Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59487S2

Date of Document: 2003-01-07

باز هم ادبيات به كمك نقاشي هايم آمد ستون گفت وگو با هنرمندان اين هفته، اختصاص به تازه ترين سخنان ايران درودي نقاش معاصر و سوررئاليست كشور شنيديم دارد اين هنرمند كه به مدت سه ماه براي معالجه در فرانسه به سر مي برد، به تازگي از سفر بازگشته و نيز مشغول چاپ كتاب جديدي از نقاشي هايش است. * خانم درودي از كتاب جديدتان چه؟ خبر - اول بايد بگويم ناشري داشتم كه قرار بود اين كتاب را به چاپ برساند ولي حدود پنج سال ونيم طول كشيد و سپس آن را به من پس داد. زماني كه مجبور شدم براي معالجه شكستگي پا به فرانسه سفر كنم، مقداري از كارهاي كتاب از جمله اسكن نقاشي ها را در آنجا به انجام رساندم. چون اسكن هايي كه در اينجا تهيه شده بودند، كيفيتي داشتند كه نمي توانست جوابگوي كارهاي نقاشي ام باشد. به هرحال تصميم گرفتم اين كتاب را با كيفيت فوق العاده اي چاپ كنم. فعلا نيز خودم ناشر آن هستم و چاپ كتاب در سازمان چاپ و انتشارات جمهوري اسلامي صورت مي گيرد. به هرحال اين كتاب هم باعث حيات من شد و هم همه نيرو و انرژي ام را گرفت. همچنين دليل زندگي ام شد، چون فكر مي كنم پيش از اين تمام كارهايم را انجام داده ام و كار ديگري براي انجام دادن باقي نمانده است. * چه عنواني براي آن انتخاب؟ كرده ايد - براي يافتن عنوان كتاب، سه بار به حافظ رجوع كردم و تفال زدم و هر سه بار هم چشمه جهان بين آمد. * كتاب قبلي تان فاصله دو نقطه با استقبال خوبي از سوي هنردوستان و دوستداران هنر نقاشي مواجه شد. - بله. و من از اين بابت خيلي خوشحالم، چون نشان مي دهد اگر مردم آن را دوست نداشتند، به چاپ ششم نمي رسيد و اكنون در حال چاپ هفتم است. از موفقيت اين كتاب خرسندم، چون آدم ها را با نقاشي آشتي مي دهد و اگر به خاطر داشته باشيد، آدمهاي معمولي را مطرح مي كند كه ادعايي ندارند و مشغول كارشان هستند و رنگ، طرح، حجم و عشق زندگي شان است. يعني در زندگي عادي خود، مثل همه اند فقط آن لحظه كه پشت سه پايه نقاشي مي نشينند، آدم متفاوتي مي شوند. با اين همه، از جهتي بسيار ناراحت هستم كه هنوز مردم از طريق كتابهايم با آثار نقاشي ام آشنا مي شوند. يعني بازهم ادبيات به كمك من آمد. در حالي كه لازم نبود حتما چنين شود، چون نقاشي قلمروي مستقلي به است هرحال معتقدم كه دوباره از طريق شعر و ادبيات توانستم به معرفي بيشتر نقاشي هايم بپردازم. آيا * فكر نمي كنيد اين قضيه عموميت دارد و به طور كلي به خواست و آگاهي جامعه باز مي گردد تا از هنر نقاشي و ديدن آثار هنري استقبال كنند و از خود تمايل نشان؟ دهند - بايد اين واقعيت تلخ را بپذيريم كه ما فرهنگ نقاشي نداريم و به اين سرعت هم آن فرهنگ را به دست نمي آوريم. در واقع، فرهنگ ما همواره بر ادبيات و شعرمان تكيه داشته دردناك تر است اين كه هنوز چشمان مان به ديدن نقاشي تربيت نشده است، اين حادثه تلخي نيز كه براي من پيش آمده، گوياي اين واقعيت است كه سالها بايد انتظار بكشيم تا يك قلمروي مستقل در اين زمينه ايجاد شود. ناگزير، اين مساله نياز به تجربه و زمان دارد و اين زمان اجتنابناپذير است. مخاطب آثار هنري نيز بايد بتواند كار خوب را با كار بد مقايسه كند و خود به نتيجه برسد. اميدوارم به مدد چشم مان رايانه، بيشتر به ديدار آثار نقاشي عادت كند و نقاشي به تدريج و طي ساليان آينده جزء فرهنگ ما باشد و از هنر نقاشي جدا از ادبيات، شعر، موسيقي و ديگر قلمروهاي متفاوت هنر، لذت ببريم.