، حديث ياد شده از سند متقني برخوردار است. اين منبع را كه بزرگترين كتابي است كه حاوي حكمت و موعظه هاي حضرت امير (ع ) به صورت كلامهاي قصار است، علي بن محمدالليث الواسطي از علماي بزرگ شيعي اواخر قرن ششم تاليف كرده است. مضمون اين حديث در صفحه 534 اين كتاب و عبارت است از: لاسنه افضل من التحقيق. مشكلي كه در اينجا وجود دارد، ترجمه اين حديث است. مي گويند مترجمان، بزرگترين خيانت پيشگان دنيا هستند. چرا كه آنچنان كه بايد و شايد در ارسال پيام، امانت را رعايت به خصوص نمي كنند كه متن ترجمه شده كلام خداوند متعال و يا معصومين عليهم السلام باشد. كساني كه در انتقال كامل پيام به توانايي خود ايمان دارند، ممكن است اين جسارت را به خرج دهند كه بدون ارجاع به متن اصلي، ترجمه خود را به صاحب كلام نسبت دهند، مانند مرحوم جواد فاضل كه نهج البلاغه را بدون اصل آن، در قالب يك كتاب مستقل ارائه داده است، البته اين بستگي دارد به اين كه خود مترجم چقدر پيام را دريافت كرده است و چه اندازه در انتقال همان پيامي كه دريافت شده، موفق بوده است. به همين دليل، معمول اين است كه ترجمه تحت اللفظي يك متن را در ذيل آن مي آروند و فهم و تفسير آن را به عهده خواننده مي گذارند: مانند ترجمه قرآن كريم كه توسط الهي قمشه اي و ديگران انجام گرفته است و بقيه متون ديني و ادعيه وارده هم همين طور. چنان كه ذكر شد، جمله هيچ روشي، برتر از پژوهش نيست ترجمه نارسايي به زبان فارسي از يك حديث است كه به امام نسبت داده شده است، در حالي كه بايد متن عربي آن به علي عليه السلام منتسب گردد، نه چنين جمله نارسايي به زبان فارسي. در اين صورت، حتي اگر ترجمه نارسايي هم به دست داده شود، وجود اصل متن، اين نارسايي را از ساحت مقدس مولا مبرا مي سازد. نكته اين است وقتي دو كلمه روش و پژوهش در يك بافت زباني مطرح مي شود، از كلمه روش بلافاصله در ذهن خواننده مفهوم متدولوژي تداعي مي گردد و به دنبال آن چنين تحليل مي شود كه روش پژوهش با خود پژوهش فرق دارد، كما اين كه روش شناخت با خود شناخت تفاوت دارد و روش دينداري هم با خود دينداري. اولي راه است، دومي منزل. بنابراين وقتي گفته مي شود هيچ روشي، برتر از پژوهش نيست بناي سخن بر اين پيش فرض نهاده شده است كه پژوهش يك روش و يك متد است، اما روش و متد چه؟ چيزي اين ديگر در جمله ذكر نشده است. در واقع با اين بيان يكي از، اركان جمله حذف شده و كلام ابتر مانده است. مانند اين كه در جمله اي كه داراي فعل متعدي است، مفعول حذف شده باشد. اگر قرار بر اين باشد كه لفظ روش را به جاي سنت به كار بريم، صورت كامل جمله مي تواند اين باشد هيچ روش آموزشي برتر از پژوهش نيست كه صرف نظر از درستي اين سخن، جمله از نظر ساختار دستوري درست و كامل است، ولي مسلما منظور كلام مولا اين نيست. گره اصلي در جاي ديگر است. بايد جمله را طوري ترجمه كرد كه نه نارسا باشد و نه غير دستوري. اهل زبان مي دانند كه ساختار دستوري زبان عربي با زبان فارسي تفاوت بسيار دارد و بايد با توجه به ساختارهاي نحوي و واژگاني و معنايي دو زبان فارسي و عربي واژه گزيني نمود و معادل دقيقي براي هر كلمه انتخاب كرد. خامش اي حرف فشان در خور گوش خمشان ترجمه خلق مكن، حالت و گفتار تو كو در اين حديث كوتاه، مشكل فقط در ترجمه كلمه سنت است كه درست ترجمه نشده است. اگر چه سنت در عربي به معناي راه و روش هم هست، ولي بارهاي معنايي دو واژه روش و سنت با هم يكسان نيستند. واژه روش بويژه در حوزه تحقيق، بار معنايي خاصي دارد كه با بار معنايي سنت در عربي و حتي فارسي تفاوت دارد. روش، همان طور كه گفتيم وقتي در بافت كلامي پژوهش قرار مي گيرد، به معناي متد است يعني راه انجام دادن يك كار، كه ممكن است راههاي متفاوتي براي آن وجود داشته باشد: مانند روشهاي شناخت و روشهاي دينداري و روشهاي تحقيق. ولي سنت در عربي به معناي عادت، عرف، سيرت، طريقت و شريعت است و سنت هر عملي، خود، عين همان عمل است. مثلا اطعام، يك سنت يا شيوه حسنه است، ولي روش انجام يك عمل نيست، بلكه خود عمل است. حديث مشهوري از پيامبر اكرم هم هست كه در آن سنت به همين معنا به كار رفته است: النكاح سنتي. در اينجا منظور از روش سنت، و يا انواع روشهاي نكاح بلكه نيست، خود رسم و عادت نكاح است. در زبان فارسي علاوه بر اين كه لفظ سنت به همين معنا به كار مي رود، مانند: سنت مسلماني و سنت ازدواج، واژه هايي چون شيوه، سيرت و آيين هم در اين بافت زباني استفاده مي شود. براي نمونه در تركيباتي از قبيل سنت و آيين خسروي، شيوه عدل و دادگري، سيرت پارسايان، شيوه مستي و رندي و شيوه دلنوازي، واژه هاي سنت، روش، سيرت و آيين به معناي خوي و عادت به كار رفته اند، نه روش و متدولوژي. بنابراين اگر عبارت لا سنه افضل من التحقيق را با رعايت سبك گفتار مولا با اين واژه ها به صورتهاي زير ترجمه كنيم، به اصل پيام اميرالمومنين نزديكتر است: * هيچ شيوه اي، برتر از پژوهشگري نيست. * هيچ آييني، بهتر از آيين پژوهشگري نيست. * هيچ سيرتي، نكوتر از سيرت پژوهندگي نيست. اگر هيچ كدام از موارد مذكور مقبول سليقه متوليان پژوهش در آموزش و پرورش نيفتد، بهتر است همان لفظ را سنت به كار برد كه خيانتي در امانت صورت نگيرد.