Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811017-59487S1

Date of Document: 2003-01-07

محمد ابراهيم جعفري، نقاش: خلاقيت نگاهي نو به واقعيت است محمد ابراهيم جعفري نقاش و از استادان رشته هنر نقاشي كشور كه اكنون مشغول تدريس در چند دانشكده هنري است، اخيرا طي نشستي در موزه هنرهاي معاصر تهران به بحث و بررسي پيرامون تحولات نقاشي جهان اسلام پرداخته است. به همين مناسبت، گفت و شنودي در اين باره و نيز در زمينه هنر نقاشي امروز با وي داريم كه از نظرتان مي گذرد. پيش از هر سخن توصيه اين مدرس دانشگاه به دانشجويان رشته نقاشي اين است كه براي نقاش شدن فقط نبايد به نقاشي نگاه كردو مي گويد: به ياد دارم سالها پيش عليرضا مشايخي در جلسه اي اظهار داشت مردم ايران فكر مي كنند تنها كشوري هستندكه موسيقي سنتي و قديمي دارند و مي خواهند از آن به طور محكم نگهداري كنند; در حالي كه همه دنيا داراي موسيقي سنتي است و بايد پاسدار سنت بود. سنت را نمي توان بار ديگر عينازنده كرد و چيزي كه من به اين مطلب اين مي افزايم، است كه سنت مثل ريشه مي ماند و ريشه اگر بيرون بيايد و هوا بخورد، مي خشكد. ريشه بايد در خاك كهن بماند و بر آن، ساقه ها، برگها، گلها و ميوه هاي جوان برويد; همانطور كه ممكن است ميوه هيچ شباهتي به ريشه نداشته باشد، ميوه هنر نيز شايد شباهت ظاهري به ريشه آن نداشته باشد. اين توضيح را دادم چون اخيرا از دانشجويان مي پرسم چه تعريفي براي هنر، زندگي و خلاقيت؟ داريد به نظر من، اين اشتباه است كه هنرمندان جوان ما فكر مي كنند بايد متوجه دنياي بيرون باشند و ببينند چه خبر است تا همان را سريعا تكرار كنند و به نظر مي رسد كه مدبر خلاقيت آنها پيروز مي شود. چيزي در درون ماست كه اول بايد آن شكل بگيرد. تعريفي كه من از هنر در ذهنم دارم، بزرگترين كلمه اش خلاقيت است. خلاقيت، نگاهي نو به واقعيت است. تخيل، مهمترين انگيزه اي است كه هنر را پيش مي برد. اگر خيال خلاقه نباشد، هنري وجود تعريف ندارد من از اثر هنري نيز، نمايش بيان تخيل خلاق است. در مورد نمايشگاه نقاشي جهان اسلام، تصورم اين است كه فرض كنيد اگر موسسه اي به طور شورايي و به شكل يك جريان، تصميم به جمع آوري انرژي هاي خلاق مربوط به تخيل آدمهايي كه داراي انديشه اسلامي اند، ذهنيت اسلامي دارند و يا حتي به اسلام احترام مي گذارند، مي گيرد، اقدامي بسيار شايسته است. ولي اين كار واقعا دورخيز، تفكر و آزادنگري مي خواهد تا وقتي نوبت به برپايي سومين دوسالانه نقاشي جهان اسلام رسيد، همه آن چه كه ما در ريشه هاي اسلامي و در جريان سيال و خلاق شيعه مان داريم، بتواندهمه هنرمنداني را كه به نحوي دلشان براي آزادي انديشه و درون گرايي، رهايي و يا عرفان مي تپد به شركت در اين جريان وادار كند. از سويي چنانچه كوچكترين اهمال، غفلت و حتي خودخواهي و تنگ نظري در اين فضاي بلند وجود داشته باشد، همه اين مسائل را زير سوال مي برد. بنابراين، انجام چنين كاري آسان نيست. روزي به رئيس وقت موزه هنرهاي معاصر گفتم تعريف من از اين موزه، كشف گوهر خلاقيت، نگهداري اين گوهر براي آيندگان و شناساندن اين گوهر به مردم است. اكنون اين درست تعريف، به همين جريان مربوط مي شود. معني بي ينال براي من يعني تخيل خلاقي كه در دو سال گذشته يا در سالهاي گذشته اي كه هنوز مطرح و ارائه