Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59492S3

Date of Document: 2003-01-07

حاشيه فرهنگ * جغرافياي انساني و پديدارشناسي فضا گروه انديشه، الميرا اكرمي: در سوم دي ماه سال جاري دكتر سيد موسي ديباج در دپارتمان جغرافياي دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس سخنراني اي تحت عنوان جغرافياي انساني و پديدارشناسي فضا ايراد كرد. او در اين سخنراني بعد از بيان ضرورت تعريف علم جغرافيا و تبيين جايگاه آن در ميان ساير علوم انساني و موضوع آن، درباره فضاي جغرافيايي پديدارشناسي چنين اظهار داشت: بين هلال قرار دادن فضا (فضاي روي زمين ) يا فضاي جغرافيايي به اين معني نيست كه از اين پس ديگر، فضاي جغرافيايي موضوع نيست. ما بابين هلال قرار دادن تنها اين طرز تلقي را رها مي كنيم كه تجربه عام فضا به فضاي جغرافيايي به عنوان موجودي اين چنيني پديدار مي شود. از اين پس پذيرش فضاي جغرافيايي، پذيرش خام نخواهد بود و پرسش هاي اصيل تري را به همراه خواهد داشت. فضا و هر آنچه كه به فضاي جغرافيايي باز مي گردد از جمله بدن من به عنوان جسم انساني تنها به عنوان مضمون ادراك تجربي مشخص وجوددارد. بابين هلالي قرار دادن مكان، من مكان را در موقف طبيعي آن از دست مكان نداده ام جغرافيايي را نيز از دست نداده ام. البته مكان، خارج از من و توست اما فكر و تصويب ما از مكان در ضمير من و تو از طريق كنش و واكنش استعلايي صورت مي بندد. وي در ادامه افزود: من به عنوان يك ضمير، ضمير پرسنده، وجود مكان را يا فضا را مورد سوال قرار مي دهم و آن را در هلالين قرار مي دهم. آيا مكان به همان گونه كه به نظرمان مي آيد - مثلا اينكه امري بسيطپذير است - همان ما است پيوسته در مكان زندگي مي كنيم و از مكان راه فراري به جاي ديگر نداريم و همين مكان كه در بين هلالين قرار مي دهيم، همچنان با ما هست و از زندگي ما جدا نمي شود. حال اين سوال بنيادي مطرح مي شود آيا مكان كه به شعور قصدي ما هيچ گاه فرصت جدايي نمي دهد، تنها اعتبار پديده اي؟ دارد به عقيده من، چنانچه مكان را در هلالين قرار دهيم نمي توانيم از مكان غيبت كنيم. اين غيبت از مكان براي توجه يافتن به مكان است و براي يافتن مكان، براي مكان، مكان را يافتن است. دكتر ديباج در ادامه گفت: تحليل اصيل شعور، تفسير زندگي شعور است. در موضوع ما يعني مكان مي توان گفت، شعور قصد مكان مي كند كه همواره مكاني است كه در تكثرات بنيادي شعور پيدا مي شود. در موقف طبيعي توجه ما همواره مجذوب در مكان است، چه توجه فردي چه توجه نوعي انساني. اما به هر صورت اين از ذات ضمير است كه مي تواند درباره مكان تامل كند و نسبت به آن توجه موضوعي يابد. پس براي همين مي بايد از طريق تفحص در ادراك ضميري استعلايي مكان را به صورت جدي تفحص كنيم و آن را بيابيم. در موقف طبيعي ما از مكان جغرافيايي (يا مكان زميني ) جغرافيا ناشي مي شود در حالي كه فلسفه از يك موقف فلسفي نسبت به مكان جغرافيايي به وجود مي آيد. در موقف طبيعي ترديد به اشياي جغرافيايي و منظر جغرافيايي نيست. انگار ما در جغرافيايي هستيم كه اذهان ما مي توانند هر بخش را ملاحظه كنند بدون آنكه طبيعت عيني آنچه كه در جغرافياست تغيير يابد. وي در پايان گفت: زمين وجود دارد و قابليت آن را دارد كه به مضمون قوانين دقيق و عيني درآيد. عالم عيني جغرافيايي في نفسه وجود دارد و معقول است. تابع عقيده هوسرل فلسفه جغرافيا متمايز از علم جغرافياست. آن نمي تواند مانند علم جغرافيا به نحو بسيط آغاز شود. * اشعري رفت حسيني آمد علي اكبر اشعري كه در دوران وزارت ارشاد مصطفي ميرسليم معاونت مطبوعاتي او را به عهده داشته و پس از آن در دوران دولت خاتمي به مركز تحقيقات صدا و سيما رفته و پس از آن مسئوليت انتشارات سروش را به عهده داشت، از مديريت اين انتشارات استعفا داد. ظاهرا پس از چند بار عدم موافقت با استعفاي اشعري در سال گذشته هفته پيش نهايتا علي لاريجاني استعفاي او را پذيرفته است و شنبه همين هفته مراسم معارفه حسيني به جاي اشعري برگزار شده است: موسسه سروش علاوه بر نشر كتاب يك فصلنامه در حوزه انديشه، سه ماهنامه سروش بانوان، سروش نوجوان و سروش كودكان نيز منتشر مي كند. علاوه بر آن هفته نامه سروش و مجله سروش جوان هم كه اخيرا از ماهنامه به هفته نامه تبديل شده جزو انتشارات اين موسسه است. در حوزه كتاب سال ها كه انتشارات درخشاني ندارد; هر چند نمي توان اهتمام به تدوين كتابهايي چون دوره فرهنگ آثار را هم ناديده گرفت. ظاهرا استعفاي اشعري به دليل مشكلات مالي فراوان و درگيري با توقعات برآورده نشده مسئولان بالاتر بوده است. آخرين برنامه پرهزينه اين موسسه را مي توان برنامه كاروان كتاب دانست.