Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59492S4

Date of Document: 2003-01-07

منازعه با كمونيست ها ترجمه: مريم سادات شيريان براكه عزيز: اميدوارم به من لطف كني و هنگامي كه يادداشت هاي حاشيه اي من بر برنامه اتحاد را مطالعه كردي، اين نوشته ها را نزد گيب، آور، بيل وليبكنيخت نيز ببري تا آنها نيز نگاهي به آن بيندازند. سرم بسيار شلوغ است و مجبورم تا حدي كه پزشكان اجازه مي دهند كار كنم. به همين خاطر نگارش چنين موعظه طويلي برايم هر چيزي به همراه داشت به غير از لذت. اما به هر حال لازم است كه من هر كاري بكنم تا دوستان حزبي من كه اين متن را برايشان مي نويسم دچار سوءتعبير نشوند. من و انگلس خيال داريم پس از آنكه كنگره اتحاد برگزار شد اعلاميه كوتاهي منتشر كنيم و در آن به اين مطلب اشاره كنيم كه موضع مان با اصول برنامه اعلام شده فاصله زيادي دارد و در اين مورد كاري از دستمان ساخته نيست. اين كار ضروري است، چرا كه به يك عقيده _ عقيده اي كاملا نادرست _ كم توجهي شده، در حالي كه دشمنان واقعي حزب با پشتكاري تمام در حال پرورش آنند، حال آنكه ما جنبش به اصطلاح حزب ايشناخ (حزب كارگران سوسيال دموكرات آلماني ) را مخفيانه هدايت مي كنيم. باكونين در يك كتاب روسي دولت ] باوري و [آنارشي كه اخيرا چاپ شده است همچنان مرا مسئول مي داند; نه تنها مسئول تمامي برنامه هاي حزب، بلكه براي مثال مسئول هر قدمي كه ليبكنيخت از ابتداي همكاري اش با حزب توده برداشته است. وانگهي وظيفه من نيست كه حتي با سكوت سياسي به برنامه اي كه به نظرم سر تا پايش ايراد است رسميت ببخشم. هر قدمي در جهت يك حركت واقعي بهتر از يك دوجين برنامه حتي است اگر فراتر رفتن از برنامه ايشناخ امكان پذير نباشد و شرايط چنين اجازه اي ندهد، يك نفر حداقل بايد موافقتنامه اي به منظور عكس العملي عليه دشمن مشترك منعقد بهتر كند است اصول برنامه را مدون كنيم (به جاي اينكه آن را تا فراهم شدن شرايط مناسب براي انجام يك فعاليت مشترك حزبي به تاخير بياندازيم ) تا افراد بتوانند از طريق آن به درك مهم ترين نقاط عطف به عنوان وسيله اي براي سنجش سطح فعاليت حزب نايل بيايند. رهبران لاسالين از آنجا كه شرايط مجبورشان كرد به ميدان آمدند. اگر از پيش به آنها گفته مي شد كه بايد بر سر اصول نيز چانه بزنند، احتمالا با برنامه ريزي و يا كشيدن نقشه اي به منظور تشكيل سازماني از عوام درگير مي شدند. به جاي اين كار به آنان اجازه دادند به احكام مسلح شوند و اين احكام را براي هر كس الزامي بدانند. به اين ترتيب بي قيد و شرط تسليم كساني شدند كه خود نياز به كمك داشتند. مطمئنا آدم مي خواهد تمامي انتقادات را مشتاقانه خفه كند تا احزاب ديگر هيچ فرصتي براي عكس العمل نداشته باشند. همه مي دانند كه تنها وحدت حقيقي، كارگران را ارضا مي كند. اما نبايد اشتباها چنين پنداشت كه اين موفقيت آني دست كم گرفته شده است. برنامه به جز تقدسي كه براي شروط لاسالين قائل است به هيچ دردي نمي خورد. به زودي آخرين فصل چاپ فرانسوي سرمايه را برايت خواهم فرستاد. چاپ آن به خاطر تحريم دولت فرانسه به تعويق افتاد، اما در اين هفته يا اوايل هفته بعد آماده خواهد شد. آيا شش بخش قبلي به دستت رسيده؟ است لطفا آدرس برنهارد بكر را برايم بفرست، مي خواهم فصل آخر را براي او هم بفرستم. كتابفروشي فولكسشتات روش هاي عجيب و غريبي در انجام كارهايش دارد. براي مثال تا به حال حتي يك نسخه از كتاب خودم (محاكمه كمونيست ها در كالون ) هم به دستم نرسيده است. با بهترين آرزوها براي تو، كارل ماركس