Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811016-59482S2

Date of Document: 2003-01-06

چشم انداز شوراها; گذر از رنج ها... مهندس مصطفي كاظمي اسفند ماه سال جاري براي دومين بار مردم سراسر كشور بايد براي انتخاب نمايندگان خود در شوراهاي اسلامي شهر و روستا به پاي صندوق هاي راي بروند. گرچه اقبال مردم در نخستين انتخابات شوراها چندان قابل توجه نبود كه دلايل آن را بايد در زمينه سازي براي اهميت و ضرورت شوراها جست و جو نمود اماهمان حضور اندك در دومين انتخابات در هاله اي از ابهام باقي مي ماند كه اين بار دلايل آن را بايد در عملكرد شوراها به خصوص شوراي شهر تهران جست و جو نمود، نكته اي كه بايد مورد تامل و توجه جدي قرار گيرد نقد واقع بينانه عملكرد شوراها و به دنبال آن دستيابي به شايستگي ها و شاخص هايي است كه بايد كانديداها و منتخبين شوراي دوم واجد آنها باشند. تلاش بر اين است در سلسله مقالاتي به بيان هر يك از آنها پرداخته قبل شود از آن بيان مواردي به عنوان نقد ضرورت دارد. نخست اين كه در نقد عملكرد شوراها نبايد از طريق انصاف خارج شد و شوراهاي موفق را مورد بحث قرار نداد و عملكرد يك شورا را به همه تعميم داد ولي با همه اوصاف خواسته يا ناخواسته تاثير عملكرد شوراي اسلامي شهر تهران به گونه اي بود كه موضوع مديريت شهري را به چالش جدي واداشت. شوراي اسلامي شهر تهران در نخستين انتخاب خود براي شهرداري تهران با همه حساسيت هايي كه به خرج داد و با تاخير نسبتا زياد، به اتفاق آرا شهردار منتخب خود را معرفي نمود و پس از مدت يك سال با شهردار منتخب وارد چالش هاي جدي شد و سرانجام در فرآيندي نه چندان دلپذير و آميخته با ادبيات ناپسند درگفت و گوهاي طرفين و با توافق هاي نهايي صورت گرفته، اولين شهردار منتخب شوراي تهران استعفا داد (لازم به ذكر مي دانم كه تعمدا از به كار بردن شوراي اسلامي شهر تهران پرهيز مي نمايم كه در جاي خود بدان خواهم پرداخت ) و پس از آن نيز در فرصتي كوتاه دومين شهردار توسط شوراي شهر تهران انتخاب و با راي اكثريت مطلق به كار مشغول گرديد. سابقه دومين شهردار منتخب، آينده روشني را براي شهر تهران و آغاز فصل جديدي در مديريت شهرداري را نويد مي داد اما اين مثبت نگري ديري نپاييد. تجربه انتخاب دو شهردار توسط شوراي شهر اين نكته را بارز ساخت كه تعامل شهرداران منتخب با نمايندگان شورا و بالعكس پس از قرارگيري در سمت شهردار تهران، دچار تعارض مي شود كه عمده آن ناشي از زياده خواهي در اختيار و قدرت تلقي مي شد، عدم اعتماد شورا به شهرداراني كه خود برمي گزيند وكم توجهي شهرداران منتخب به نمايندگان شورا، فضايي را پديد آورد كه خاطره هاي تلخ بيشماري در اذهان از شورا و شهرداري به جا گذاشت و در اين ميان شهر همچون كشتي بي ناخدا به دست امواج متلاطم رها گرديد. شوراي شهر از يك سو به جاي پرداختن به مسايل كلان شهر و مديريت آن در معناي وسيع خود به شوراي شهرداري مبدل گشت و شهردار نيز به جاي درگير شدن با مسايل شهر و پيچيدگي هاي آن انرژي خود را مصروف حضور و پاسخگويي هاي بي شمار و بي حاصل در شورا نمود. مي توان گفت هيچ سازماني همچون شهرداري در سال هاي اخير با چالش ها و برخوردهاي چندگانه سياسي مواجه نبوده است و اين امر فارغ از زمينه هاي پديد آورنده آن، شهري با جمعيت حدود ده ميليون نفر و با مسايل عديده و چندجانبه و پيچيده را تحت تاثير خود قرار داده است. مسايلي همچون توسعه بي برنامه شهر، مداخله هاي رسمي و غيررسمي در كالبد شهر، وجود مسايل متعددي نظير زلزله، آب و مسايل اجتماعي كه هر يك به آستانه بحران نزديك تر شده اند و در حالي كه اين كشتي به سوي آينده اي نامعلوم در حركت است آينده اي كه دنيا و مسايل جهاني سهم زيادي در تعيين آن هر دارند يك چه اقتضائاتي را براي مديريت شهر پديد مي آورد به عبارت ديگر مديريت شهري براي اداره چنين مجموعه اي از چه ويژگي هاوشاخصهايي بايد برخوردار باشد. اين همان پرسشي است كه سلسله مقالات حاضر به دنبال دستيابي به پاسخ هايي صريح و روشن براي آن است تا بر آن اساس بتوان افرادي را براي اين كار برگزيد كه از امتياز بيشتري برخوردار باشند.