نشده است و شامل ميهماني بزرگي است كه هنرمندان گرد يكديگر جمع مي شوند و مردم جهان را متوجه چنين جرياني مي كنند. به هر حال فكر مي كنم، برگزاري چنين نمايشگاهي نبايد تنها كار يك نهاد بلكه باشد، بايد كمك جهاني نيز داشته باشد. محمد ابراهيم جعفري در پاسخ به اين سوال كه آيا برگزاري نمايشگاهي با عنوان جهان اسلام و به طور كلي برخورد موضوعي با هنر نقاشي به اين شكل، موجب محدوديت آن نمي شود، گفت: اين سوال بسيار خوبي چندي است پيش نمايشگاه كوچكي از آثار هنرمندان مسيحي و نيز هنرمنداني كه به نوعي تابلوهايشان با موضوع مسيحيت ارتباط داشت، در فرهنگسراي دانشجو برپا شده بود. احساس من اين بود كه كميت نمايشگاه مطرح نيست و آنچه مهم است، صميمت آن است، درست است كه مي گويند با يك ستاره شهر چراغان نمي شود و با يك شكوفه باغ، بهاران نمي شود، اما گاهي اوقات اين گونه است كه: اي آن پرطراوت باراني / مهتاب بي دريغ /بياباني چون از سفر به چشم تو /برگردم با شعله هاي آتش /پنهاني هر برگ در نگاه ترم باغي /است هر غنچه شهر شاد چراغاني است. مساله هنر به كميت آن نيست و بايد بگوييم چه كيفيتي برايش قائليم كه در اين صورت ديگر عنوان و محدوديت اسمي وجود ندارد و بايد پذيرفت تمامي آدم هاي فرهيخته، آزاده و پاك مي دانند كه زندگي فقط همين چند حس ما نيست و جريان وسيعي در آن سوي حس ما حضور دارد. اما اگر جرياني برپا كنيم به نام آثار معنوي در هنر جهاني و حتي كلمه اسلام را هم به كار نبريم، كساني كه بپرسند چه افرادي اين نمايشگاه را برپا كرده اند، پاسخ مي شنوند كساني كه نامشان شيعه است و مسلمانند. هنر خيلي وسيع تر از همه حكومتها، همه زمانها و همه هنرمندان است. به همين دليل اخوان ثالث مي گويد: اثر محصول هنري، بي تابي هنرمند است; وقتي كه حساسيتش در پرتو شعور نبوت قرار مي گيرد. اگر ما به اين تعريف برسيم مي بينيم كه هيچ كس نمي تواند براي هنر، محدوده، ديوار، فضا و اندازه درست كند. بايد گذاشت يك جريان سيال، رها باشد تا اگر ذهن حساسي و هنرمند بزرگي وجود دارد، حساسيتش در جريان پرتو اين شعور قرار گيرد. اين هنرمند در جايي ديگر مي گويد: اين روزها، جوانان با افكاري به كار مشغولند بر اين اساس كه معتقدند كاري انجام مي دهند كه اگر آن را عوض كنند كسي آن را نمي شناسد. در حالي كه بعد از هنر مفهومي، ما مي فهميم اينكه چگونه و با چه كار ديگر كنيم، مهم بلكه نيست اين نياز دروني و عصاره تخيل خلاق است كه اهميت دارد. به همين دليل كارهايي كه من انجام مي دهم، نگاهي به كارهاي گذشته دارد سبكها، آثار و تكنيك هاي نقاشي مثل داروهاي پزشكي نيست كه اگر داروي تازه اي به بازار مي آيد، داروي كهنه كنار برود. خسرو سينايي اخيرادر مورد فيلم تازه اش با من صحبت مي كرد و من شعري را برايش خواندم. او به شوخي گفت اين شعر كه دوبيتي در است، حالي كه من قصد دارم تو را به عنوان هنرمند مدرن معرفي كنم. در پاسخ گفتم آيا معتقدي كه در مدرنيسم، اسبيا گاري و يا درشكه وسيله مسافرت؟ نيستند سينايي گفت اسب كه حتما به هست او گفتم اگر اسب هست، هواپيما هم حتما هست. با هواپيمانمي توان از زير شاخه درختان سفر كرد و صداي آب را شنيد. بنابراين هواپيما در مدرنيسم يك وسيله سفر است و من به جوانان مي گويم اگر ريشه در كهن داريد، چه مي روييد، باور چه كنيد، انكار.